اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

قواعد فقهیه ج2

قاعدۀ لا ضرر و لا ضرار (بخش دوم) وقاعده لاحرج

0
فقه واصول
جلد ها

جلد دوم قواعد فقهیه،از دروس آیة الله حاج سید محمد محسن حسینی طهرانی قدس سره استاد فقید در این اثر با تمرکز بر تحلیل مبانی، ملازمات و ارتباط این قواعد و ضمایم آن، طرحی جدید از فقه کاربردی در علوم اسلامی و مباحث حقوقی ارائه می نماید. آنچه در این جلد آمده: • بحث علمی - فنی از دو قاعده مهم فقهی: لاضرر و لا ضرار و لاحرج (قاعدۀ لاضرر بیشتر به جنبۀ عقلانی و قاعدۀ لاحرج نظر به جنبۀ ارتکازی دارد) • بررسی رابطۀ قاعده لاضرر با ادلّه احکام اولیه و نقد اشکالات و نظریات مطروحه در این قاعده • تحلیل جهات‌ عقلانی و شرعی در تشریع احکام • توجه به ملازمات بین حکم عقل و شرع و ضرورت سنجش وقایع عرفی با ملاکات عقلانی و شرعی • بررسی ادله، سعه قاعده و رابطه قاعده لاحرج با سایر قواعد

قواعد فقهیه ج2

132
  • ظاهری است می‌دانیم؛ ولی غافل از این هستیم که جوانح، اعمال باطنی، روح و نفس دخالت بسیار تامّی در تکوّن این احکام و قوانین دارند و یک عُلقه و ارتباط و تناسب تنگاتنگی بین مسائل باطنی و این احکام وجود دارد. ما فقه را به‌عنوان احکامی تعبّدی که صرفاً جنبۀ مولوی دارد در نظر می‌گیریم که از هر گونه بهره و نعمتی در این دنیا بی‌نصیب است و تمام اینها برای یک سری وعده‌هایی برای آخرت است، بدون اینکه در خصوص این احکام و قوانین، جنبۀ روحانیّت و تجردی که با آنها معیت و همراهی دارد در نظر بگیریم.

  •  علّت استحباب صلاةاللّیل آن نعمت‌هایی است که در همان موقع به انسان داده می‌شود، علّت وجوب حج همان برکاتی است که در همان هنگام وجوب حج به انسان داده می‌شود، علّت وجوب صلاة همان برکات و نعمت‌هایی است که همراه با نماز به انسان داده می‌شود، علّت وجوب صوم تجرّد روحانی است که در همان هنگام به انسان می‌دهد؛ منتها ما خیال می‌کنیم تمام اینها یک سری احکام تعبّدی می‌باشد که هیچ‌گونه ملاک و مصلحت واقعیّه و نفس‌الأمری بر اینها مترتب نیست و صرفاً عبد در مقام اطاعت و امتثال باید اینها را اتیان بکند و از منهیّات پرهیز بکند تا اینکه در روز قیامت خداوند به او اجر بدهد. اما بر طبق آیات و روایات ثواب و عقاب هر عملی، چه عمل زشت و چه عمل خیر، ملازم و مقارن با آن عمل است.

  •  در عمل زشت وارد است:

  • ﴿وَإِنَّ جَهَنَّمَ لَمُحِيطَةُۢ بِٱلۡكٰفِرِينَ﴾؛1 «جهنّم همین الآن به کافرین احاطه دارد.»

  • این تلبّس به مبدأ اشتقاق در ﴿مُحِيطَةُۢ﴾ دلالت بر زمان حال می‌کند. یا آیه:

  • ﴿فَكَشَفۡنَا عَنكَ غِطَآءَكَ فَبَصَرُكَ ٱلۡيَوۡمَ حَدِيدٞ﴾؛2 «در روز قیامت فقط پرده برداشته می‌شود [و چشم تو تیزبین می‌شود]؛ (اما خداوند چیزی را خلق نمی‌کند.)»

    1. سوره توبه (٩) آیه ٤٩؛ سوره عنکبوت (٢٩) آیه ٥٤.
    2. سوره ق (٥٠) آیه ٢٢.