
قواعد فقهیه ج2
قاعدۀ لا ضرر و لا ضرار (بخش دوم) وقاعده لاحرج
جلد دوم قواعد فقهیه،از دروس آیة الله حاج سید محمد محسن حسینی طهرانی قدس سره استاد فقید در این اثر با تمرکز بر تحلیل مبانی، ملازمات و ارتباط این قواعد و ضمایم آن، طرحی جدید از فقه کاربردی در علوم اسلامی و مباحث حقوقی ارائه می نماید. آنچه در این جلد آمده: • بحث علمی - فنی از دو قاعده مهم فقهی: لاضرر و لا ضرار و لاحرج (قاعدۀ لاضرر بیشتر به جنبۀ عقلانی و قاعدۀ لاحرج نظر به جنبۀ ارتکازی دارد) • بررسی رابطۀ قاعده لاضرر با ادلّه احکام اولیه و نقد اشکالات و نظریات مطروحه در این قاعده • تحلیل جهات عقلانی و شرعی در تشریع احکام • توجه به ملازمات بین حکم عقل و شرع و ضرورت سنجش وقایع عرفی با ملاکات عقلانی و شرعی • بررسی ادله، سعه قاعده و رابطه قاعده لاحرج با سایر قواعد
قواعد فقهیه ج2
193بشود، اما در خیلی از کشورها اینطور نباشد و اصلاً برای این نوع نشستن حساب تکبّر و عزّت و بلند منشی بار نکنند، در اینصورت میتوان گفت اشکالی ندارد؛ یا مثلاً بچهای که پیش پدرش روی مبل نشسته و این را فقط بهعنوان یک تفنّن انجام میدهد، این هم هیچ اشکالی ندارد.
خصوصیّت مصداق مورد نظر شارع نیست. شارع میخواهد ارزشهای اجتماعی در میان مردم زنده بشود و پایدار بماند، ولی کاری به مصداق ندارد. اما اگر کشف کنیم ملاک تکبّر و بلند منشی نیست، بلکه همانطور که در مورد نشستن روی صندلی روایت داریم:
من روی زمین مینشینم و امّتم و پیروانم را امر میکنم که إلی یوم القیامة همیشه روی زمین بنشینند!1
و یا در روایت دیگری داریم:
خداوند جِلْسۀ عبد را دوست دارد.2
ملاک تواضع است و در هر صورت نشستن روی مبل و صندلی مذموم میشود؛ چه تشابه به جبابره و متکبّرین باشد و چه نباشد. شما روی زمین بنشینید یا روی صندلی بنشینید اصلاً حالتان فرق میکند؛ چه در آن عرف باشید و چه در این عرف باشید. لذا میگویم که به دست آوردن ملاک مشکل است. بنابراین وقتی که پیغمبر فرمودند:
من روی زمین مینشینم و امر میکنم امّتم را که إلی یوم القیامة روی زمین بنشینند!
بهدست میآید که اصل نشستن روی صندلی عند الشارع مذموم است، شارع میخواهد
- الأمالی، شیخ طوسی، ص ٥٢٥ و ٥٣١ و ٥٣٢:
«قال [رسول اللَه صلّی اللَه علَیه و آله و سلّم]:... یا أباذَرٍّ، إنّی ألبَسُ الغَلیظَ و أجلِسُ عَلَی الأرضِ... فَمَن رَغِبَ عن سُنَّتی فَلَیسَ مِنّی... یا أباذَرٍّ، طوبیٰ لِلزّاهِدینَ فی الدُّنیا، الرّاغِبینَ فی الآخِرَةِ، الَّذینَ اتَّخَذوا أرضَ اللَهِ بِساطًا و تُرابَها فِراشًا... .» - رجوع شود به الکافی، ج ٦، ص ٢٧٠ ـ ٢٧٢.
- الأمالی، شیخ طوسی، ص ٥٢٥ و ٥٣١ و ٥٣٢:
