
قواعد فقهیه ج2
قاعدۀ لا ضرر و لا ضرار (بخش دوم) وقاعده لاحرج
جلد دوم قواعد فقهیه،از دروس آیة الله حاج سید محمد محسن حسینی طهرانی قدس سره استاد فقید در این اثر با تمرکز بر تحلیل مبانی، ملازمات و ارتباط این قواعد و ضمایم آن، طرحی جدید از فقه کاربردی در علوم اسلامی و مباحث حقوقی ارائه می نماید. آنچه در این جلد آمده: • بحث علمی - فنی از دو قاعده مهم فقهی: لاضرر و لا ضرار و لاحرج (قاعدۀ لاضرر بیشتر به جنبۀ عقلانی و قاعدۀ لاحرج نظر به جنبۀ ارتکازی دارد) • بررسی رابطۀ قاعده لاضرر با ادلّه احکام اولیه و نقد اشکالات و نظریات مطروحه در این قاعده • تحلیل جهات عقلانی و شرعی در تشریع احکام • توجه به ملازمات بین حکم عقل و شرع و ضرورت سنجش وقایع عرفی با ملاکات عقلانی و شرعی • بررسی ادله، سعه قاعده و رابطه قاعده لاحرج با سایر قواعد
قواعد فقهیه ج2
116رسول خدا با امیرالمؤمنین و حضرت فاطمۀ زهرا و حسنین علیهم السّلام نشسته بودند و میگفتند و میخندیدند. یکدفعه جبرئیل آمد و حضرت با او رفت و دیدند که حضرت غبارآلود برگشت. گفتند: چه شده است؟
حضرت بسیار گریه کردند و فرمودند: «جبرئیل الآن من را به کربلا برد و من مصرع فرزندم حسین را دیدم که چه بود و کسی کمکش نمیکرد!»
حضرت زهرا خیلی متأثّر و ناراحت میشود و گریه میکند و میگوید: «یا أبتا، مصرع فرزندم همینطور میماند؟»
حضرت فرمودند: «نه، میآیند و آنجا را عمران میکنند و او را زیارت میکنند. خداوند افرادی را میآورد که مصیبت فرزندت را بخوانند و دائماً محل زیارت باشد.»1
از اینجا به بعدش را دیگر از خودشان درآوردهاند و میگویند: «آنهایی که میآیند و مصیبت میخوانند، خدا هیچوقت آنها را بینیاز نمیکند، بلکه همیشه فقیر میمانند تا بیایند مصیبت فرزندت را بخوانند!»
شما غصۀ آن موقعی را که سید فقیری وجود نداشته باشد نخورید! خدا همیشه یک عده را باقی میگذارد! همیشه یک زلزله یا یک خرابی میآید؛ تا یک جا میخواهد آباد بشود یک سیل یا یک زلزله میآید. اگر هم روزی دنیا به جایی برسد که دکترها دوای تمام مرضها را کشف کنند و همه را درمان بکنند و عزرائیل بماند چه بکند، یک ضربه به سر افراد میزند تا بمیرند.
یکی از جهاتی که در اینجا فراموش شده این است: ممکن است نقص به عنوان ضایعۀ عدم جبران در مادیات وجود داشته باشد، ولی بعضی از مسائل اصلاً مادی نیست؛ یعنی همانطوریکه ما برای معیشت ظاهری خودمان و ما بإزائی که استمرار ظاهریمان است صرف مال میکنیم، همینطور برای بقای معنوی خودمان هم که تکامل روحیمان میباشد صرف مال میکنیم.
- برگرفته از: الإرشاد، ج ٢، ص ١٣٠ و بحار الأنوار، ج ٤٤، ص ٢٩٢ و ٢٩٣.
