
عنوان بصری جلد 7
شرح و تفسیر فقرۀ «و لا یدبر العبد لنفسه تدبیرا» «تدبیر در امور فردی و خانواده»
این اثر شریف از سلسله مباحث حضرت آیت الله حاج سید محمدمحسن حسینی طهرانی (ره) در شرح حدیث عنوان بصری است. ایشان در این مباحث ارزشمند به تبیین موضوع تدبیر در امور فردی و خانواده و شرح فقره و لایدبر العبد لنفسه تدبیرا می پردازد. مولف محترم در این کتاب با تاکید بر پیوستگی مسائل سلوکی با مسائل خانوداگی به مباحثی مانند حساسیت و ظرافت مسئله ارتباط زوجین، حقوق متقابل فرزندان و والدین، اهمیت مسئله اسم گذاری در اسلام و برنامه های تربیتی اسلام برای نهاد خانواده اشاره می کنند. بررسی حقیقت وجودی مرد و زن در نظام خلقت، توضیح و تبیین عقل نظری و عملی و تطبیق آن با شاکله وجودی زنان، تحلیل دقیق و صحیح کلام حضرت امیرالمومنین علیه السلام پیرامون نقصان عقل در زنها، اصول زندگی الهی و تاکید اسلام بر رشد روحی و تکامل مرد و زن از دیگر مباحث مهم و بدیع این کتاب است. در قسمتی از کتاب با اشاره به مسئله تدبیر و عبودیت در سیره اولیای الهی چنین آمده است: «در تمام احکام تشریعیِ ما این مسئلۀ هست که تدبیر و تنظیمِ در امور باید به نهایت درجۀ دقّت وجود داشته باشد؛ و به قول مرحوم والد ما (علامه طهرانی) و همینطور بقیّۀ عرفاء مثل مرحوم قاضی، بهترین فرد آن شخصی است که بتواند امور خود را بهتر تنظیم و از اوقات خود بهتر استفاده کند؛ این فرد، فرد موفّقی خواهد بود....»
عنوان بصری جلد 7
78این مسئله بحث میشود.
کیفیّت پیدایش اسامی در ملل و جوامع مختلف
شکّی نیست در اینکه هر اسمی دارای یک معنایی است و بهطور کلّی در نظام ارتباطی دنیا و همۀ ملل، اسامی برای معانی وضع شدهاند و این نحوه زبانهای مختلف و لهجههای گوناگونی که در میان ملل بهوجود آمده، براساس نیازهایی است که آن نیازها این اسامی را بهوجود آورده است؛ تا نیازی نباشد ـ که عبارت است از ردّ و بدل کردن معانی و کیفیّت ارتباط بین انسانها ـ طبعاً اسامی هم بهوجود نمیآمدند. انسان در زندگی خود نیاز به غذا دارد، غذاها هم متفاوت هستند، موادّ آن غذاها هم متفاوت هستند، خب برای تحصیل نیاز خود چطور آن معنا را أدا کند؟ لذا مجبور است که برای آن معنا اسمی وضع کند و قرار بدهد.
همینطور از نقطهنظر لباس و پوشاک و سایر احتیاجات خود هم نیاز به اسامی دارد؛ لذا تا بهحال دیده و شنیده نشده که ملّت و قومی یک اسم را بیجهت و بیهدف در بین خودشان رایج و دارج کنند و بدون اینکه معنایی را در نظر بگیرند یک اسمی را برای خودشان و بین خودشان مصطلح کنند. این معنا، معنای لغو و بیهودهای است و میتوان گفت که اینگونه تعبیرات فقط از مجانین سر میزند؛ ولی برای مسئلۀ تبادل افکار و تبادل اطّلاعات و تبادل نیازها و رفع احتیاجاتِ معاشرت و ارتباطات، قطعاً ملّتها برای خودشان اسامی و لغاتی را وضع میکنند.
ظهور اسامی مختلف برای معنای واحد از اسرار الهی
البتّه این اسامی و این لغات بر حسب اختلاف محیط آن ملل و کیفیّت بروز و ظهور این اسامی بهواسطۀ این معانی، دارای اختلافات متفاوتی هستند. و این مسئله یکی از اسرار الهی است که منبابمثال چطور ما فارسی زبانان باید برای معنای آب و این مایع سیّال، لفظ «آب» را قرار بدهیم، امّا قوم عرب برای این معنا لفظ «ماء» را قرار میدهند و همینطور سایر ملل و اقوام برای این مایع الفاظ مختلفی را جعل میکنند! چرا ما بهجای آنها «ماء» را استعمال نمیکنیم و آنها به جای ما «آب» را بهکار نمیبرند؟ این یکی از اسرار الهی است و کیفیّت تحقّق این اسامی برای معانی نسبت به هر قوم را نشان میدهد.
