
قواعد فقهیه ج2
قاعدۀ لا ضرر و لا ضرار (بخش دوم) وقاعده لاحرج
جلد دوم قواعد فقهیه،از دروس آیة الله حاج سید محمد محسن حسینی طهرانی قدس سره استاد فقید در این اثر با تمرکز بر تحلیل مبانی، ملازمات و ارتباط این قواعد و ضمایم آن، طرحی جدید از فقه کاربردی در علوم اسلامی و مباحث حقوقی ارائه می نماید. آنچه در این جلد آمده: • بحث علمی - فنی از دو قاعده مهم فقهی: لاضرر و لا ضرار و لاحرج (قاعدۀ لاضرر بیشتر به جنبۀ عقلانی و قاعدۀ لاحرج نظر به جنبۀ ارتکازی دارد) • بررسی رابطۀ قاعده لاضرر با ادلّه احکام اولیه و نقد اشکالات و نظریات مطروحه در این قاعده • تحلیل جهات عقلانی و شرعی در تشریع احکام • توجه به ملازمات بین حکم عقل و شرع و ضرورت سنجش وقایع عرفی با ملاکات عقلانی و شرعی • بررسی ادله، سعه قاعده و رابطه قاعده لاحرج با سایر قواعد
قواعد فقهیه ج2
194همه دور همدیگر، راحت و خوب بنشینند و این ملاک است، ملاک تواضع است.
شما روی زمین بنشینید و حرفی را با یکی بزنید یا اینکه دو نفری روی صندلی بنشینید حرف بزنید، کلی تفاوت پیدا میکند، در روحیّۀتان تفاوت پیدا میکند. آنهایی که روی صندلی مینشینند و قدری هم عقب مینشینند و اگر مبلی باشد در آن فرو میروند، اصلاً طرز صحبت کردنشان تفاوت پیدا میکند. خود من هم باشم همینطور هستم؛ روی صندلی بنشینم و حرف بزنم یا روی زمین بنشینم، بهطور کلی تفاوت پیدا میکند. لذا باید ملاکات بهدست بیاید.
یا منبابمثال در مسئلۀ چنگال، آنطوریکه به نظر من میرسد الآن در اذهان مسئلۀ تشابه به کفار نیست، یعنی مسئلۀ چنگال با مسئلۀ کت و شلوار و مانند آن یکی است و از این نقطهنظر تفاوتی ندارد. از همان سابق و زمانِ قدماء استفاده نکردن از چنگال یک فکری بود که جریان داشت و ما هم احتراماً به بزرگان متابعت میکردیم. در مورد چنگال نظر من این نیست که به خاطر متابعت از غربیها است؛ چون گاهی اوقات ما اگر نخواهیم با دست بخوریم، مجبور میشویم از یک لقمه نان یا چاقو و امثالذلک کمک بگیریم؛ حالا چنگال سهتا سیخ دارد و چاقو یک سیخ دارد. منتها انسان از باب رعایت احترام و ادب نسبت به بزرگان خیلی از مسائل را انجام نمیدهد. اما روی خصوصیّت چنگال، این چنگال مثل دیگر وسائل است و ما نمیتوانیم تعصّب داشته باشیم. همانطوریکه بیان شد، فعل ساکت است و زبان میخواهد. اگر این فعل تحت آن ملاک قرار بگیرد، قبیح میشود؛ اما اگر قرار نگیرد نمیشود. اگرچه مردم چند صباحی بهعنوان متابعت از غربیها خوششان میآمد که چنگال داشته باشند، ولی بعداً این قضیه بهعنوان یک امر عادی و از لوازم زندگی شد و دیگر از تشابه به کفار درآمده است.1
بهعکس این موارد، مواردی مانند کراوات است که اصل آن از صلیب است،
- جهت اطلاع بیشتر رجوع شود به نوروز در جاهلیت و اسلام، ص ٢٥٣.
