اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

قواعد فقهیه ج2

قاعدۀ لا ضرر و لا ضرار (بخش دوم) وقاعده لاحرج

0
فقه واصول
جلد ها

جلد دوم قواعد فقهیه،از دروس آیة الله حاج سید محمد محسن حسینی طهرانی قدس سره استاد فقید در این اثر با تمرکز بر تحلیل مبانی، ملازمات و ارتباط این قواعد و ضمایم آن، طرحی جدید از فقه کاربردی در علوم اسلامی و مباحث حقوقی ارائه می نماید. آنچه در این جلد آمده: • بحث علمی - فنی از دو قاعده مهم فقهی: لاضرر و لا ضرار و لاحرج (قاعدۀ لاضرر بیشتر به جنبۀ عقلانی و قاعدۀ لاحرج نظر به جنبۀ ارتکازی دارد) • بررسی رابطۀ قاعده لاضرر با ادلّه احکام اولیه و نقد اشکالات و نظریات مطروحه در این قاعده • تحلیل جهات‌ عقلانی و شرعی در تشریع احکام • توجه به ملازمات بین حکم عقل و شرع و ضرورت سنجش وقایع عرفی با ملاکات عقلانی و شرعی • بررسی ادله، سعه قاعده و رابطه قاعده لاحرج با سایر قواعد

قواعد فقهیه ج2

250
  • مسجدالحرام دقیقاً نه یَرَی الإمام است و نه یَریٰ مَن یَرَی الإمام، چون اگر امام نزدیک حجرالأسود بایستد، افرادی که دقیقاً در مقابل آن، یعنی در ضلع غربی و در مستجار هستند، نه خودشان امام را می‌بینند و نه کسی را می‌بینند که او امام را می‌بیند. در اینجا هم واسطه دارد، یعنی آن فرد مقابل مستجار، شخصی را می‌بیند که در منتهیٰ‌إلیه سمت راست اوست، او هم باید شخصی را ببیند که در منتهیٰ‌إلیه سمت راست اوست، آن شخصی که در منتهیٰ‌إلیه سمت راست اوست امام را می‌بیند.

  •  اتفاقاً من در مکّه همین مطلب به ذهنم آمده بود و دیدم دقیقاً این قضیه در آنجا صادق است؛ یعنی اگر بخواهد یک صف تشکیل بشود، این شخص این انتهای مسجدالحرام را می‌بیند، آن کسی هم که انتهای مسجدالحرام است با یک واسطۀ دیگر ممکن است امام را ببیند، پس بالأخره دو تا واسطه برای دیدن امام وجود دارد. بله، یک وقت ممکن است شما بگویید که جمعیت زیاد است و شخصی که در انتهای مسجدالحرام است ممکن است با یک واسطه امام را ببیند؛ اما اگر نه، فقط دو سه تا صف باشد در این‌صورت چون محدودیت است دیگر ظاهراً امام دیده نمی‌شود.

  •  بنابراین اینها همه عنوان مشیر است و کسی هم اشکال نکرده است. تمام نمازهای جماعتی که می‌خوانند، مانند نماز جمعه، دقیقاً همین‌طور است و کسی هم اشکال نمی‌کند. عنوان مشیر خیلی زیاد است و جنبۀ خصوصیت و موضوعی در عنوان مشیر لحاظ نمی‌شود.

  •  حالا بحث در این است که این وضویی که جنبۀ ضرری دارد و ما در صورت جهل به ضرر قائل به صحت این وضو هستیم، چه ملاکی دارد؟ از ‌یک‌طرف در اینجا ادلۀ لا ضرر نفی وجوب می‌کند مطلقاً، یعنی مشروط به صورت علم یا جهل نشده‌اند و مطلق هستند. فرض‌کنید یک وقت ادلۀ لا ضرر مطلق نیست و می‌گوید که فقط اگر عالم به ضرر بودی قاعدۀ لا ضرر حکم شرعی را برمی‌دارد و وجوب را نفی می‌کند و وقتی که وجوب را برداشت طبعاً متعلّق حکم هم بدون حکم خواهد بود، یعنی در اینجا حکمی به وضو تعلق نگرفته است و چون وضو از عبادیات و توقیفی است