
قواعد فقهیه ج2
قاعدۀ لا ضرر و لا ضرار (بخش دوم) وقاعده لاحرج
جلد دوم قواعد فقهیه،از دروس آیة الله حاج سید محمد محسن حسینی طهرانی قدس سره استاد فقید در این اثر با تمرکز بر تحلیل مبانی، ملازمات و ارتباط این قواعد و ضمایم آن، طرحی جدید از فقه کاربردی در علوم اسلامی و مباحث حقوقی ارائه می نماید. آنچه در این جلد آمده: • بحث علمی - فنی از دو قاعده مهم فقهی: لاضرر و لا ضرار و لاحرج (قاعدۀ لاضرر بیشتر به جنبۀ عقلانی و قاعدۀ لاحرج نظر به جنبۀ ارتکازی دارد) • بررسی رابطۀ قاعده لاضرر با ادلّه احکام اولیه و نقد اشکالات و نظریات مطروحه در این قاعده • تحلیل جهات عقلانی و شرعی در تشریع احکام • توجه به ملازمات بین حکم عقل و شرع و ضرورت سنجش وقایع عرفی با ملاکات عقلانی و شرعی • بررسی ادله، سعه قاعده و رابطه قاعده لاحرج با سایر قواعد
قواعد فقهیه ج2
129داشته باشد کافی است و دیگر عنوان ضرر منتفی است؟
بیان شد که در همین حیات و زندگی دنیوی میبینیم که چهبسا انسان ضررهایی را برای رسیدن به رغائبی که جنبۀ مادی ندارند متحمّل میشود، و به هیچکدام از اینها ضرر نمیگویند.
منبابمثال برای کسب کمال صَرف مال میکند، درحالیکه به این ضرر نمیگویند. حتی در خیلی از موارد برای مسائل و تنعّمات ظاهری صرف مال، وقت، عمر، قدرت و امثال اینها میشود، همان نعمتهای ظاهری که انسان در قبال اینها برای خود بهره میگیرد، اگرچه جنبۀ معنوی ندارند؛ اما مردم از نظر ظاهر به این ضرر نمیگویند. فرض کنید که شخصی برای رسیدن به یک مطلب و کشف علمی دربارۀ نحوۀ زندگی پرندگان و مورچهها و موریانهها یا سایر حیوانات میخواهد تحقیقاتی بکند، تمام اینها از صرف مال و وقت و عمر را انجام میدهد؛ اما هیچکدام از اینها ضرر نمیباشد بهجهتاینکه مردم رسیدن به مسائل علمی را ولو جنبۀ اخروی نداشته باشد امر پسندیدهای میشمارند، زیرا انسان برای کشف مجهولات و معضلات خلق شده است.
وقتی که مطلب از این قرار است، چگونه میتوانیم تصوّر کنیم احکامی که شارع جعل کرده است و استشمام ضرر و نقص حقّی از حقوق در آن میرود، آن احکام بدون جزاء و بدون پاداش است و انسان در برابر اتیان آن احکام هیچگونه منفعتی نمیبرد و هیچگونه جبرانی نصیبش نمیشود؟!
روایت معروفی از حضرت امام مجتبی علیه السّلام است که میفرمایند:
وقتی که مؤمن از دنیا برود و چشمش به آن نعمتهایی بیفتد که خداوند در إزای زحمتها و گرفتاریهایی که در این دنیا برای او قرار داده است، میگوید: خدایا چرا این زحمتها را برای من چند برابر نکردی؟1
- جامع الأخبار، شعیری، ص ١٣٣:
«عَن أبیعَبدِاللَهِ علیه السّلام قالَ: إنَّ المُؤمِنَ لَیَدعو فی حاجَتِهِ، فَیَقولُ اللَهُ تَعالیٰ: ”أخِّروا حاجَتَهُ شَوقًا ← ← إلیٰ دُعائِهِ!“ فَإذا کانَ یَومُ القیامَةِ یَقولُ اللَهُ تَعالیٰ: ”عَبدی، دَعَوتَنی فی کَذا فَأخَّرتُ إجابَتَکَ فی ثَوابِکَ.“ قالَ: فَیَتَمَنَّیٰ المُؤمِنُ أنَّهُ لَم یُستَجَب لَهُ دَعوَةٌ فی الدُّنیا لِما یَریٰ مِن حُسنِ ثَوابِهِ.»
- جامع الأخبار، شعیری، ص ١٣٣:
