
قواعد فقهیه ج2
قاعدۀ لا ضرر و لا ضرار (بخش دوم) وقاعده لاحرج
جلد دوم قواعد فقهیه،از دروس آیة الله حاج سید محمد محسن حسینی طهرانی قدس سره استاد فقید در این اثر با تمرکز بر تحلیل مبانی، ملازمات و ارتباط این قواعد و ضمایم آن، طرحی جدید از فقه کاربردی در علوم اسلامی و مباحث حقوقی ارائه می نماید. آنچه در این جلد آمده: • بحث علمی - فنی از دو قاعده مهم فقهی: لاضرر و لا ضرار و لاحرج (قاعدۀ لاضرر بیشتر به جنبۀ عقلانی و قاعدۀ لاحرج نظر به جنبۀ ارتکازی دارد) • بررسی رابطۀ قاعده لاضرر با ادلّه احکام اولیه و نقد اشکالات و نظریات مطروحه در این قاعده • تحلیل جهات عقلانی و شرعی در تشریع احکام • توجه به ملازمات بین حکم عقل و شرع و ضرورت سنجش وقایع عرفی با ملاکات عقلانی و شرعی • بررسی ادله، سعه قاعده و رابطه قاعده لاحرج با سایر قواعد
قواعد فقهیه ج2
40«المُؤمِنونَ عندَ شُروطِهِم» در شرط ضمن عقد جنبۀ فقهی دارد؛ اما در شرط ابتدایی جنبۀ فقهی ندارد، بلکه جنبۀ اخلاقی دارد.
این درست نیست؛ چون چه کسی میگوید در شرط ابتدایی فقط جنبۀ اخلاقی دارد؟! بلکه تمام اینها جنبۀ فقهی دارد و حرام است.
فقهی بودن بسیاری از دستوراتِ به ظاهر اخلاقی در اسلام
همچنین روایاتی از پیغمبر اکرم و ائمه علیهم السّلام وجود دارد که ایذاء مؤمن بأیِّ وجهٍ کان حرام است، و تضییع حقوق مؤمنین حرام است. تمام اینها حدود و ثغور اجرای قاعدۀ لا ضرر را بیان میکند، نهاینکه اینها مسائل اخلاقی باشد. ایذاء مؤمن و تصرف در آن حقوق و تصرف در أعراض حرام است. پس همۀ اینها احکام فقهی است.
لذا این احکام باید ضامن اجرا هم داشته باشد؛ مثلاً در حکومت اسلام کسی که غیبت میکند باید تعزیر بشود.1 در شرط ابتدایی هم همینطور است؛ مثلاً اگر در محکمه ثابت بشود که این دوتا با هم قرار گذاشتهاند که این مال را کمتر نفروشند، حاکم باید اینها را تحلیف کند و آن فرد قسم بخورد و حاکم هم باید حکم کند. لذا ما به همۀ آثار فقهی بودن این احکام ملتزم هستیم. این حرفهایی که اینها میگویند: «شرط ابتدایی تعهد اخلاقی است» همهاش مندرآوردی است. یا مثلاً اگر دو مؤمن روی این اساس که به قیمت کمتر نفروشند، شرط کردهاند، بعد یکی از آنها ورشکست شده است و بر سر اموالش زده است و حالا به ثلث قیمت هم نمیخرند؛ آیا میتوانیم بگوییم که این فقط یک تعهّد اخلاقی است و هیچ جنبۀ اجرایی ندارد؟! بیجا میکند کسی این حرف را بزند! باید حسابی آن شریک متخلف را مجازات کنند و باید آبرویش را هم ببرند! این حرفها چیست؟!
بررسی ملاک عرف و معروف بودن
حالا صحبت در این است که ملاک ما برای بهدست آوردن معروفیت و عدم معروفیّت، یا همان حسنوقبح چیست؟ به چه چیز معروف گفته میشود و به چه
- مبانی تکملة المنهاج، خویی، ج ٢، ص ٤٠٧:
«مَن فَعَلَ مُحرّمًا أو تَرَکَ واجبًا إلهیًّا عالمًا عامدًا عَزَّرَهُ الحاکمُ حسبَ ما یَراه مِنَ المَصلِحَة.»
- مبانی تکملة المنهاج، خویی، ج ٢، ص ٤٠٧:
