اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

قواعد فقهیه ج2

قاعدۀ لا ضرر و لا ضرار (بخش دوم) وقاعده لاحرج

0
فقه واصول
جلد ها

جلد دوم قواعد فقهیه،از دروس آیة الله حاج سید محمد محسن حسینی طهرانی قدس سره استاد فقید در این اثر با تمرکز بر تحلیل مبانی، ملازمات و ارتباط این قواعد و ضمایم آن، طرحی جدید از فقه کاربردی در علوم اسلامی و مباحث حقوقی ارائه می نماید. آنچه در این جلد آمده: • بحث علمی - فنی از دو قاعده مهم فقهی: لاضرر و لا ضرار و لاحرج (قاعدۀ لاضرر بیشتر به جنبۀ عقلانی و قاعدۀ لاحرج نظر به جنبۀ ارتکازی دارد) • بررسی رابطۀ قاعده لاضرر با ادلّه احکام اولیه و نقد اشکالات و نظریات مطروحه در این قاعده • تحلیل جهات‌ عقلانی و شرعی در تشریع احکام • توجه به ملازمات بین حکم عقل و شرع و ضرورت سنجش وقایع عرفی با ملاکات عقلانی و شرعی • بررسی ادله، سعه قاعده و رابطه قاعده لاحرج با سایر قواعد

قواعد فقهیه ج2

59
  • می‌شمارند؛ مثلاً سابق در دربار و در میان اعیان و اشراف فرانسه رسم بر این بود که رفتن زنان به حمام، عیب و نقص به شمار می‌آمد، به‌جهت‌اینکه می‌گفتند:

  • برای ما زشت است که حمام برویم! مگر بدن ما هم چرک و کثیف می‌شود که به حمام برویم و شستشو بدهیم؟!

  •  الآن این عطرهایی که می‌بینید به‌خاطر همان است که اینها حمام نمی‌رفتند و بالأخره دچار اشکال می‌شدند و بعداً به‌خاطر رفع آن اشکال، از این عطرها و مانند اینها استفاده می‌کردند.1 ابتدا و ریشۀ همۀ این عطرها به‌خاطر آن جهت است و از آنجا آمده است. در آنجا این قضیۀ منکریّت رفتن به حمام یک مسئلۀ عرفی بوده است و حتی مردم آن زمان هم آن را پذیرفته و امضاء کرده بودند.

  •  حالا صحبت در این است که ما اصلاً کاری به شرع نداریم، آیا این قضیۀ عرفی فی‌حدّ نفسه مطلوب عقل است و این مطلبی را که الآن عرف مستحسن می‌شمارد، عقل هم آن را امضاء می‌کند یا نه؟! عقل، نظافت را مستحسن می‌شمارد و نظیف بودن و پاک بودن را جزء امور فطری می‌داند و عقل اصلاً با امر فطری مخالفت ندارد، بلکه موافقت دارد.

  •  یکی از چیزهایی که عقل به‌عنوان ملاک کلی، آن را رد می‌کند تفاخر ملی است؛ یعنی یک گروه به‌واسطۀ یک خصوصیتشان بر دیگران فخر بفروشند و این تفاخر در کارها و افعال و اعمالشان تأثیر بگذارد. این مطلب را عقل رد می‌کند، چون همۀ مردم علی‌السّواء هستند و معنا ندارد شما به عنوان اینکه جزء اعیان و اشراف و امثال‌ذلک هستید بخواهید به دیگری فخر بفروشید.2

    1. رجوع شود به تاریخ قرون وسطی تا جنگ صد ساله، آلبر ماله و ژوال ایزاک، ترجمه عبدالحسین هژیر، ص ٣٩١؛ پطر کبیر، رابرت ماسی، ترجمه ذبیح‌اللَه منصوری؛ تاریخ تمدن، ویل دورانت، ترجمه ابوالقاسم طاهری، ج ٤، ص ٥٠١ ـ ٥٠٣؛ زندگی و تمدن در قرون وسطا، صدرالدین میرانی، ص ٤٥؛ مطهّرات در اسلام، مهدی بازرگان، ص ٣٦ و ٣٧.
    2. جهت کسب اطلاع بیشتر رجوع شود به نور ملکوت قرآن، ج ٤ ص ١٣٦.