
قواعد فقهیه ج2
قاعدۀ لا ضرر و لا ضرار (بخش دوم) وقاعده لاحرج
جلد دوم قواعد فقهیه،از دروس آیة الله حاج سید محمد محسن حسینی طهرانی قدس سره استاد فقید در این اثر با تمرکز بر تحلیل مبانی، ملازمات و ارتباط این قواعد و ضمایم آن، طرحی جدید از فقه کاربردی در علوم اسلامی و مباحث حقوقی ارائه می نماید. آنچه در این جلد آمده: • بحث علمی - فنی از دو قاعده مهم فقهی: لاضرر و لا ضرار و لاحرج (قاعدۀ لاضرر بیشتر به جنبۀ عقلانی و قاعدۀ لاحرج نظر به جنبۀ ارتکازی دارد) • بررسی رابطۀ قاعده لاضرر با ادلّه احکام اولیه و نقد اشکالات و نظریات مطروحه در این قاعده • تحلیل جهات عقلانی و شرعی در تشریع احکام • توجه به ملازمات بین حکم عقل و شرع و ضرورت سنجش وقایع عرفی با ملاکات عقلانی و شرعی • بررسی ادله، سعه قاعده و رابطه قاعده لاحرج با سایر قواعد
قواعد فقهیه ج2
43آزاد کردن جنبههای غیر لِلّه داشت، مثلاً در راه بتها بود ـ و شارع اصل عتق را امضاء میکند، اما در خصوصیّاتش تغییری میدهد؛ یا مثلاً بیع بود و شارع آن را امضاء میکند، ولی در بعضی از اقسامش تغییری میدهد، مثلاً بیع کالی به کالی یا بیع غیر ممیّز را باطل اعلام میکند؛ یا مثلاً در نکاح، همین ایجاب و قبول در زمان جاهلیت هم بود و شارع همان را بدون کمترین تغییری امضاء میکند، به اینصورت که انشاء از طرف زن باشد و قبول هم از طرف مرد باشد، لذا ما میبینیم عقدهایی که در زمان جاهلیت بوده است با زمان ما فرقی نداشته است،1 یعنی در همان زمان مَهر و امثالذلک بوده است، الآن هم همینطور است و نحوۀ صیغۀ عقدِ خود رسول خدا هم مثل همین عقدی است که الآن هست.2 اینها احکام امضائی هستند.
قاعدۀ عدم ردع شارع از سنن پسندیدۀ اقوام
پس اینکه الآن شارع، شرعی را بهوجود آورده است دلیل نمیشود که تمام احکامی که قبلاً بوده است باطل باشد. بر همین اساس است که بعضیها قائل شدهاند که هر آنچه جزء آداب و رسوم پسندیدۀ ملل است و از طرف شارع ردع و منعی نسبت به آن نرسیده است، از طرف شارع ممضا خواهد بود؛ یعنی کبرای قضیه به این کیفیت است که ما در شرع دلیلی نداریم که آداب و رسوم پسندیدۀ مللِ دیگر را مردود اعلام کرده باشد. از اینجا استفاده میشود که رسم و دَیدن شارع مبارزه با آداب و رسوم ملل به هر کیفیت و موقعیّتی نیست.
منبابمثال آقایان صغرای این قضیه را مسائل نوروز قرار دادهاند:
راجع به نوروز و عید نوروز، سنن و آدابی هست و نسبت به آن ردعی نشده است و روایاتی هم که در اینجا آمده مؤیّد است.3
کبرای این قضیه، یعنی اینکه شارع همۀ آداب و رسوم را ردع نکرده است،
- المفصل فی تاریخ العرب قبل الإسلام، جواد علی، ج ٥، ص ٥٣٣.
- الکافی، ج ٥، ص ٣٧٤ ـ ٣٧٦.
- رجوع شود به نوروز در جاهلیت و اسلام، ص ٩٥ ـ ١٩٧.
