اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

قواعد فقهیه ج2

قاعدۀ لا ضرر و لا ضرار (بخش دوم) وقاعده لاحرج

0
فقه واصول
جلد ها

جلد دوم قواعد فقهیه،از دروس آیة الله حاج سید محمد محسن حسینی طهرانی قدس سره استاد فقید در این اثر با تمرکز بر تحلیل مبانی، ملازمات و ارتباط این قواعد و ضمایم آن، طرحی جدید از فقه کاربردی در علوم اسلامی و مباحث حقوقی ارائه می نماید. آنچه در این جلد آمده: • بحث علمی - فنی از دو قاعده مهم فقهی: لاضرر و لا ضرار و لاحرج (قاعدۀ لاضرر بیشتر به جنبۀ عقلانی و قاعدۀ لاحرج نظر به جنبۀ ارتکازی دارد) • بررسی رابطۀ قاعده لاضرر با ادلّه احکام اولیه و نقد اشکالات و نظریات مطروحه در این قاعده • تحلیل جهات‌ عقلانی و شرعی در تشریع احکام • توجه به ملازمات بین حکم عقل و شرع و ضرورت سنجش وقایع عرفی با ملاکات عقلانی و شرعی • بررسی ادله، سعه قاعده و رابطه قاعده لاحرج با سایر قواعد

قواعد فقهیه ج2

249
  •  در موارد زیادی عنوان مشیر را مطرح می‌کنند. به‌طورمثال در شنیده نشدن اذان و عدم رؤیت جُدران برای تعیین مسافت شرعی،1 اگر این دو موضوعیت داشتند باعث تنافی می‌شد؛ پس این دو در اینجا عنوان مشیر هستند،2 یعنی مسافتی که عرفاً بگویند که این شخص دیگر از شهر خارج شده است و قصد سفر دارد؛ چون تا قبل از حدّ ترخص احتمال بازگشت و مانند آن وجود دارد، مثلاً شخصی تا حدّ شهر می‌رود و برمی‌گردد و می‌گوید: حالا این مسافرت را یک وقت دیگر می‌رویم! یا یادش می‌آید که چیزی در خانه جا مانده است و می‌گوید: حالا برگردیم. امّا وقتی که شخصی مسافت خاصی خارج بشود دیگر می‌گویند که قصد سفر کرده است. در اینجا شارع برای‌اینکه عرف برای تعیین این مقدار مسافت از اضطراب و تشویش و مانند اینها بیرون بیاید، این موارد را عنوان مشیر برای تعیین این مسافت قرار می‌دهد.

  •  یا فرض کنید که در مورد امامت جماعت هم داریم که مأموم باید رَأی الإمام أو یَریٰ مَن یَرَی الإمام؛3 یعنی باید یا امام را ببیند یا کسی را ببیند که او امام را می‌بیند. در اینجا هم عنوان مشیر به جهت اتصال است. حالا فرض کنید که کسی امام و مَن یَرَی الإمام را نبیند و واسطه خورده باشد؛ مثلاً اگر شخصی برای نماز در خیابان بایستد و این صف اتصال داشته باشد و همین‌طور دور بگردد تا به امام برسد، باید بگوییم که نماز همۀ این افراد باطل است، چون اینها نه امام را می‌بینند و نه کسی را می‌بینند که او امام را می‌بیند؛ یا مثلاً شخصی که آخر صف است، خود او تا امام دو تا واسطه دارد، یعنی آن کسی را می‌بیند که منتهیٰ‌إلیه اوست و آن شخص هم فردی را می‌بیند که منتهیٰ‌إلیه اوست و او امام را می‌بیند. پس نمازهای همۀ اینها باطل است دیگر!

  •  اگر این نماز باطل باشد نماز در مسجدالحرام هم باطل است؛ چون در

    1. وسائل الشیعة، ج ٨، ص ٤٧٠، باب اشتراطِ وجوبِ القصرِ بِخفاءِ الجُدران و الأذانِ خروجًا و عَودًا.
    2. أجود التقریرات، ج ١، ص ٤٢٣.
    3. شرائع الإسلام، ج ١، ص ١١٦.