اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

قواعد فقهیه ج2

قاعدۀ لا ضرر و لا ضرار (بخش دوم) وقاعده لاحرج

0
فقه واصول
جلد ها

جلد دوم قواعد فقهیه،از دروس آیة الله حاج سید محمد محسن حسینی طهرانی قدس سره استاد فقید در این اثر با تمرکز بر تحلیل مبانی، ملازمات و ارتباط این قواعد و ضمایم آن، طرحی جدید از فقه کاربردی در علوم اسلامی و مباحث حقوقی ارائه می نماید. آنچه در این جلد آمده: • بحث علمی - فنی از دو قاعده مهم فقهی: لاضرر و لا ضرار و لاحرج (قاعدۀ لاضرر بیشتر به جنبۀ عقلانی و قاعدۀ لاحرج نظر به جنبۀ ارتکازی دارد) • بررسی رابطۀ قاعده لاضرر با ادلّه احکام اولیه و نقد اشکالات و نظریات مطروحه در این قاعده • تحلیل جهات‌ عقلانی و شرعی در تشریع احکام • توجه به ملازمات بین حکم عقل و شرع و ضرورت سنجش وقایع عرفی با ملاکات عقلانی و شرعی • بررسی ادله، سعه قاعده و رابطه قاعده لاحرج با سایر قواعد

قواعد فقهیه ج2

150
  •  پس ما می‌توانیم بگوییم که شاید نود و هشت درصد از مواردی که این فقها آن را ضرر به‌حساب آورده‌اند عقلائیّاً اصلاً ضرر نیست. البته نه آن‌طوری که بعضی فقها می‌گویند که این ضرر است، ولی به بهشت و نعیم و امثال‌ذلک تدارک می‌شود؛1 بلکه اصلاً ضرر به‌حساب نمی‌آید! وقتی که ضرر نشد، پس این قاعده چه ارتباطی می‌تواند با ادله و احکام دیگر پیدا کند؟!

  • احکام ضرری در اسلام

  •  شاید یک یا چند مورد پیدا کنیم که حکم شرعی به‌حسب ظاهر ضرر باشد، اما چون در این مورد خاص، حکم الهی و دلیل خاصی هست، ما هم یک مصلحت درست می‌کنیم و می‌گوییم که در واقع ضرری نیست، چون در اینجا مصلحت فائته‌ای هست که شارع برای تدارک این مصلحت فائته، این حکم را کرده است.

  •  من‌باب‌مثال یکی از مواردی که برای حکم ضرری داریم و قبلاً بیان شد،2 راجع به حکم کفاره برای استظلال حاجی مریض است، که به قاعدۀ رفع و قاعدۀ لا ضرر باید احکام کفاره و تبعاتش برداشته شود، درحالی‌که می‌بینیم کفاره دارد. می‌توانیم بگوییم که کفاره در اینجا به‌خاطر عناد و تخطّی و امثال اینها نیست، بلکه به‌خاطر تدارک مصلحتی است که از این مریض فوت شده است. بالأخره در هر صورت، مصلحتی از این مریض فوت شده است، حالا چه عمدی باشد و چه غیر عمدی؛ در عمدی گناه هم کرده است، ولی در غیر عمدی گناهی نکرده است، ولی بالأخره مصلحتی فوت شده است و در فوت شدن مصلحت، حرف و بحثی نیست. شارع برای تدارک آن مصلحت فائته می‌گوید که کفاره بدهید.3

  •  این یکی از مواردی است که حدیث رفع و قاعدۀ لا ضرر تخصیص خورده است؛ چون حدیث رفع و قاعدۀ لا ضرر، کفاره را برمی‌دارند و می‌گویند: «رُفِعَ ما

    1. الوافیة فی أصول الفقه، ص ١٩٤؛ عوائد الأیام، ص ٥٥.
    2. رجوع شود به ص ٢٨.
    3. علل الشرائع، ج ٢، ص ٤٥٢.