
قواعد فقهیه ج2
قاعدۀ لا ضرر و لا ضرار (بخش دوم) وقاعده لاحرج
جلد دوم قواعد فقهیه،از دروس آیة الله حاج سید محمد محسن حسینی طهرانی قدس سره استاد فقید در این اثر با تمرکز بر تحلیل مبانی، ملازمات و ارتباط این قواعد و ضمایم آن، طرحی جدید از فقه کاربردی در علوم اسلامی و مباحث حقوقی ارائه می نماید. آنچه در این جلد آمده: • بحث علمی - فنی از دو قاعده مهم فقهی: لاضرر و لا ضرار و لاحرج (قاعدۀ لاضرر بیشتر به جنبۀ عقلانی و قاعدۀ لاحرج نظر به جنبۀ ارتکازی دارد) • بررسی رابطۀ قاعده لاضرر با ادلّه احکام اولیه و نقد اشکالات و نظریات مطروحه در این قاعده • تحلیل جهات عقلانی و شرعی در تشریع احکام • توجه به ملازمات بین حکم عقل و شرع و ضرورت سنجش وقایع عرفی با ملاکات عقلانی و شرعی • بررسی ادله، سعه قاعده و رابطه قاعده لاحرج با سایر قواعد
قواعد فقهیه ج2
192تبرّک برای قتل سیّدالشّهدا روز عاشورا را روزه میگرفتند. آیا در زمان خود رسول اکرم هم روزۀ عاشورا مذموم بود یا نه؟! قطعاً نبود. بلکه روزۀ روز عاشورا از زمان امام سجاد به بعد مذموم میشود به خاطر این ملاک: تبرّک بنیامیّه به قتل سیّدالشّهدا.1 همین الآن هم یزیدیها در شام روز عاشورا روزه میگیرند. حالا اگر ما در محیطی بودیم که اصلاً این ملاک نبود و معنا نداشت، مثلاً همه شیعه بودند یا اینکه در زمان ظهور حضرت بود، دیگر این کراهت برداشته میشود، چون این «لِقَتلِهِم الحُسَین»2 برای ما ملاک را بیان میکند.
یا منبابمثال کراهت مسافرت در روز جمعه است لِعَدمِ الشّرکةِ فی الصّلاةِ الجمعة.3 حالا اگر شما مسافرت کردید و قصدتان از این مسافرت عودت و شرکت در نماز جمعه بود دیگر این مسافرت کراهت ندارد، یا اگر مسافرت کردید و در نماز جمعۀ آن شهری که میروید شرکت کردید باز کراهت ندارد، چون منصوصالعلّة است و ما ملاک کراهت مسافرت را بهدست میآوریم.
البته این مطلب را هم داشته باشیم که بهدست آوردن ملاک، یکی از مشکلترین مشکلات است! یک وقت نگویید که حالا ما به فقه پویا قائل شدیم و دیگر همهچیز را تغییر میدهیم! نه، اینکه ملاک بخواهد بهدست بیاید خیلی مشکل است و اینها معمولاً حکمت است. بله، اگر انسان به آن ملاک برسد آنوقت میتواند براساس آن عمل کند.
یا منبابمثال اگر به این مطلب رسیدیم که ملاک برای نهی از نشستن روی مبل و صندلی تشابه به جبابره است، آنوقت باید برای تعیین مصداق آن دنبال عرف بگردیم؛ مثلاً ممکن است در اینجا یا در عربها ـ که خیلی رسم است ـ تکبّر تلقی
- رجوع شود به وسائل الشیعة، ج ١٠، ص ٤٥٧ ـ ٤٦٣.
- مصباح المتهجد، ج ٢، ص ٧٧٥؛ الکافی، ج ٤، ص ١٤٦.
- من لا یحضره الفقیه، ج ١، ص ٤٢٤: «یُکرَهُ السّفرُ... یَومَ الجُمُعَةِ بُکرَةً مِن أجلِ الصّلاةِ.»
