
قواعد فقهیه ج2
قاعدۀ لا ضرر و لا ضرار (بخش دوم) وقاعده لاحرج
جلد دوم قواعد فقهیه،از دروس آیة الله حاج سید محمد محسن حسینی طهرانی قدس سره استاد فقید در این اثر با تمرکز بر تحلیل مبانی، ملازمات و ارتباط این قواعد و ضمایم آن، طرحی جدید از فقه کاربردی در علوم اسلامی و مباحث حقوقی ارائه می نماید. آنچه در این جلد آمده: • بحث علمی - فنی از دو قاعده مهم فقهی: لاضرر و لا ضرار و لاحرج (قاعدۀ لاضرر بیشتر به جنبۀ عقلانی و قاعدۀ لاحرج نظر به جنبۀ ارتکازی دارد) • بررسی رابطۀ قاعده لاضرر با ادلّه احکام اولیه و نقد اشکالات و نظریات مطروحه در این قاعده • تحلیل جهات عقلانی و شرعی در تشریع احکام • توجه به ملازمات بین حکم عقل و شرع و ضرورت سنجش وقایع عرفی با ملاکات عقلانی و شرعی • بررسی ادله، سعه قاعده و رابطه قاعده لاحرج با سایر قواعد
قواعد فقهیه ج2
248یعنی ﴿مَرۡضَىٰٓ﴾ را مریضهایی نگرفته است که وضو برای آنها ضرر دارد، بلکه مرضایی گرفته است که نمیتوانند تحصیل آب کنند، مثلاً مریضی در جایش افتاده است و نمیتواند برود آب بیاورد.
در اینجا همۀ این موارد را جزء حرج بهحساب میآورد: اگر مریض باشید ﴿فَلَمۡ تَجِدُواْ﴾ یا اگر ﴿عَلَىٰ سَفَرٍ﴾ یا ﴿جَآءَ أَحَدٞ مِّنكُم مِّنَ ٱلۡغَآئِطِ﴾ باشید ﴿فَلَمۡ تَجِدُواْ﴾ یا اگر ﴿لٰمَسۡتُمُ ٱلنِّسَآءَ﴾ باشید ﴿فَلَمۡ تَجِدُواْ﴾. همۀ اینها عطف به ﴿فَلَمۡ تَجِدُواْ مَآءٗ﴾ است، پس باید همه را به ﴿فَلَمۡ تَجِدُواْ﴾ بزنیم.
در اینجا نمیخواهد بگوید که بهخاطر مرض، وضو برایش ضرر دارد، بلکه همۀ این موارد در سیاقِ هم هستند؛ یعنی که اگر مریض هستید یا در سفر هستید و آب پیدا نمیکنید ـ چون انسان قافلهاش در سفر همیشه سرچاه نزول نمیکند و گاهی وسط بیابان میرود ـ تیمم کنید. پس منظور در اینجا مریضی است که نمیتواند بلند شود و برود تحصیل آب کند، نهاینکه وضو برایش ضرر دارد؛ مثلاً اگر بخواهد آب بیاورد دچار بَردی یا خوفی میشود یا اینکه پایش شکسته یا رگبهرگ شده است و اصلاً نمیتواند حرکت کند.
بنابراین آنچه به نظر میرسد این است که در اینجا مسئلۀ حرج است، نه مسئلۀ ضرر. این تفاوتی است که در اینجا به نظر میرسد، ولی ندیدم کسی به این مسئله اشاره کرده باشد، البته باید تفحص بیشتری شود.
عنوان مشیر بودن «حرج» در آیه
حرج یعنی به ضیق افتادن، تنگی، سختی. البته ممکن است شامل چیزهای دیگری هم باشد؛ مثلاً نسبت به خوف میتوانیم تنقیح مناط کنیم، آنوقت ﴿فَلَمۡ تَجِدُواْ﴾ میتواند شامل آن هم بشود. بنابراین این موارد را به عنوان مشیر در آیه قلمداد میکند و میگوید: مسئله، مسئلۀ ﴿فَلَمۡ تَجِدُواْ﴾ است و اینها خودشان موضوعیت ندارند، بلکه عنوان هستند به اینکه آب تحصیل نمیشود. امّا آیا خود نفس این موارد هم موضوعیت دارند یا نه، چنین حصری در اینجا استفاده نمیشود.
