اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

قواعد فقهیه ج2

قاعدۀ لا ضرر و لا ضرار (بخش دوم) وقاعده لاحرج

0
فقه واصول
جلد ها

جلد دوم قواعد فقهیه،از دروس آیة الله حاج سید محمد محسن حسینی طهرانی قدس سره استاد فقید در این اثر با تمرکز بر تحلیل مبانی، ملازمات و ارتباط این قواعد و ضمایم آن، طرحی جدید از فقه کاربردی در علوم اسلامی و مباحث حقوقی ارائه می نماید. آنچه در این جلد آمده: • بحث علمی - فنی از دو قاعده مهم فقهی: لاضرر و لا ضرار و لاحرج (قاعدۀ لاضرر بیشتر به جنبۀ عقلانی و قاعدۀ لاحرج نظر به جنبۀ ارتکازی دارد) • بررسی رابطۀ قاعده لاضرر با ادلّه احکام اولیه و نقد اشکالات و نظریات مطروحه در این قاعده • تحلیل جهات‌ عقلانی و شرعی در تشریع احکام • توجه به ملازمات بین حکم عقل و شرع و ضرورت سنجش وقایع عرفی با ملاکات عقلانی و شرعی • بررسی ادله، سعه قاعده و رابطه قاعده لاحرج با سایر قواعد

قواعد فقهیه ج2

21
  • و این قانون، قانون مدنی و کشوری و قانون فطری است، آن‌وقت دیگر شارع همین قانون را امضا می‌کند. و یؤَیِّدُهُ اینکه مواردی که می‌بینیم شارع بر این قانون برای تنفیذ یک حکم استدلال کرده، همان مواردی است که عقلاء به آن حکم می‌کنند.

  • برخی مصادیق قاعدۀ لا ضرر در احادیث دیگر

  •  من‌باب‌مثال روایتی در استبصار در مورد حج داریم:

  • عَنه عن إبراهیمَ بنِ أبی‌محمودٍ قالَ: قلتُ لِلرّضا علیه السّلام: المُحرِمُ یُظَلِّلُ علیٰ مَحمِلِه و یَفدِی إذا کانتِ الشّمسُ أو المَطَرُ یُضِرُّ به؟ قال: «نَعَم.» قلتُ له: کَمِ الفِداءُ؟ قال: «شاةٌ1

  • «گفتم: در موقعی که شمس یا مَطَر برای کسی ضرر داشته باشد آیا می‌تواند روی محمل خودش را بپوشاند و فدیه‌اش را بدهد؟ حضرت فرمود: ”بله.“ [گفتم: فدیه‌اش چقدر است؟ فرمود: «یک گوسفند.“]»

  •  در اینجا آنچه اوّلاً سؤال کرده است این است که می‌داند این یک حکم عقلائی است که آن ضرری که به‌واسطۀ یک حکم جزئی به انسان برسد خیلی اهمّیتش از آن فعل مکلّف بیشتر است. اگر انسان به‌خاطر نپوشاندن محمل مریض بشود و بیفتد و از أعمال بماند بهتر است یا محمل را بپوشاند و بعد یک کفاره بدهد؟ یعنی در هم‌چنین جریانی عرف عقلاء ـ نه بقّال و غیره ـ چه حکمی می‌کنند؟ می‌گویند: محمل را بپوشان! تازه روایت در اینجا قائل به کفاره شده است، والاّ اگر اینجا مورد نص نبود ما به حدیث رفع، حتی کفاره را هم برمی‌داشتیم؛ ولی اتفاقاً مورد فداء و کفاره در حج یکی از آن مواردی است که برخلاف حدیث رفع آمده است؛ چون در واقع کفاره به‌خاطر گناهی که این فرد انجام داده نیست ـ برای‌اینکه او گناهی انجام نداده است و به‌خاطر مریضی باید بپوشاند و وظیفه‌اش این است ـ بلکه کفاره به‌خاطر تفویت مصلحتی است که الآن از این فرد فوت شده است.

  •  یکی از آن موارد، حدیثی در من لا یحضر است که از ابن‌محبوب روایت می‌کند:

  • عَن أبی‌أیّوبَ عن عمّارِ بنِ مروانَ عن أبی‌عبدِاللَهِ علیه السّلام، قال: سَمِعتُه

    1. الاستبصار، ج ٢، ص ١٨٧.