اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

قواعد فقهیه ج2

قاعدۀ لا ضرر و لا ضرار (بخش دوم) وقاعده لاحرج

0
فقه واصول
جلد ها

جلد دوم قواعد فقهیه،از دروس آیة الله حاج سید محمد محسن حسینی طهرانی قدس سره استاد فقید در این اثر با تمرکز بر تحلیل مبانی، ملازمات و ارتباط این قواعد و ضمایم آن، طرحی جدید از فقه کاربردی در علوم اسلامی و مباحث حقوقی ارائه می نماید. آنچه در این جلد آمده: • بحث علمی - فنی از دو قاعده مهم فقهی: لاضرر و لا ضرار و لاحرج (قاعدۀ لاضرر بیشتر به جنبۀ عقلانی و قاعدۀ لاحرج نظر به جنبۀ ارتکازی دارد) • بررسی رابطۀ قاعده لاضرر با ادلّه احکام اولیه و نقد اشکالات و نظریات مطروحه در این قاعده • تحلیل جهات‌ عقلانی و شرعی در تشریع احکام • توجه به ملازمات بین حکم عقل و شرع و ضرورت سنجش وقایع عرفی با ملاکات عقلانی و شرعی • بررسی ادله، سعه قاعده و رابطه قاعده لاحرج با سایر قواعد

قواعد فقهیه ج2

161
  • مخصِّص نمی‌تواند زید را از ناحیۀ علما بیرون بیاورد، بلکه زید را در همان مرحلۀ عالمیّت باقی می‌گذارد، ولی وجوب را از زید برمی‌دارد، حالا یا حرمت می‌آورد یا نه. در اینجا در ناحیۀ عقدالحمل تصرف کرده‌ایم و وجوب را منحصر به بقیّۀ علمای غیر از زید کرده‌ایم. پس در عقدالوضع، یعنی «العلماء»، تصرف نکرده‌ایم.

  •  ولی در حکومت بالعکس، تصرف به توسعه یا تضییق در ناحیۀ عقدالوضع است، یعنی دلیل حاکم تنزیلاً موجب توسعه یا تضییق در دلیل مخصَّص و محکوم می‌شود. در ناحیۀ توسعه مثل «الطوافُ بِالبیتِ صلاةٌ»1 است که این ادلّه احکام صلاة را به طواف توسعه می‌دهد و می‌گوید: طواف هم داخل در صلاة است، یعنی اگر صلاة طهارت و قصد قربت و امثال‌ذلک می‌خواهد طواف هم می‌خواهد، حتی شک در صلاة به شکّ در طواف سرایت پیدا می‌کند و اگر شک در کمتر از سه شوط باشد باطل است و اگر بیشتر از سه شوط باشد حمل بر اکثر می‌شود و امثال‌ذلک. در ناحیۀ تضییق هم مثل «لا شکَّ لِکثیر الشَّکِّ»2 است که این ادلّه شک را تضییق می‌کند و شک کثیرالشّک را از احکام شک برمی‌دارد.

  •  اما در دلیل حاکم، دیگر توسعه و تضییق در عقدالحمل نمی‌بینیم. معنا ندارد که دلیل حاکم بخواهد عقدالحمل را توسعه یا تضییق کند؛ مثلاً بگوید: «أکرمِ العُلماء»، بعد در ناحیۀ عقدالحمل ـ که وجوب باشد ـ بگوید: من وجوب را از زید برداشتم. این که همان تخصیص شد و شما در اینجا توسعه و تضییقی انجام ندادید. در دلیل حاکم توسعه و تضییق تنزیلی و اعتباری می‌خواهیم، شرعی یا عقلائی فرق نمی‌کند؛ ولی در اینجا خود وجوب را بدون تنزیل برداشتید. این که همان تخصیص شد! چه فرقی می‌کند؟ شما بگویید: «أکرمِ العُلماء إلّا زیدًا» یا بگویید: «أکرمِ العُلماء» بعد

    1. سنن الدارمی، ج ٢، ص ٤٤؛ عوالی اللّئالی، ج ١، ص ٢١٤.
    2. رجوع شود به وسائل الشیعة، ج ٨، ص ٢٢٧ ـ ٢٢٩، باب عدم وجوب الاحتیاط علیٰ مَن کثُر سهوه.