
قواعد فقهیه ج2
قاعدۀ لا ضرر و لا ضرار (بخش دوم) وقاعده لاحرج
جلد دوم قواعد فقهیه،از دروس آیة الله حاج سید محمد محسن حسینی طهرانی قدس سره استاد فقید در این اثر با تمرکز بر تحلیل مبانی، ملازمات و ارتباط این قواعد و ضمایم آن، طرحی جدید از فقه کاربردی در علوم اسلامی و مباحث حقوقی ارائه می نماید. آنچه در این جلد آمده: • بحث علمی - فنی از دو قاعده مهم فقهی: لاضرر و لا ضرار و لاحرج (قاعدۀ لاضرر بیشتر به جنبۀ عقلانی و قاعدۀ لاحرج نظر به جنبۀ ارتکازی دارد) • بررسی رابطۀ قاعده لاضرر با ادلّه احکام اولیه و نقد اشکالات و نظریات مطروحه در این قاعده • تحلیل جهات عقلانی و شرعی در تشریع احکام • توجه به ملازمات بین حکم عقل و شرع و ضرورت سنجش وقایع عرفی با ملاکات عقلانی و شرعی • بررسی ادله، سعه قاعده و رابطه قاعده لاحرج با سایر قواعد
قواعد فقهیه ج2
203اعتبار آن علقه و ارتباطی را که بین خودش و این فرش است، قطع میکند و بین خود و آن کتاب در خارج، ایجاد ارتباط و علقۀ اعتباری میکند و این نقل و انتقال صورت می گیرد؛ ولی در خارج چیزی عوض نمیشود. همۀ این مسائل اعتباری است؛ یعنی آنچه کار انجام میدهد همان نیت و دل است.
تببین واقعیت اعتباری عقد نکاح
یا منبابمثال وقتی که شما میگویید: «أنکحتُ موَکّلَتی لِموَکّلک علَی الصّداق»، با این انشاءتان در هویت و ماهیت آن مرأه تغییری ایجاد نمیکنید، مثلاً شکل یا قیافهاش را عوض نمیکنید، بلکه در عالم اعتبار از این مرد به این زن نخی میکشید تا اینکه در عالم خارج هم آن نخ کشیده بشود. اول باید اعتباراً در نیت و دلتان این ارتباط را برقرار کنید تا بعداً مسائل دیگر انجام بگیرد. پس معنای «أنکحتُ موکّلتی»، یا «زوَّجتُک نفسی» درصورتیکه خود زن بگوید، این است که تا بهحال یک علقۀ باطنی خاص بین من و تو وجود نداشت و الآن ایجاد شد.
یک وقت اشتباه نکنید! آن علقۀ باطنی در عقد ازدواج دخول نیست؛ بلکه علقۀ ازدواج عبارت است از یک ربط خاص، یک نوع محرمیت و یک نوع نزدیکی. البته نزدیکی به معنای مضاجعت نیست، بلکه یک نوع اقترابی است که آن اقتراب با محرمیت و اقتراب بین انسان با خواهر و مادر و مادربزرگ خودش تفاوت دارد. این نحوۀ از اقتراب به معنای جفت شدن و مال هم بودن و با هم بودن است. همچنین ارتباطی هیچوقت بین انسان با خواهر یا مادرش وجود ندارد. ارتباط بین انسان و مادر ارتباط تکوّنی است؛ یعنی تکوّن و کینونیّت انسان از این مادر است. ارتباطی که بین انسان و خواهر او است، ارتباطی است که هر دو در تکوّن به یک منشأ واحد با همدیگر شریک هستند.
ارتباطی که بین انسان و زنش است یک نوع اقتراب و ارتباط با هم بودن و جفت بودن و ارتباطِ اشتمال است، نه به معنای نزدیکی و مضاجعت. هیچوقت انسان در مسئلۀ زوجیت اولاً بلا اول آن مضاجعت و نزدیکی را مَنویّ و منظور از تحقیق و ایجاد این عقد و ازدواج قرار نمیدهد؛ بلکه این نحوه نزدیکی ممکن است بدون زوجیت هم برقرار بشود، مثلاً یکی بیرون میرود و یقۀ کسی را میگیرد و میگوید
