
قواعد فقهیه ج2
قاعدۀ لا ضرر و لا ضرار (بخش دوم) وقاعده لاحرج
جلد دوم قواعد فقهیه،از دروس آیة الله حاج سید محمد محسن حسینی طهرانی قدس سره استاد فقید در این اثر با تمرکز بر تحلیل مبانی، ملازمات و ارتباط این قواعد و ضمایم آن، طرحی جدید از فقه کاربردی در علوم اسلامی و مباحث حقوقی ارائه می نماید. آنچه در این جلد آمده: • بحث علمی - فنی از دو قاعده مهم فقهی: لاضرر و لا ضرار و لاحرج (قاعدۀ لاضرر بیشتر به جنبۀ عقلانی و قاعدۀ لاحرج نظر به جنبۀ ارتکازی دارد) • بررسی رابطۀ قاعده لاضرر با ادلّه احکام اولیه و نقد اشکالات و نظریات مطروحه در این قاعده • تحلیل جهات عقلانی و شرعی در تشریع احکام • توجه به ملازمات بین حکم عقل و شرع و ضرورت سنجش وقایع عرفی با ملاکات عقلانی و شرعی • بررسی ادله، سعه قاعده و رابطه قاعده لاحرج با سایر قواعد
قواعد فقهیه ج2
66همچنین فرض کنید در تصادفاتی که اتفاق میافتد و راننده هم بزرگ است و بچهای را زیر میگیرد، آیا میتوانیم مطلقاً بگوییم راننده باید دیهاش را بپردازد؟! شاید پدر و مادر این بچهای که الآن روی زمین افتاده است، او را رها کرده بودند و او هم یکدفعه وسط خیابان آمده بود. شاید ترمزش خراب بوده است؛ آیا میتوانیم بگوییم که حتماً راننده هم متوجّه بوده است که ترمزش خراب است؟!
اینها خیلی مهم است و ما بهجای اینکه بگوییم این راننده زده و کشته است پس باید دیه بدهد، باید با توجّه به تمام این مسائل منحیثالمجموع، مقدار ضرر و جنایت را اندازهگیری کنیم.
در قضیۀ حقّالتألیف هم اینطور نیست که تا یک نفر تألیفی کرد بگوییم که حق و حقوقش محفوظ است؛ بلکه باید ببینیم این تألیفی که کرده از چه راهی کرده است؟ آیا در منزلش نشسته و تألیف کرده یا از امکانات دیگران استفاده کرده است؟ یک وقت شخصی اینطور تألیف کرده که پشت کامپیوتر نشسته است و در عرض ده ثانیه از طریق آن مرکزی که ارتباط دارد موضوعات مختلف از فلان کتاب برایش جمعآوری میشود و بعد هم یک پرینتر کنارش است و اینها را مینویسد و یادداشت میکند و در عرض دو روز یک کتاب مینویسد و بیرون میدهد و میگویند که این آقا مؤلف است! آیا این حقّالتألیف شد؟! این که تمام امکاناتش را از دیگران گرفته است و دیگران برایش جمع کردهاند! چه مقداری از خودت تألیف کردی؟ همۀ اینها در تعلّق حقّالتألیف دخالت دارد.
بنابراین اینطور نیست که ما بگوییم که این شخص تألیف کرده است، پس باید تمام حقوق تألیف به او تعلق بگیرد؛ بلکه این مسئله خیلی مشکل و قابل بررسی و دقّت است و تا حدودی در بحث لا ضرر میآید که حدود آن چه مقدار است. البته ما الآن فقط اشاراتی میکنیم و در موارد جزئی باید خودمان تتبّع کنیم و در آنها دقّت کنیم.
بنابراین حقّالتألیف به این جهت که داخل در تحت ملاک احقاق حق است، معروف میشود و چون خلاف آن، تضییع حق است منکر میشود. معروفیت و منکریّت
