
قواعد فقهیه ج2
قاعدۀ لا ضرر و لا ضرار (بخش دوم) وقاعده لاحرج
جلد دوم قواعد فقهیه،از دروس آیة الله حاج سید محمد محسن حسینی طهرانی قدس سره استاد فقید در این اثر با تمرکز بر تحلیل مبانی، ملازمات و ارتباط این قواعد و ضمایم آن، طرحی جدید از فقه کاربردی در علوم اسلامی و مباحث حقوقی ارائه می نماید. آنچه در این جلد آمده: • بحث علمی - فنی از دو قاعده مهم فقهی: لاضرر و لا ضرار و لاحرج (قاعدۀ لاضرر بیشتر به جنبۀ عقلانی و قاعدۀ لاحرج نظر به جنبۀ ارتکازی دارد) • بررسی رابطۀ قاعده لاضرر با ادلّه احکام اولیه و نقد اشکالات و نظریات مطروحه در این قاعده • تحلیل جهات عقلانی و شرعی در تشریع احکام • توجه به ملازمات بین حکم عقل و شرع و ضرورت سنجش وقایع عرفی با ملاکات عقلانی و شرعی • بررسی ادله، سعه قاعده و رابطه قاعده لاحرج با سایر قواعد
قواعد فقهیه ج2
211میکند، خرّاطی میکند و آن بالا میگذارد، گرچه کسی نبیند. وقتی که ماه در بالا درست شد آنوقت احکام هم طبعاً بر آن بار میشود.
بسیاری از احکام ولایی و احکامی که مجتهد حاکم و مجتهد ولیّ آنها را مصلحةً للعباد صادر میکنند، در عالم اعتبار است؛ مثلاً در عالم اعتبار بین زن و مردی که جدا افتادهاند قطع علقه میکند یا بین دو نفر علقه ایجاد میکند یا در عالم اعتبار فلان زمین را به فلان شخص میدهد و شارع هم حکم او را امضاء میکند. تمام اینها جهت اعتباری است که اولاً در نفس و وجود خودش به آن جهت عینی قضیه یک جهت ذهنی میدهد، یعنی قضیۀ عینیّه را قضیهای ذهنیّه به وزان قضیۀ عینیۀ خارجیه میکند و شارع هم همین را امضاء میکند.
اللَهمّ صلّ علیٰ محمّدٍ و آلِ محمد
