
قواعد فقهیه ج2
قاعدۀ لا ضرر و لا ضرار (بخش دوم) وقاعده لاحرج
جلد دوم قواعد فقهیه،از دروس آیة الله حاج سید محمد محسن حسینی طهرانی قدس سره استاد فقید در این اثر با تمرکز بر تحلیل مبانی، ملازمات و ارتباط این قواعد و ضمایم آن، طرحی جدید از فقه کاربردی در علوم اسلامی و مباحث حقوقی ارائه می نماید. آنچه در این جلد آمده: • بحث علمی - فنی از دو قاعده مهم فقهی: لاضرر و لا ضرار و لاحرج (قاعدۀ لاضرر بیشتر به جنبۀ عقلانی و قاعدۀ لاحرج نظر به جنبۀ ارتکازی دارد) • بررسی رابطۀ قاعده لاضرر با ادلّه احکام اولیه و نقد اشکالات و نظریات مطروحه در این قاعده • تحلیل جهات عقلانی و شرعی در تشریع احکام • توجه به ملازمات بین حکم عقل و شرع و ضرورت سنجش وقایع عرفی با ملاکات عقلانی و شرعی • بررسی ادله، سعه قاعده و رابطه قاعده لاحرج با سایر قواعد
قواعد فقهیه ج2
100و ﴿قُلۡ هُوَ ٱللَهُ﴾ خواندن داریم. بلند شدن گرچه عرفیت دارد، اما بهجهتاینکه آنها این عمل را انجام میدهند، از این نقطهنظر ما نباید این کار را انجام دهیم، بلکه باید ترک کنیم.
نحوۀ تشخیص سنّتهای کلّی از قضایای شخصی معصومین علیهم السّلام
اینها موارد جزئی است که ما باید داخل در تحت ملاک قرار بدهیم و ببینیم ملاک شرع در اینجا چه حکم میکند. به صرف عرفیت، آیۀ ﴿وَأۡمُرۡ بِٱلۡعُرۡفِ﴾1 شامل ما نحنفیه نخواهد شد و نمیتوانیم یک عمل را ملاک برای تبعیت قرار بدهیم. عرف عرفی است که از ناحیۀ شرع به تأیید برسد؛ پس برای اینجهت باید تمام تاریخ ائمه علیهم السّلام را حکم تاریخ واحد گرفت، یعنی گویا یک امام علیه السّلام دویست و پنجاه و خردهای سال عمر کرده است و در طول این دویست و پنجاه سال مطالب را بیان کرده است، این میتواند برای ما ملاک باشد. اما اینکه امام علیه السّلام در یک جای بهخصوص کاری را انجام دادند، بههیچوجه ملاک برای ما بهدست نمیآورد. البته در اینجا روایاتش هست و میخوانیم.
روایتی در وسائل، از معلَّی بن خنیس است که بالاجمال بیان میکنم:
امیرالمؤمنین علیه السّلام لباسی خریدند و فرمودند: «لباس مسلمین باید اینطور باشد.» ولی امام صادق علیه السّلام فرمودند: «الآن نمیشود چنین لباسی را پوشید، چون میگویند طرف دیوانه و مجنون است!»2
- سوره اعراف (٧) آیه ١٩٩.
- وسائل الشیعة، ج ٥، ص ٤٠:
«عن مُعَلَّی بنِ خُنَیسٍ عن أبیعَبدِ اللَهِ علیه السّلام قال: ”إنَّ عَلیًّا علیه السّلام کان عِندَکُم فَأتیٰ بَنیدیوانٍ فاشتَریٰ ثَلاثَةَ أثوابٍ بِدینارٍ: القَمیصُ إلیٰ فَوقِ الکَعبِ و الإزارُ إلیٰ نِصفِ السّاقِ و الرِّداءُ مِن یَدَیهِ إلیٰ ثَدیَیهِ و مِن خَلفِهِ إلیٰ ألیَیهِ. ثُمَّ رَفَعَ یَدَیهِ إلَی السّماءِ فَلَم یَزَل یَحمَدُ اللَهَ عَلیٰ ما کَساهُ حَتَّیٰ دَخَلَ مَنزِلَهُ ثُمَّ قال: هٰذا اللِّباسُ الّذی یَنبَغی لِلمُسلِمینَ أن یَلبَسوهُ.“ قال أبوعَبدِ اللَهِ علیه السّلام: ”ولٰکِن لا تَقدِرونَ أن تَلبَسوها هٰذا الیَومَ، و لو فَعَلنا لَقالُوا مَجنُونٌ و لَقالُوا مُرائی! و اللَهُ عزّوجلّ یَقولُ: ﴿وَثِيَابَكَ فَطَهِّرۡ﴾.*“ قال: ”و ثیابَکَ ارفَعها لا تَجُرَّها؛ فَإذا قامَ قائِمُنا کان هٰذا اللّباسَ.“»
* سوره مدّثّر (٧٤) آیه ٤.
