
قواعد فقهیه ج2
قاعدۀ لا ضرر و لا ضرار (بخش دوم) وقاعده لاحرج
جلد دوم قواعد فقهیه،از دروس آیة الله حاج سید محمد محسن حسینی طهرانی قدس سره استاد فقید در این اثر با تمرکز بر تحلیل مبانی، ملازمات و ارتباط این قواعد و ضمایم آن، طرحی جدید از فقه کاربردی در علوم اسلامی و مباحث حقوقی ارائه می نماید. آنچه در این جلد آمده: • بحث علمی - فنی از دو قاعده مهم فقهی: لاضرر و لا ضرار و لاحرج (قاعدۀ لاضرر بیشتر به جنبۀ عقلانی و قاعدۀ لاحرج نظر به جنبۀ ارتکازی دارد) • بررسی رابطۀ قاعده لاضرر با ادلّه احکام اولیه و نقد اشکالات و نظریات مطروحه در این قاعده • تحلیل جهات عقلانی و شرعی در تشریع احکام • توجه به ملازمات بین حکم عقل و شرع و ضرورت سنجش وقایع عرفی با ملاکات عقلانی و شرعی • بررسی ادله، سعه قاعده و رابطه قاعده لاحرج با سایر قواعد
قواعد فقهیه ج2
191با ملاک است، اما ممکن است ما ملاکش را نفهمیم. منبابمثال قضیۀ چوپانی ممکن است از باب تواضع انسان باشد، یعنی با همین چوپانیها و سر و کار با این گوسفندان تواضع انسان بیشتر میشود و نفسش از بین میرود؛ یا مثلاً شارع زراعت را از این باب بیان کرده است که زراعت موجب کسب و روزی مردم است. اینها درست است و آن دستورات روی ملاکات است و بدون ملاک نمیشود.
اصلاً بهطور کلی هر فعلی باید دارای ملاک باشد و ما هیچ فعل بدون ملاکی نداریم. حتی تبعیت از امام یا از پیغمبر هم ملاک دارد؛ ملاکش حقّانیت اوست، نهاینکه ملاکش فقط صرف اطاعت از این جرثومه [و بدن مادی] او باشد. ملاک اطاعت، حقّانیت اوست؛ گرچه عدم علم به این حقّانیت، موجب عدم اطاعت نمیشود، آن یک مطلب دیگری است؛ یعنی متابعت از فعل معصوم هم به تبع ملاک است، گرچه ما آن ملاک را ندانیم.
همانطوریکه قبلاً بیان شد،1 خود فعل بهتنهایی هیچوقت زبان ندارد، بلکه زبان است که زبان دارد! فعل نمیتواند خودش را بنمایاند و تعریف کند. این فعل ممکن است به صور متعدّدهای تحقّق پیدا کند؛ یک صورتش مستحسن است و یک صورتش مذموم است. اگر این فعل تحت ملاک مذموم قرار بگیرد مذموم میشود. روی این حساب، بحث تجرّی و امثالذلک پیش میآید. تمام عبادات و مثوبات و عقابات براساس تجرّی و عدم تجرّی است و فعل اصلاً دخالت ندارد. لذا اصلاً نبایستی به مطالب مرحوم شیخ2 و آخوند3 و غیر ذلک در این باره توجّهی پیدا بشود.
تعمیم یا تخصیص بعضی احکام بهواسطۀ کشف ملاک آن
لذا اگر ما به ملاک حکمی پی ببریم میتوانیم حکم را تعمیم یا تخصیص بدهیم. منبابمثال روزۀ روز عاشورا مذموم است، بهخاطر اینکه بنیامیّه بهجهت
- رسالۀ عمرۀ مفرده، ص ٨٣؛ نرمافزار آوای ملکوت، شرح حکمة متعالیه، درس ١٣٢.
- فرائد الأصول، ج ١، ص ٨.
- کفایة الأصول، ص ٢٥٩.
