
قواعد فقهیه ج2
قاعدۀ لا ضرر و لا ضرار (بخش دوم) وقاعده لاحرج
جلد دوم قواعد فقهیه،از دروس آیة الله حاج سید محمد محسن حسینی طهرانی قدس سره استاد فقید در این اثر با تمرکز بر تحلیل مبانی، ملازمات و ارتباط این قواعد و ضمایم آن، طرحی جدید از فقه کاربردی در علوم اسلامی و مباحث حقوقی ارائه می نماید. آنچه در این جلد آمده: • بحث علمی - فنی از دو قاعده مهم فقهی: لاضرر و لا ضرار و لاحرج (قاعدۀ لاضرر بیشتر به جنبۀ عقلانی و قاعدۀ لاحرج نظر به جنبۀ ارتکازی دارد) • بررسی رابطۀ قاعده لاضرر با ادلّه احکام اولیه و نقد اشکالات و نظریات مطروحه در این قاعده • تحلیل جهات عقلانی و شرعی در تشریع احکام • توجه به ملازمات بین حکم عقل و شرع و ضرورت سنجش وقایع عرفی با ملاکات عقلانی و شرعی • بررسی ادله، سعه قاعده و رابطه قاعده لاحرج با سایر قواعد
قواعد فقهیه ج2
47هرچه عرف آن را پسندیده میشمارد پیغمبر باید امر به آن بکند؟ چهبسا ممکن است عرف پسندیده بهحساب بیاورد ولی شارع ناپسند بداند، یا عرف ناپسند بهحساب بیاورد ولی شارع پسندیده بداند!
مرحوم حضرت آیةاللَه والد حقّالتألیف را نه از طریق قاعدۀ لا ضرر و لا ضرار، بلکه از عرفیت و آیات آمره به عرف اثبات کردهاند.1 ایشان ابتدا معنای عُرف و معروف را میآورند تا ببینیم که لغویّون عرف را چه معنایی کردهاند:
بررسی معنای عرف در لغت
در اقرب الموارد میگوید:
العُرفُ (بالضمّ): المَعروفُ و الجُود؛ «به هر امر معروفی و به بخشش، عرف میگویند.»
و اسمُ ما تَبذُله و تُعطِیه، و مَوجُ البَحرِ، و ضِدُّ النُّکْر، و هو کلُّ ما تَعرِفُهُ النّفسُ مِنَ الخَیرِ و تَطمَئِنُّ إلیه. تَقول: «أولاهُ عرفًا» أی: معروفًا.
عُرفُ اللِّسانِ: ما یُفهَمُ مِنَ اللَّفظِ بِحَسَبِ وَضعِهِ اللُّغَویِّ.
عُرفُ الشّرعِ: ما فَهِمَ منه حَمَلَةُ الشّرعِ و جَعلوهُ مَبنَی الأحکامِ.
العُرفُ: هو مَا استَقرَّ فِی النُّفوسِ مِن جِهَةِ شهاداتِ العُقولِ و تَلَقَّتهُ الطِّباعُ السَّلیمةُ بالقَبول.2
یعنی ایشان در ثبوت معنای عرف شرعی (آنچه شرع آن را پسندیده بشمرد)، حَمَلۀ
- امام شناسی، ج ١٥، ص ٩٢ ـ ١٠١؛ مطلع انوار، ج ٧، ص ٢٠٧ ـ ٢١٤.
- أقرب الموارد، ج ٣، ص ٥٢٣ و ٥٢٤. امام شناسی، ج ١٥، ص ٩٦:
«”العُرفُ“ با ضمّه به معنی معروف و جود نمودن است، و اسم است برای چیزی که بذل میکنی. و به موج دریا هم عرف گفته میشود. و ضدّش نُکْر میباشد.
عُرْف عبارت است از چیزی که نفس انسان آن را خیر میشناسد و بدان آرام میگیرد. میگویی: ”أولاهُ عُرفًا“ یعنی کار نیکویی برای او انجام داد.
عُرفِ زبان عبارت است از آنچه که از لفظ برحسب وضع لغوی آن فهمیده میشود؛ و عرف شرع عبارت است از آنچه که حاملین شرع از آن میفهمند و آن را مبنای احکام قرار میدهند.
عُرف عبارت است از آنچه که بهواسطۀ شهادتهای اندیشهها و خردها در نفوس استقرار پیدا میکند و طبعهای سلیم آن را تلقّی به قبول مینمایند.»
