اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

قواعد فقهیه ج2

قاعدۀ لا ضرر و لا ضرار (بخش دوم) وقاعده لاحرج

0
فقه واصول
جلد ها

جلد دوم قواعد فقهیه،از دروس آیة الله حاج سید محمد محسن حسینی طهرانی قدس سره استاد فقید در این اثر با تمرکز بر تحلیل مبانی، ملازمات و ارتباط این قواعد و ضمایم آن، طرحی جدید از فقه کاربردی در علوم اسلامی و مباحث حقوقی ارائه می نماید. آنچه در این جلد آمده: • بحث علمی - فنی از دو قاعده مهم فقهی: لاضرر و لا ضرار و لاحرج (قاعدۀ لاضرر بیشتر به جنبۀ عقلانی و قاعدۀ لاحرج نظر به جنبۀ ارتکازی دارد) • بررسی رابطۀ قاعده لاضرر با ادلّه احکام اولیه و نقد اشکالات و نظریات مطروحه در این قاعده • تحلیل جهات‌ عقلانی و شرعی در تشریع احکام • توجه به ملازمات بین حکم عقل و شرع و ضرورت سنجش وقایع عرفی با ملاکات عقلانی و شرعی • بررسی ادله، سعه قاعده و رابطه قاعده لاحرج با سایر قواعد

قواعد فقهیه ج2

67
  • حقّ‌التألیف از این باب است، نه از باب اینکه یک قضیۀ عرفیه است؛ چون این قضیۀ عرفیه داخل در تحت این دو ملاک است، پس آیۀ ﴿وَأۡمُرۡ بِٱلۡعُرۡفِ﴾1 شامل آن خواهد شد. یعنی ما نیازی به قاعدۀ لا ضرر و لا ضرار از این باب نداریم، گرچه می‌توانیم به قاعدۀ لا ضرر هم تمسّک بکنیم، همان طور که بعداً تمسّک خواهیم کرد.2

    1. سوره اعراف (٧) آیه ١٩٩.
    2. سایت مکتب وحی، بیانات مؤلف محترم قدس سره در مجمع تحقیق مکتب وحی:
      «نظر فقهی بنده بشخصه این است که تألیف‌های دینی و تألیف‌هایی که جنبۀ الهی دارند حقّ‌تألیف ندارند و مربوط به کلّ جامعه است و شخص نمی‌تواند نسبت به این محدودیتی ایجاد کند. همان‌طورکه اگر کسی بخواهد قرآن، مفاتیح، نهج‌البلاغه، صحیفۀ سجّادیه و روایات ائمه را چاپ کند، کسی نمی‌تواند بگوید فقط بایستی من چاپ کنم و کس دیگری نباید چاپ کند، بلکه هر کسی می‌تواند چاپ کند؛ همین‌طور کلام اولیای الهی، بزرگان، اصحاب اخلاق و معرفت که کلماتشان جنبۀ الهی دارد ـ نه‌اینکه صرفاً یک‌سری مسائل اجتماعی باشد ـ حتی خود آنها هم نمی‌توانند نسبت به مطلبشان إعمال محدودیّت و انحصار کنند؛ چون این مطلب به آنها ارتباط ندارد، بلکه این عنایتی است که از طرف خدا از دهان و قلم و بیان آنها صادر شده است و به جنبۀ ربوبی این مسئله ارتباط دارد.
      بنا بر همین مطلب است که من برای مطالب خودم با اینکه مسائل الهی و ربوبی و این حرف‌ها نیست، ولی اصلاً حقّ‌تألیفی نمی‌فهمم و نمی‌شناسم. بنابراین کتب مرحوم آقا ـ رضوان اللَه علیه ـ و بزرگان را هر کسی در هر جای دنیا می‌تواند چاپ و پخش کند و هیچ‌کسی نمی‌تواند ممانعت کند. بله، نباید دست ببرد، نباید سانسور بکند، و باید به نحو شایسته چاپ بکند؛ این خصوصیات باید رعایت شود، ولی هیچ‌کسی نمی‌تواند جلوی این قضیه و مطلب را بگیرد. هم‌چنین هر کسی می‌تواند به زبان‌های مختلف ترجمه کند و امثال ذلک. این نظر بنده است.
      روی این جهت، آنچه نسبت به آن دغدغه داریم این نیست که کسی بخواهد کار این تألیفات را انجام بدهد، چون هر کسی بخواهد می‌تواند این کار را انجام بدهد، و از این نقطه‌نظر ایرادی نیست. ایراد این است که وقتی انسان به جمعی یا مکتبی منتسب است، افراد به او از دید آن مکتب نگاه می‌کنند. شخصی در یک جا صحبت کرده بود و حرف نامربوطی زده بود که اول متوجه من بود، چون از آنجا خبر آوردند که این آقا که منتسب به شما است، در فلان‌جا یک‌چنین چیزی گفته است. ببینید، طرف گریبان او را نمی‌گیرد، بلکه خیلی راحت می‌گوید: «فلان آقا اینجا می‌رود و می‌آید!» متوجه شدید! پس اگر ما کار خلافی می‌کردیم به آقا نسبت می‌دادند: «این پسر آقاست!» ← ← خواهی‌نخواهی این مسئله هست و یک‌چنین مطلبی وجود دارد.
      وقتی این مطلب هست، آن‌وقت انسان باید کاری که انجام می دهد در فضای همین مجموعه شکل بگیرد و در این فضا بایستی تصویب شود و انجام شود.»