اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

قواعد فقهیه ج2

قاعدۀ لا ضرر و لا ضرار (بخش دوم) وقاعده لاحرج

0
فقه واصول
جلد ها

جلد دوم قواعد فقهیه،از دروس آیة الله حاج سید محمد محسن حسینی طهرانی قدس سره استاد فقید در این اثر با تمرکز بر تحلیل مبانی، ملازمات و ارتباط این قواعد و ضمایم آن، طرحی جدید از فقه کاربردی در علوم اسلامی و مباحث حقوقی ارائه می نماید. آنچه در این جلد آمده: • بحث علمی - فنی از دو قاعده مهم فقهی: لاضرر و لا ضرار و لاحرج (قاعدۀ لاضرر بیشتر به جنبۀ عقلانی و قاعدۀ لاحرج نظر به جنبۀ ارتکازی دارد) • بررسی رابطۀ قاعده لاضرر با ادلّه احکام اولیه و نقد اشکالات و نظریات مطروحه در این قاعده • تحلیل جهات‌ عقلانی و شرعی در تشریع احکام • توجه به ملازمات بین حکم عقل و شرع و ضرورت سنجش وقایع عرفی با ملاکات عقلانی و شرعی • بررسی ادله، سعه قاعده و رابطه قاعده لاحرج با سایر قواعد

قواعد فقهیه ج2

37
  •  این خیلی مسئلۀ دقیقی است، و خیلی فروعات و مسائل بر این بار می‌شود. من‌باب‌مثال یکی از مسائلی که می‌توانیم از این مدنیّت استنباط بکنیم این است:

  •  می‌گویند: اگر کسی در یک جا دکّانی بزند، شهرداری اجازه نمی‌دهد که یک دکان دیگر از همان صنف در کنارش زده شود، بلکه این شخص دوم باید برود در یک جای دیگر دکان بزند؛ برای اینکه الآن بین آن کاسبی که در اینجا دکان زده و بین اهالی آن محل، ارتباط متقابلی ایجاد می‌شود که آن ارتباط متقابل ایجاب می‌کند که این شخص به‌واسطۀ این کارش به منافعی برسد. اگر این ارتباط به‌واسطۀ شریک و رقیبی از بین برود، کار آن شریک مخالف با تعهّدی است که انجام شده است. حتی افراد هم نباید از این شخص دوم جنس بخرند، بلکه الفضلُ لِمَن سَبَق، یعنی باید از این کسی که اولاً در اینجا دکاّن زده است جنس بخرند.1

  •  اینها مسائلی است که ما در قوانین مدنی کشورهای دیگر هم می‌بینیم، ولی الآن اینجا بی‌نظم و قاعده شده است و اگر ده تا دکان میوه‌فروشی یا دو سه‌تا نانوایی کنار هم باشند کسی توجه ندارد؛ درحالتی‌که اینها براساس ریزه‌کاری‌های عقلائیه و مدنیّت است که اقتضاء می‌کند انسان آن قواعد را رعایت کند.

  •  لذا می‌گوییم که قاعدۀ لا ضرر خیلی وسیع است، این‌قدر وسعت دارد که اصلاً می‌توانیم بگوییم که هیچ قاعده‌ای را نمی‌توانیم به وسعت و اندازۀ این قاعده بسنجیم! این‌قدر مسئله دقیق است!

  •  در هر صورت، چه ما اجتماع را اصالت بدهیم و چه اصالت ندهیم و اصالت با

    1. الکافی، ج ٥، ص ١٥٥:
      «عن أبی‌عَبدِاللَهِ علیه السّلام قال: قال أمیرُ المُؤمِنینَ علیه السّلام: ”سوقُ المُسلِمینَ کَمَسجِدِهِم، فَمَن سَبَقَ إلیٰ مَکانٍ فَهوَ أحَقُّ بِهِ إلَی اللَّیلِ.“
      عن أبی‌عَبدِاللَهِ علیه السّلام قال: ”سوقُ المُسلِمینَ کَمَسجِدِهِم، یَعنی إذا سَبَقَ إلَی السّوقِ کان لَهُ مِثلَ المَسجِدِ.“»