اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

قواعد فقهیه ج2

قاعدۀ لا ضرر و لا ضرار (بخش دوم) وقاعده لاحرج

0
فقه واصول
جلد ها

جلد دوم قواعد فقهیه،از دروس آیة الله حاج سید محمد محسن حسینی طهرانی قدس سره استاد فقید در این اثر با تمرکز بر تحلیل مبانی، ملازمات و ارتباط این قواعد و ضمایم آن، طرحی جدید از فقه کاربردی در علوم اسلامی و مباحث حقوقی ارائه می نماید. آنچه در این جلد آمده: • بحث علمی - فنی از دو قاعده مهم فقهی: لاضرر و لا ضرار و لاحرج (قاعدۀ لاضرر بیشتر به جنبۀ عقلانی و قاعدۀ لاحرج نظر به جنبۀ ارتکازی دارد) • بررسی رابطۀ قاعده لاضرر با ادلّه احکام اولیه و نقد اشکالات و نظریات مطروحه در این قاعده • تحلیل جهات‌ عقلانی و شرعی در تشریع احکام • توجه به ملازمات بین حکم عقل و شرع و ضرورت سنجش وقایع عرفی با ملاکات عقلانی و شرعی • بررسی ادله، سعه قاعده و رابطه قاعده لاحرج با سایر قواعد

قواعد فقهیه ج2

208
  • عدم دخول یا من زن تو می‌شوم منتها به شرط اینکه تو پیش من نخوابی. تمام اینها از لوازم این عقد است، یعنی می‌تواند در اینجا شرط عدم تحقق یکی از این موارد را بکند.

  •  این شرط‌ها خلاف شرع نیست؛ چون شارع این را برایشان حق قرار داده است و آنها می‌توانند از آن صرف نظر کنند یا آن را اعمال بکنند. فرض کنید که زن قبل عقد می‌تواند بگوید که من زن تو می‌شوم به شرط اینکه من در فلان مسائل آزاد باشم، یا اینکه بگوید که یک جهت روانی در من هست که اصلاً از دخول بدم می‌آید!

  •  بله، در مسئلۀ طلاق داریم: «الطّلاقُ بِیَدِ مَن أخذَ بِالسّاق»،1 لذا طبق ادله‌ای که داریم حقّ طلاق قابل شرط کردن نیست. ولی این مواردی که گفته شد یک سری مسائل ابتدایی است؛ مثلاً زن می‌گوید: من با تو ازدواج می‌کنم به شرطی که مرا در قم قرار بدهی و مشهد نبری، یا خانۀ من را در فلان جا قرار بدهی، یا من را اینجا ببری و آنجا نبری، یا پیش مادرت یا اقوامت نبری. کسی که او را مجبور نکرده است با این زن ازدواج بکند! اینها حقّ این زن است. همین‌طور حقش این است که شرط عدم دخول بکند و بگوید: من اصلاً از مرد ویار دارم، پیش من نخواب!

  •  هم‌چنین مرد هم به‌واسطۀ مسائل یا مصالح دیگری می‌تواند شرط عدم دخول بکند، مثلاً به‌واسطۀ شئون و شرف و امثال‌ذلک، دلش می‌خواهد بگوید که فلان شخص زن من است یا ما فلان زن را گرفتیم. همین‌طور زن هم روی مصالحی می‌تواند شرط عدم دخول بکند، مثلاً همین‌قدر می‌خواهد که شوهری داشته باشد یا مثلاً دلش می‌خواهد عروس حضرت زهرا بشود، اما مسائلی دارد که نمی‌تواند با این شوهر نزدیکی کند، مثلاً آبرویش می‌رود یا شخصیتش خرد می‌شود؛ لذا می‌تواند شرط کند که دخول نداشته باشیم.2

    1. عوالی اللّئالی، ج ١، ص ٢٣٤؛ المعجم الکبیر، طبرانی، ج ١١، ص ٢٣٩.
    2. رجوع شود به وسائل الشیعة، ج ٢١، ص ٢٩٥، بابُ أنّهُ یجوزُ أن تشتَرِطَ المرأةُ علَی الزَّوجِ استمتاعَهُ منها بما دون الوَطءِ فلا یحِلُّ لَهُ إلّا أن تَأذَنَ بَعدَ ذٰلِک.