
قواعد فقهیه ج2
قاعدۀ لا ضرر و لا ضرار (بخش دوم) وقاعده لاحرج
جلد دوم قواعد فقهیه،از دروس آیة الله حاج سید محمد محسن حسینی طهرانی قدس سره استاد فقید در این اثر با تمرکز بر تحلیل مبانی، ملازمات و ارتباط این قواعد و ضمایم آن، طرحی جدید از فقه کاربردی در علوم اسلامی و مباحث حقوقی ارائه می نماید. آنچه در این جلد آمده: • بحث علمی - فنی از دو قاعده مهم فقهی: لاضرر و لا ضرار و لاحرج (قاعدۀ لاضرر بیشتر به جنبۀ عقلانی و قاعدۀ لاحرج نظر به جنبۀ ارتکازی دارد) • بررسی رابطۀ قاعده لاضرر با ادلّه احکام اولیه و نقد اشکالات و نظریات مطروحه در این قاعده • تحلیل جهات عقلانی و شرعی در تشریع احکام • توجه به ملازمات بین حکم عقل و شرع و ضرورت سنجش وقایع عرفی با ملاکات عقلانی و شرعی • بررسی ادله، سعه قاعده و رابطه قاعده لاحرج با سایر قواعد
قواعد فقهیه ج2
221نظر فقها دربارۀ تخصیص قاعده به موارد علم به ضرر
برخی فقها مطلب را به نحو خاصی مطرح کردهاند و مسئله را محدّد به علم و جهل کردهاند و گفتهاند:
قاعدۀ لا ضرر محدَّد است به مواردی که علم در آن موارد نباشد. بنابراین اگر در موردی انسان عالم به آن ضرر باشد این قاعده ساری و جاری نیست و اگر عالم نباشد قاعده جاری است.1
دفع ظلم، ریشه و منشأ قاعدۀ لا ضرر
اینطورکه معلوم میشود ظاهراً این فقها در این باب اصلاً مسئله را ریشهیابی نکردهاند! قبلاً در باب قاعدۀ لا ضرر و تطابق این قاعده با حکم عقل و عرف، بیان شد که این قاعده عقلی و عقلائی است و منشأ و ریشۀ آن همان دفع ظلم است. لولا این دفع ظلم، چرا این قاعده باید جاری باشد؟! اصلاً وجهی برای جریان این قاعده نیست. این قاعده بهعلتاینکه ظلمی در اینجا متوجّه شخصی میشود جاری است.
منبابمثال از شخصی مالی بردهاند، قاعده حکم به عدم ضرر و اضرار میکند و باید برگردانند. یا مثلاً دست کسی قطع شده است، قاعده حکم به عدم اضرار میکند و باید تاوان و دیه بپردازند. یا مثلاً خسارتی به ماشین و منزل کسی وارد شده است، قاعده حکم به عدم ظلم میکند و باید تاوانش را بپردازند. یا مثلاً وضویی که ضرر دارد ظلم بر نفس و ظلم بر انسان است. ضرر به نفس بهجز در آنجایی که خدا در ظاهر حکم به خلاف و ضرر کرده است، مانند موارد جهاد و امثالذلک ـ که بعضی از آنها ذکر شد ـ در بقیۀ موارد ظلم به نفس است. در جایی که أکل میته برای دفع ضرر، مباح بلکه واجب است، پس حکم وضو در صورت اضرار دیگر جای خود را دارد! منشأ تمام اینها دفع ظلم است.
در نتیجه بعضیها در این موضع اشکال و اعتراضی کردهاند:
از کجا میگویید که این قاعده تخصیص میخورد به مواردی که شخص عالم نباشد؟2
- تحریر الأحکام، ج ٢، ص ٢٨٨؛ کتاب المکاسب، ج ٥، ص ١٦٦.
- منیة الطالب، ج ٢، رسالة فی قاعدة نفی الضرر، ص ٢١٥.
