اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

قواعد فقهیه ج2

قاعدۀ لا ضرر و لا ضرار (بخش دوم) وقاعده لاحرج

0
فقه واصول
جلد ها

جلد دوم قواعد فقهیه،از دروس آیة الله حاج سید محمد محسن حسینی طهرانی قدس سره استاد فقید در این اثر با تمرکز بر تحلیل مبانی، ملازمات و ارتباط این قواعد و ضمایم آن، طرحی جدید از فقه کاربردی در علوم اسلامی و مباحث حقوقی ارائه می نماید. آنچه در این جلد آمده: • بحث علمی - فنی از دو قاعده مهم فقهی: لاضرر و لا ضرار و لاحرج (قاعدۀ لاضرر بیشتر به جنبۀ عقلانی و قاعدۀ لاحرج نظر به جنبۀ ارتکازی دارد) • بررسی رابطۀ قاعده لاضرر با ادلّه احکام اولیه و نقد اشکالات و نظریات مطروحه در این قاعده • تحلیل جهات‌ عقلانی و شرعی در تشریع احکام • توجه به ملازمات بین حکم عقل و شرع و ضرورت سنجش وقایع عرفی با ملاکات عقلانی و شرعی • بررسی ادله، سعه قاعده و رابطه قاعده لاحرج با سایر قواعد

قواعد فقهیه ج2

45
  • تعرّب و جاهلیت تعلّق نمی‌گیرد.

  • ملاکات کلّیۀ شارع برای حسن و قبح‌های عرفی

  •  بنابراین ما در اینجا این مطلب را استفاده می‌کنیم که شارع برای خودش یک سری ملاکاتی برای حسن‌وقبح دارد. ایثار و انفاق یکی از ملاکات است. یک وقت این ایثار و انفاق در یک عرف و در یک مسئله، موافق با این ملاک درمی‌آید، مانند آنچه در زمان جاهلیت، اعراب جاهلی نسبت به مهمان انجام می‌دادند؛ در این‌صورت شارع خیلی هم تعریف و تمجید می‌کند و می‌گوید که شما هم مثل آنها باشید.

  •  اما یک وقت در یکی از عرف‌ها مثل زماننا هذا، در اروپا و غرب ایثار نیست و خود انفاق و ایثار اصلاً ضدّ ارزش می‌شود! چون مثلاً در آنجا محدودیّت است و هر کسی هر کاری می‌کند دسترنج خودش را می‌برد، یا مثلاً در آنجا خرج گران است. البته تمام این دلایل همه بیخود و بیهوده است و عمدۀ زندگی در آنجا زندگی حیوانی است! اما درهرحال الآن این مسئلۀ ایثار و بخشش در آنجا مسئلۀ ضدّ عرفی شده است. در مقابل، عرف این می‌شود که مثلاً هر کسی پول خودش و سهم خودش را حساب بکند و خلاف این را ابلهیّت و خلاف زرنگی و خلاف سیاست و خلاف عقل و درایت به‌حساب می‌آورند. ولی وقتی که ما به شرع نگاه می‌کنیم می‌بینیم نه‌خیر، شرع همین مسئلۀ عرفی را چون با ملاکات خودش در تعارض می‌بیند، مردود اعلام می‌کند.

  • مردود بودن معروف‌ها و منکرهای مبتنی بر اهواء و آراء نفسانی

  •  بنابراین شرع نه می‌تواند هر قضیۀ عرفی را به عنوان ممدوحیّت عرفی، مورد امضاء قرار بدهد و نه می‌تواند هر مسئلۀ عرفی را به عنوان مقبوحیّت عرفی، مورد انکار و ردع قرار بدهد.

  •  در روایت داریم:

  • یَرکَبُ الحِمارَ العاری و یُردِفُ خَلفَه؛1 «پیغمبر اکرم سوار الاغ می‌شد و یکی را هم پشتش می‌نشاند.»

  • و این امر خلاف عرف آن زمان بود. اصلاً به‌طور کلّی مبنای اسلام بر مخالفت با

    1. نهج البلاغة (صبحی صالح)، ص ٢٢٨.