
قواعد فقهیه ج2
قاعدۀ لا ضرر و لا ضرار (بخش دوم) وقاعده لاحرج
جلد دوم قواعد فقهیه،از دروس آیة الله حاج سید محمد محسن حسینی طهرانی قدس سره استاد فقید در این اثر با تمرکز بر تحلیل مبانی، ملازمات و ارتباط این قواعد و ضمایم آن، طرحی جدید از فقه کاربردی در علوم اسلامی و مباحث حقوقی ارائه می نماید. آنچه در این جلد آمده: • بحث علمی - فنی از دو قاعده مهم فقهی: لاضرر و لا ضرار و لاحرج (قاعدۀ لاضرر بیشتر به جنبۀ عقلانی و قاعدۀ لاحرج نظر به جنبۀ ارتکازی دارد) • بررسی رابطۀ قاعده لاضرر با ادلّه احکام اولیه و نقد اشکالات و نظریات مطروحه در این قاعده • تحلیل جهات عقلانی و شرعی در تشریع احکام • توجه به ملازمات بین حکم عقل و شرع و ضرورت سنجش وقایع عرفی با ملاکات عقلانی و شرعی • بررسی ادله، سعه قاعده و رابطه قاعده لاحرج با سایر قواعد
قواعد فقهیه ج2
171بلکه برای نفس خصوصیتی که دارد عاریه داده میشود، مثلاً برایاینکه سر عروس بریزند یا برای زینت و غیر ذلک؛ آن عاریهدهنده هم در موقع عاریه دادن مالیت آن را در نظر نمیگیرد که مثلاً دراهم را در ازاء ده تومان میدهد، بلکه نفس دراهم یا قِران مورد نظر است و کاری به قیمت ندارد. اینها از نقطهنظر خصوصیّت تفاوت میکند و باید بر طبق نیّت عاریهدهنده و عاریهگیرنده برگردانده شود.
بعضیها توجیه کردند که ممکن است این روایت در بیان این مورد باشد که نفس خود این سکهها مورد نظر بوده است، نه قیمتش. بنابراین ولو اینکه فرض کنید که دولت عوض شده است و آن ضربی که روی این دراهم یا دنانیر خورده تغییر پیدا کرده است، باز باید نفس آن کیفیّت و آن اتصاف دراهم به آن وصف و نوع را حفظ کرد. این توجیه در صورتی است که انسان راه و مفرّ و مندوحهای نداشته باشد.
ولی آنچه به نظر میرسد این است که روایت متکفّل آن است که انسان باید دو جنبه را رعایت کند: یکی جنبۀ وصفیّتش، یکی هم جنبۀ ماهیّتش و نوعیّتش. در جنبۀ وصفیّت چون ودیعهدهنده به همین کیفیت داده است ودیعهگیرنده نیز در موقع پس دادن، مکلّف است به اینکه به همان کیفیت پس بدهد.1
ولی در روایت مقدار بیان نشده است که اگر ده درهم دادیم باید همان ده درهم به همان کیفیت داده بشود؛ بلکه آنچه در روایت آمده است این است که آن وصف به همان کیفیت بایستی برگردانده بشود. منبابمثال ده درهم از شخصی قرض گرفته است و در موقع اداء، آن ضرب و خصوصیّت مُلغیٰ شده و از قیمت آن درهم کم شده است، پس این شخص بهجای آن باید پانزده درهم بدهد، بهجهتاینکه خود آن درهمِ
- الکافی، ج ٥، ص ٢٥٢:
«عَن یونُسَ قالَ: کَتَبتُ إلیٰ أبیالحَسَنِ الرّضا علیه السّلام أنَّ لی عَلیٰ رَجُلٍ ثَلاثَةَ آلافِ دِرهَمٍ و کانَت تِلکَ الدَّراهِمُ تَنفُقُ بَینَ النّاسِ تِلکَ الأیّامَ و لَیسَت تَنفُقُ الیَومَ، فَلی عَلَیهِ تِلکَ الدَّراهِمُ بِأعیانِها أو ما یَنفُقُ الیَومَ بَینَ النّاسِ؟ قالَ: فَکَتَبَ إلَیَّ: ”لَکَ أن تَأخُذَ مِنهُ ما یَنفُقُ بَینَ النّاسِ کَما أعطَیتَهُ ما یَنفُقُ بَینَ النّاسِ.“»
- الکافی، ج ٥، ص ٢٥٢:
