اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر

قواعد فقهیه ج2

قاعدۀ لا ضرر و لا ضرار (بخش دوم) وقاعده لاحرج

9٬613
فقه واصول
جلد ها

جلد دوم قواعد فقهیه،از دروس آیة الله حاج سید محمد محسن حسینی طهرانی قدس سره استاد فقید در این اثر با تمرکز بر تحلیل مبانی، ملازمات و ارتباط این قواعد و ضمایم آن، طرحی جدید از فقه کاربردی در علوم اسلامی و مباحث حقوقی ارائه می نماید. آنچه در این جلد آمده: • بحث علمی - فنی از دو قاعده مهم فقهی: لاضرر و لا ضرار و لاحرج (قاعدۀ لاضرر بیشتر به جنبۀ عقلانی و قاعدۀ لاحرج نظر به جنبۀ ارتکازی دارد) • بررسی رابطۀ قاعده لاضرر با ادلّه احکام اولیه و نقد اشکالات و نظریات مطروحه در این قاعده • تحلیل جهات‌ عقلانی و شرعی در تشریع احکام • توجه به ملازمات بین حکم عقل و شرع و ضرورت سنجش وقایع عرفی با ملاکات عقلانی و شرعی • بررسی ادله، سعه قاعده و رابطه قاعده لاحرج با سایر قواعد

سرای جاوید

قواعد فقهیه ج2

189
  • قاعده، مفهوم ضرر را با مصداق معیّن قصد کرده یا فقط مفهوم ضرر را بدون مصداق قصد کرده است؟ ما می‌گوییم: هیچ‌وقت شارع برای این مفهوم مصداق تعیین نکرده است، وقتی که مصداق تعیین نکرد آن‌وقت این ضرر در هر زمانی می‌تواند یک مفهوم خاص خودش و یک منطبقٌ‌علیه خودش را پیدا بکند، چه ما قائل به اطلاق مقامی آن زمان باشیم یا اصلاً قائل به اطلاق مقامی نباشیم. این دیگر به این جهت کاری ندارد.

  • نحوۀ دخالت عقل در تعیین مصادیق ضرر

  •  بناءًعلیٰ‌هذا ما باید در صدد این باشیم که بنای عقلائیه برای تحقق ضرر به چه نحو می‌تواند باشد؟ آیا عقل در اینجا دخالت دارد یا عقلاء در اینجا دخالت دارند؟ اگر مسئله، مسئلۀ عقلی باشد تحت قاعدۀ حسن‌وقبح عقلی می‌رود و اصلاً باید در آنجا بحث بشود. در خود مسئلۀ حسن‌وقبح عقلی هم باید بحث شود که آیا فقط حسن‌وقبح عقلی ابتدایی داریم یا حسن‌وقبح عقلی ثانوی هم داریم؟

  •  حسن‌وقبح ابتدایی یعنی کاری فی‌حدّ نفسه و اوّلاً بلا اوّل ملاک برای حسن‌وقبح عقلی را داشته باشد، مانند ظلم به یک فرد، زدن یک فرد ظلماً، دروغ گفتن، اضرار به غیر که اینها قبح عقلی دارند، و راست گفتن و شکر منعم که اینها حسن عقلی دارند. اینها عناوین اولیه‌ای هستند که فی‌حدّ نفسه، لو خُلّی و طبعه، دارای حسن‌وقبح عقلی هستند. ولکن ممکن است مسئلۀ حسن‌وقبح عقلی با‌واسطه هم محقّق شود؛ یعنی امری، مثلاً حقّ تألیف، فی‌حدّ نفسه حسن‌وقبح عقلی ندارد، بلکه ما این را تحت یک قانون یا شرایطی قرار می‌دهیم که به‌واسطۀ آن قانون و شرایط به عنوان ثانوی، حق یا ظلم تلقی می‌شود و در نتیجه تحت عنوان کلی حسن‌وقبح عقلی می‌رود.

  •  بنابراین ممکن است که یک مسئله خودش فی‌حدّ نفسه، لو خُلّی و طبعه، داخل تحت حسن‌وقبح عقلی نباشد؛ اما تحت شرایطی با یکی از آن کلّیات منطبق بشود که آن کلّی خودش تحت حسن‌وقبح عقلی باشد. بسیاری از مسائل اعتباریّۀ ضرر از ما نحن‌فیه است؛ یعنی خود قضیه فی‌حدّ نفسه داخل تحت حسن‌وقبح عقلی نیست، اما در شرایط خاصی می‌تواند تحت حسن‌وقبح عقلی قرار بگیرد.

/ 340