
قواعد فقهیه ج2
قاعدۀ لا ضرر و لا ضرار (بخش دوم) وقاعده لاحرج
جلد دوم قواعد فقهیه،از دروس آیة الله حاج سید محمد محسن حسینی طهرانی قدس سره استاد فقید در این اثر با تمرکز بر تحلیل مبانی، ملازمات و ارتباط این قواعد و ضمایم آن، طرحی جدید از فقه کاربردی در علوم اسلامی و مباحث حقوقی ارائه می نماید. آنچه در این جلد آمده: • بحث علمی - فنی از دو قاعده مهم فقهی: لاضرر و لا ضرار و لاحرج (قاعدۀ لاضرر بیشتر به جنبۀ عقلانی و قاعدۀ لاحرج نظر به جنبۀ ارتکازی دارد) • بررسی رابطۀ قاعده لاضرر با ادلّه احکام اولیه و نقد اشکالات و نظریات مطروحه در این قاعده • تحلیل جهات عقلانی و شرعی در تشریع احکام • توجه به ملازمات بین حکم عقل و شرع و ضرورت سنجش وقایع عرفی با ملاکات عقلانی و شرعی • بررسی ادله، سعه قاعده و رابطه قاعده لاحرج با سایر قواعد
قواعد فقهیه ج2
168درس پنجاهم:
نسبت قاعدۀ لا ضرر با احکام مجعول در زمینۀ ضرر
بسم اللَه الرّحمٰن الرّحیم
مخصّص بودن لا ضرر نسبت به احکام اولیه
همانطورکه بیان شد، قاعدۀ لا ضرر به نحو تخصیص بر احکام اولیه حاکم است. این حکومت بر احکام اولیه در فرض تحقّق موضوع (یعنی ضرر) میباشد.
تعریفی که برای حکومت میآورند: «حکومت باعث تضییق یا توسعۀ در عقدالوضع یا عقدالحمل است» ناتمام است؛ بلکه حکومت عبارت است از توسعه و تضییق به لسان کنایی و تنزیلی در ناحیۀ عقدالوضع فقط، نه در ناحیۀ عقدالحمل. لسان قاعدۀ «لا ضررَ و لا ضِرارَ» با توضیحی که بیان شد و مختاری که روشن شد، لسان تخصیص است و نمیتواند بر سایر ادلّۀ ابتدایی حاکم باشد.
بهطور کلی ادلّۀ لا ضرر اطلاق تمام ادلهای را که به لسان ابتدایی متضمّن حکمی برای موضوعی هستند، بالنّسبة به موارد ضرری برمیدارد. بهعبارتدیگر، ادلّۀ لا ضرر آن اطلاق یا عمومی که در دو جنبۀ ورود حکم در صورت ضرر و غیر ضرر بود، تخصیص یا تقیید میزند. پس مسئله در هر صورت، مسئلۀ حکومت نیست؛ چون بنابر آنچه بیان شد ادلّۀ لا ضرر نفی حکم ضرری میکند و این نفی حکم ضرری، یک مخصِّص صریح است و در اینجا دیگر تنزیلی وجود ندارد.
وقتی که میگوید: «لا ضررَ و لا ضِرارَ فی الإسلام»، معنای «لا ضررَ» یعنی عدم جعلِ حکم ضرری و معنای «لا ضرار» یعنی جعل تدارک حکم ضرر یا جعل
