اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

قواعد فقهیه ج2

قاعدۀ لا ضرر و لا ضرار (بخش دوم) وقاعده لاحرج

0
فقه واصول
جلد ها

جلد دوم قواعد فقهیه،از دروس آیة الله حاج سید محمد محسن حسینی طهرانی قدس سره استاد فقید در این اثر با تمرکز بر تحلیل مبانی، ملازمات و ارتباط این قواعد و ضمایم آن، طرحی جدید از فقه کاربردی در علوم اسلامی و مباحث حقوقی ارائه می نماید. آنچه در این جلد آمده: • بحث علمی - فنی از دو قاعده مهم فقهی: لاضرر و لا ضرار و لاحرج (قاعدۀ لاضرر بیشتر به جنبۀ عقلانی و قاعدۀ لاحرج نظر به جنبۀ ارتکازی دارد) • بررسی رابطۀ قاعده لاضرر با ادلّه احکام اولیه و نقد اشکالات و نظریات مطروحه در این قاعده • تحلیل جهات‌ عقلانی و شرعی در تشریع احکام • توجه به ملازمات بین حکم عقل و شرع و ضرورت سنجش وقایع عرفی با ملاکات عقلانی و شرعی • بررسی ادله، سعه قاعده و رابطه قاعده لاحرج با سایر قواعد

قواعد فقهیه ج2

256
  •  

  • درس پنجاه و نهم:

  • جریان قاعدۀ لا ضرر در فرض جهل مکلّف (٢)

  •  

  •  

  •  

  • بسم اللَه الرّحمٰن الرّحیم

  •  

  • تأثیر علم و جهل مکلّف در تعلّق حکم

  •  بحث در اعتراض بر شمول و تطبیق قاعدۀ لا ضرر در مورد وضوی ضرری با توجه به فتوای فقهاء به صحت وضوی ضرری در حال جهل به ضرر بود. دلیل قائلین به شمول قاعده دائر مدار این بود که در موضوعات احکام، علم و جهل به عنوان جزءالموضوع یا تمام‌الموضوع أخذ نشده است و در هرجا که علم به عنوان جزءالموضوع دخیل نباشد، خود موضوع بِإطلاقِه متعلّق به آن حکم خواهد بود، سواءٌ اینکه مکلف عالم به حکم باشد یا نباشد. و به مقتضای «إنّ لِلّه أحکامًا یَشترک فیه العالمُ و الجاهل»1 مسئلۀ علم و جهل دخالتی در تعلّق علم بر مکلفین و جهل آنها ندارد.2

  •  این حرف از این نقطه‌نظر که علم و جهل دو حالت برای مکلف است و لحاظ علم و جهل در تعلّق تکلیف به موضوع لازم نیست، محلّ تأمل است، بلکه نفس ارتکاز عقلائیه بر دخالت علم در احکام، کفایت می‌کند در اینکه جزءالموضوع برای تعلّق حکم قرار بگیرد یا نگیرد.

  •  در بسیاری از احکام می‌بینیم که علم و جهل دخالتی ندارند، مثل خیلی از احکام وضعیه مانند نکاح یا احکامی که مترتب بر نکاح می‌شود مانند رضاع و دخول

    1. جهت اطلاع بیشتر درباره قاعده اشتراک رجوع شود به القواعد الفقهیة، بجنوردی، ج ٢، ص ٥١.
    2. العروة الوثقی (المحشّیٰ)، ج ١، ص ٣٩٩.