اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

قواعد فقهیه ج2

قاعدۀ لا ضرر و لا ضرار (بخش دوم) وقاعده لاحرج

0
فقه واصول
جلد ها

جلد دوم قواعد فقهیه،از دروس آیة الله حاج سید محمد محسن حسینی طهرانی قدس سره استاد فقید در این اثر با تمرکز بر تحلیل مبانی، ملازمات و ارتباط این قواعد و ضمایم آن، طرحی جدید از فقه کاربردی در علوم اسلامی و مباحث حقوقی ارائه می نماید. آنچه در این جلد آمده: • بحث علمی - فنی از دو قاعده مهم فقهی: لاضرر و لا ضرار و لاحرج (قاعدۀ لاضرر بیشتر به جنبۀ عقلانی و قاعدۀ لاحرج نظر به جنبۀ ارتکازی دارد) • بررسی رابطۀ قاعده لاضرر با ادلّه احکام اولیه و نقد اشکالات و نظریات مطروحه در این قاعده • تحلیل جهات‌ عقلانی و شرعی در تشریع احکام • توجه به ملازمات بین حکم عقل و شرع و ضرورت سنجش وقایع عرفی با ملاکات عقلانی و شرعی • بررسی ادله، سعه قاعده و رابطه قاعده لاحرج با سایر قواعد

قواعد فقهیه ج2

122
  • شرعی هستند که خیلی زحمت کشیده‌اید!1

  •  در هر صورت، ما نفهمیدیم این عنوان واحدی که مرحوم شیخ می‌فرمایند: «همۀ احکام ضرری داخل در تحت یک عنوان واحد هستند که جامع اینها است، لذا تخصیص اکثر لازم نمی‌آید» چه چیز است.

  • نقد آیةاللَه سیستانی بر جواب مرحوم شیخ

  •  علاوه بر این، اشکال کرده‌اند:

  • این قاعده اصلاً نمی‌تواند در مقام شمول انواعی باشد، بلکه در مقام شمول افرادی است. وقتی که رسول‌اللَه صلّی اللَه  علیه و  آله و سلّم می‌فرماید: «لا ضررَ و لا ضِرارَ»، این‌طور نیست که احکام عنوانی و کلّی در شرع به‌واسطۀ ضرر برداشته می‌شود، بلکه منظور احکام فردی است؛ یعنی احکام جزئیه، مثل وضو یا صوم یا حج، اگر ضرری باشند برداشته می‌شود، نه‌اینکه به‌نحو کلی صوم یا وضو یا حج برداشته می‌شود. نظر این قاعده برحسب تناسب حکم و موضوع، روی کُلّ حکمٍ مشخّصٍ خارجیٍّ ضَرَریّ فهو یرتفعُ بإیجابِه الضّررَ است؛ بنابراین اصلاً عام در اینجا عام انواعی نیست، بلکه عام افرادی است و در عام

    1. یک دفعه در مشهد خدمت مرحوم آقا بودیم، آدم بذله‌گویی هم بود، صحبتی شد، او گفت: «آقا! من قانونی دارم که اگر آن را رعایت کنیم هیچ‌وقت موقع میوه خریدن کلاه سرمان نمی‌رود! می‌دانم از کجا باید بفهمیم که این میوه به حدّ مطلوبش رسیده است.» مثلاً انار نه باید شیرین باشد و نه ترش، هندوانه باید شیرین باشد، هم‌چنین لیموترش، سیب، خربزه و خیار، هرکدام باید به نحوی باشند. اینکه بخواهیم همۀ میوه‌ها را تحت یک قانون دربیاوریم خیلی مشکل است! ما مانده بودیم که او چه چیزی می‌خواهد بگوید! او گفت: «آقا! از هر کدام مقداری می‌خوریم!» فرض کنید می‌خواهید خربزه یا انار بخرید، از هر کدام مقداری می‌خورید! یک شخص دیگری هم آنجا بود که خیلی این دو با هم رفیق بودند، آن شخص به او گفت: «قربان ننه‌ام (یا عمه‌ام) بروی با این قانون آوردنت!»
      ایشان می‌گفت: «شخصی بود خوب تعبیر خواب می‌کرد. یک دفعه حاج آقا حسین قمی خواب دید که یک ساعت خریده و در جیبش گذاشته است و دارد راه می رود. پیش آن شخص رفت که خوابش را تعبیر کند. آن شخص به ایشان گفت: ”خدا به تو یک پسر می‌دهد!“ گفت: ”از کجا فهمیدی پسر است؟“ گفت: ”از عقربه‌هایش فهمیدم!“ و اتفاقاً همین‌طور هم شده بود!» بعضی مُعبِّرها واقعاً استادند!