
قواعد فقهیه ج2
قاعدۀ لا ضرر و لا ضرار (بخش دوم) وقاعده لاحرج
جلد دوم قواعد فقهیه،از دروس آیة الله حاج سید محمد محسن حسینی طهرانی قدس سره استاد فقید در این اثر با تمرکز بر تحلیل مبانی، ملازمات و ارتباط این قواعد و ضمایم آن، طرحی جدید از فقه کاربردی در علوم اسلامی و مباحث حقوقی ارائه می نماید. آنچه در این جلد آمده: • بحث علمی - فنی از دو قاعده مهم فقهی: لاضرر و لا ضرار و لاحرج (قاعدۀ لاضرر بیشتر به جنبۀ عقلانی و قاعدۀ لاحرج نظر به جنبۀ ارتکازی دارد) • بررسی رابطۀ قاعده لاضرر با ادلّه احکام اولیه و نقد اشکالات و نظریات مطروحه در این قاعده • تحلیل جهات عقلانی و شرعی در تشریع احکام • توجه به ملازمات بین حکم عقل و شرع و ضرورت سنجش وقایع عرفی با ملاکات عقلانی و شرعی • بررسی ادله، سعه قاعده و رابطه قاعده لاحرج با سایر قواعد
قواعد فقهیه ج2
36بین دو نفر است و یکی از اینها باید چاهِ آبش را پر کند والاّ نسبت به جاهای دیگر خللی پیش میآید. اینها باید قرعه بیندازند و یکی باید چاهش را پر کند و دیگران به این کسی که چاهش را پر میکند باید آب بدهند. این کاری به اجتماع ندارد، حتی در مورد افراد و حتی در محیط خانواده هم مسئله همینطور است.
بنابراین این درست نیست که ما بگوییم که فرد فدای اجتماع میشود. هیچوقت فرد فدای اجتماع نمیشود؛ بلکه فرد از حقّی میگذرد و آن حق بعداً به او داده خواهد شد، حالا اگر این فرد نباشد شخص دیگری باید از حقّش بگذرد. این گذشتن از حق به لحاظ اجتماع نیست، بلکه به لحاظ خودش است؛ یعنی اگر این فرد از حقّش نگذرد باز هم ضرر متوجّه شخص خودش میشود و به ضرر اهمّی مبتلا خواهد شد. وقتی که حقّ این فرد را میدهند دیگر کجا به این گذشتن از حق، ضرر میگویند؟!
فرض کنید که دارند یک خیابان میکشند و باید منزل فردی را خراب کنند. او میگوید من منزلم را نمیدهم، درحالیکه باید بدهد و در عوض به او منزل دیگری بدهند. آیا میتوانیم بگوییم که این فرد فدای اجتماع شده است؟! در اینصورت اگر این منزل خراب نشود، این شلوغی خیابان و ازدحام متوجّه خود او هم خواهد شد و خودش هم بیچاره میشود. بالأخره وقتی که انسان مدنیّبالطبع است، نمیتواند خودش را از آثار مدنیّت جدا نگه دارد. بنابراین اجتماع به عنوان یک نظام جدای از فرد هیچوقت تلقّی نخواهد شد، بلکه نظام اجتماع، نظامی است متشکل از تکتک افرادی که آن را تشکیل دادهاند.
مدنیّت، تعهّد ضمنی برای قبول آثار اجتماع
بهعبارتدیگر، هر کسی در این اجتماع آمده است کأنّ برای قبول آثار این اجتماع یک تعهّد ضمنی داده است که اگر نفعی پیش آمد من پیشقدم میشوم و اگر ضرری هم پیش آمد من در صدد رفعش برمیآیم. به این تعهّد ضمنی «مدنیّت» میگویند. اینکه شما در اجتماع زندگی میکنید برای این است که خودتان را در بقاء و دوام حیات، نیازمند دیگران دیدید؛ والاّ از اجتماع بیرون میرفتید! چرا شما نرفتید در بیابان یا کویر لوت زندگی کنید؟!
