اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

قواعد فقهیه ج2

قاعدۀ لا ضرر و لا ضرار (بخش دوم) وقاعده لاحرج

0
فقه واصول
جلد ها

جلد دوم قواعد فقهیه،از دروس آیة الله حاج سید محمد محسن حسینی طهرانی قدس سره استاد فقید در این اثر با تمرکز بر تحلیل مبانی، ملازمات و ارتباط این قواعد و ضمایم آن، طرحی جدید از فقه کاربردی در علوم اسلامی و مباحث حقوقی ارائه می نماید. آنچه در این جلد آمده: • بحث علمی - فنی از دو قاعده مهم فقهی: لاضرر و لا ضرار و لاحرج (قاعدۀ لاضرر بیشتر به جنبۀ عقلانی و قاعدۀ لاحرج نظر به جنبۀ ارتکازی دارد) • بررسی رابطۀ قاعده لاضرر با ادلّه احکام اولیه و نقد اشکالات و نظریات مطروحه در این قاعده • تحلیل جهات‌ عقلانی و شرعی در تشریع احکام • توجه به ملازمات بین حکم عقل و شرع و ضرورت سنجش وقایع عرفی با ملاکات عقلانی و شرعی • بررسی ادله، سعه قاعده و رابطه قاعده لاحرج با سایر قواعد

قواعد فقهیه ج2

55
  • در این‌صورت دیگر لازم نیست از امر عرفی پیروی کرد، زیراکه نصّ شرعی بر کراهت و یا بر حرمت آن وارد شده است.

  •  نکته‌ای که می‌خواهم در اینجا بیان بکنم این است: این‌طور نیست که شارع در اینجا بر یک امر عرفی، نصّ برخلاف کرده باشد؛ بلکه چون با ملاکات کلّیۀ خودش مخالف است دیگر اعتباری به آن امر عرفی نیست. این نکته در اینجا نیامده است، ولی در اینجا بیان می‌کنم تا اینکه بعداً این قضیه بهتر روشن بشود.

  • و این نص، در حکم دلیل مخصِّص و مقیّد نسبت به عمومات و مطلقات است، و نظیر این امثله بسیار است؛ و اما اگر هیچ دلیل مخصّص و مقیّدی در بین نباشد و آن امر، مکروه و محرّم به شمارش نیاید و عرف بنا بر طرز تفکّر فطری و غریزی و یا براساس تعلیمات اکتسابی آن را نیکو و محترم بشمارد مراعات آن البته لازم است.1

  • در اینجا می‌بینیم که نظر ایشان بر این است که این موضوع را به‌عنوان عرفیتی که دارد باید بپذیریم مگر اینکه از طرف شارع ردعی باشد.

  •  من‌باب‌مثال در یک عرف، روز دوشنبه را عید می‌گیرند و به هم سر می‌زنند یا مثلاً هر جامعه و هر قبیله‌ای برای خودشان در مجالس عروسی و عزا و مانند آن، سنّت‌هایی دارند، مثلاً بعضی‌ها برای مرده بیستم می‌گیرند، ثلاثین می‌گیرند، دهه می‌گیرند و امثال‌ذلک. اینها دأب و دَیْدنشان این‌طور است و از طرف شارع هم ردعی نیامده است، پس اینها تماماً صحیح است. ولی می‌بینیم در خصوص اربعین نظر شارع نظر خلاف است.2

  • حجیّت قول لغوی براساس استقراء فهم عرفی

  • تلیمذ: لغویّین که شرع را هم در معنای عرف دخالت داده‌اند شاید به لحاظ تقیّدشان به دین اسلام باشد. آن‌وقت دیگر نمی‌توانیم قول آنها را دلیل بگیریم که عرف آن چیزی است که شرع در آن دخالت داشته است؛ یعنی اگر بخواهیم قول آنها

    1. همان، ص ٢١٤.
    2. رجوع شود به اربعین در فرهنگ شیعه، ص ٧٥ ـ ١٠٤.