
قواعد فقهیه ج2
قاعدۀ لا ضرر و لا ضرار (بخش دوم) وقاعده لاحرج
جلد دوم قواعد فقهیه،از دروس آیة الله حاج سید محمد محسن حسینی طهرانی قدس سره استاد فقید در این اثر با تمرکز بر تحلیل مبانی، ملازمات و ارتباط این قواعد و ضمایم آن، طرحی جدید از فقه کاربردی در علوم اسلامی و مباحث حقوقی ارائه می نماید. آنچه در این جلد آمده: • بحث علمی - فنی از دو قاعده مهم فقهی: لاضرر و لا ضرار و لاحرج (قاعدۀ لاضرر بیشتر به جنبۀ عقلانی و قاعدۀ لاحرج نظر به جنبۀ ارتکازی دارد) • بررسی رابطۀ قاعده لاضرر با ادلّه احکام اولیه و نقد اشکالات و نظریات مطروحه در این قاعده • تحلیل جهات عقلانی و شرعی در تشریع احکام • توجه به ملازمات بین حکم عقل و شرع و ضرورت سنجش وقایع عرفی با ملاکات عقلانی و شرعی • بررسی ادله، سعه قاعده و رابطه قاعده لاحرج با سایر قواعد
قواعد فقهیه ج2
224عبادت و اقلیّت ثواب فتوا میدهند و میگویند: «أقلُّثوابًا است.»1 منبابمثال نسبت به آن نواهیای که به صلوات در شوارع و حمام و امثالذلک تعلّق میگیرد حکم به صحّت صلاة میکنند، ولی این نهی موجب تقلیل ثواب است. باید ببینیم که آیا واقعاً مطلب أقلُّثوابًا صحیح است یا نه؟
از مقدمۀ خیلی دوری شروع کردیم، ولی چون خالی از فایده نیست و این مسئله در ابواب فقهی خیلی مهم است در اینجا مطرح میکنیم:
لا شکّ در اینکه در یک طرف قضیه برخی نواهی به نفس عبادت تعلق گرفته است، مثلاً «لا تُصلِّ فی الشّوارع.»2 و از طرف دیگر اینکه شخصی که این نماز را میخواند قصد تقرّب و امثال اینها میکند. حالا باید ببینیم که منظور شارع از این نهی چیست؟ فقهاء بهعنوان یک قضیۀ کلّیه میگویند:
اگر نهیی به لحاظ یک جنبه یا قید یا ظرفی، به عبادت تعلّق گرفته باشد، نه به نفس عبادت منحیث هیهی، مانند تعلق نهی از صلاة به لحاظ وقوعش در شوارع، این نهی موجب بطلان عبادت نخواهد شد، بلکه ثواب آن را کم میکند.
باید ببینیم این مطلب چه وجهی دارد؟
نظر مشهور مبنی بر قلّت ثواب در صورت تعلّق نهی به قید عبادت
وجهی که فقهاء برای این قضیه میشمارند این است:
آنچه ما در صحّت عبادت میخواهیم دو چیز است: یکی امر به آن عبادت و دوم جنبۀ تقربیّت و قصد وجهی که در آن عبادت است، و هر دوی اینها در اینجا حاصل است؛ یعنی ما در اینجا هم امر به عبادت داریم و هم قصد تقرّب و قصد وجه داریم، فقط اگر ثواب این عبادت مثلاً ده تا است، آن نهیی که به این عبادت تعلّق گرفته است این ثواب را مثلاً به پنج تا یا به شش تا
- رجوع شود به مجمع الفائدة و البرهان، ج ٢، ص ٤٧؛ مسالک الأفهام، شهید ثانی، ج ٢، ص ٤٧؛ الحدائق الناضرة، ج ٢، ص ٤١٨.
- رجوع شود به وسائل الشیعة، ج ٥، ص ١٤٧ ـ ١٤٩.
