
قواعد فقهیه ج2
قاعدۀ لا ضرر و لا ضرار (بخش دوم) وقاعده لاحرج
جلد دوم قواعد فقهیه،از دروس آیة الله حاج سید محمد محسن حسینی طهرانی قدس سره استاد فقید در این اثر با تمرکز بر تحلیل مبانی، ملازمات و ارتباط این قواعد و ضمایم آن، طرحی جدید از فقه کاربردی در علوم اسلامی و مباحث حقوقی ارائه می نماید. آنچه در این جلد آمده: • بحث علمی - فنی از دو قاعده مهم فقهی: لاضرر و لا ضرار و لاحرج (قاعدۀ لاضرر بیشتر به جنبۀ عقلانی و قاعدۀ لاحرج نظر به جنبۀ ارتکازی دارد) • بررسی رابطۀ قاعده لاضرر با ادلّه احکام اولیه و نقد اشکالات و نظریات مطروحه در این قاعده • تحلیل جهات عقلانی و شرعی در تشریع احکام • توجه به ملازمات بین حکم عقل و شرع و ضرورت سنجش وقایع عرفی با ملاکات عقلانی و شرعی • بررسی ادله، سعه قاعده و رابطه قاعده لاحرج با سایر قواعد
قواعد فقهیه ج2
195بلکه کراوات اصلاً صلیب است، چه جهت مشابهت داشته باشد یا نداشته باشد، یکی از انواع صلیب کراوات است و کراوات زدن یعنی زنّار آویزان کردن. الآن خودِ جوانهای مسلمان هم چه صلیب طلا و چه غیر طلا دور گردن یا روی سینۀشان میاندازند! حالا خودشان هم نمیدانند جهتش چیست، فقط برای قشنگی میاندازند و میگویند: مشابهت با کفّار و این حرفها اصلاً چیست؟! فرض کنید دیده است که مایکل جکسون میاندازد، این هم میاندازد؛ یا آن فرد سرش را فلان شکل میکند و این هم انجام میدهد. در اینجا اصلاً جهت متابعت از کفّار مورد نظر نیست، بلکه صرفاً برای قشنگی و مُد بودن میاندازند؛ اما باز هم تمام اینها حرام است، چون علامت و خصوصیّت نصاریٰ است.1
تعیین مصداق ضرر براساس بناء عقلا
حالا اگر ما صرف نظر از حسنوقبح عقلی، بنای عقلاء را ملاک برای حکم شارع قرار بدهیم، دیگر ضرر بر طبق بنای عقلائیه سنجیده میشود. در بنای عقلائیه و تطبیقاتِ مسائل فقهی بر این قاعده اشکالاتی شده است که در مباحث آینده به آن میپردازیم.
وقتی که بنای عقلائیه شد باز ملاک دارد؛ چون همانطوریکه بیان شد، نمیتوانیم بگوییم شارع در بعضی از موارد ساکت است و در آن موارد ملاکی نیست، بلکه قطعاً ملاک هست، گرچه ما آن ملاک را ندانیم.2 حالا یا ملاک به نفع این بنای عقلائیه است یا به ضرر بنای عقلائیّه. اگر به نفع باشد این بنای عقلائیه میتواند برای اجرا و عدم اجرای قاعدۀ لا ضرر مبنا قرار بگیرد، و اگر نتوانیم پی به ملاک ببریم، در اینصورت این بنای عقلائیه نمیتواند مبنای برای تطبیق قاعده باشد.
- جهت اطلاع از بعضی از ادلّۀ حرمت استفاده از کراوات رجوع شود به الکافی، ج ٦، ص ٥٣١؛ من لا یحضره الفقیه، ج ١، ص ١٣٠؛ المحاسن، ج ٢، ص ٤١٠؛ دعائم الإسلام، ج ٢، ص ٥١٣؛ الخصال، ج ٢، ص ٤٩٨؛ عیون أخبار الرضا علیه السّلام، ج ٢، ص ٢٣؛ نهج البلاغة (صبحی صالح)، ص ٤٧١ و ٥٠٦؛ عوالی اللّئالی، ج ١، ص ١٦٥؛ امام شناسی، ج ٩، ص ٢٨١؛ نوروز در جاهلیت و اسلام، ص ٢٥١.
- فرائد الأصول، ج ٢، ص ٤٦٠.
