
عنوان بصری جلد 7
شرح و تفسیر فقرۀ «و لا یدبر العبد لنفسه تدبیرا» «تدبیر در امور فردی و خانواده»
این اثر شریف از سلسله مباحث حضرت آیت الله حاج سید محمدمحسن حسینی طهرانی (ره) در شرح حدیث عنوان بصری است. ایشان در این مباحث ارزشمند به تبیین موضوع تدبیر در امور فردی و خانواده و شرح فقره و لایدبر العبد لنفسه تدبیرا می پردازد. مولف محترم در این کتاب با تاکید بر پیوستگی مسائل سلوکی با مسائل خانوداگی به مباحثی مانند حساسیت و ظرافت مسئله ارتباط زوجین، حقوق متقابل فرزندان و والدین، اهمیت مسئله اسم گذاری در اسلام و برنامه های تربیتی اسلام برای نهاد خانواده اشاره می کنند. بررسی حقیقت وجودی مرد و زن در نظام خلقت، توضیح و تبیین عقل نظری و عملی و تطبیق آن با شاکله وجودی زنان، تحلیل دقیق و صحیح کلام حضرت امیرالمومنین علیه السلام پیرامون نقصان عقل در زنها، اصول زندگی الهی و تاکید اسلام بر رشد روحی و تکامل مرد و زن از دیگر مباحث مهم و بدیع این کتاب است. در قسمتی از کتاب با اشاره به مسئله تدبیر و عبودیت در سیره اولیای الهی چنین آمده است: «در تمام احکام تشریعیِ ما این مسئلۀ هست که تدبیر و تنظیمِ در امور باید به نهایت درجۀ دقّت وجود داشته باشد؛ و به قول مرحوم والد ما (علامه طهرانی) و همینطور بقیّۀ عرفاء مثل مرحوم قاضی، بهترین فرد آن شخصی است که بتواند امور خود را بهتر تنظیم و از اوقات خود بهتر استفاده کند؛ این فرد، فرد موفّقی خواهد بود....»
عنوان بصری جلد 7
234را انجام بدهی پدرت را درمیآورم!» خب او که نگفت: «پدرت را درمیآورم!» بلکه گفت: «آقا، برو فلان کار را انجام بده!»
یکی از مطالبی که مرحوم آقا خیلی نسبت به آن حسّاس بودند این بود که میگفتند: «عین آن عبارتی را که من میگویم بروید بگویید!» لذا ما در آنموقع برای اینکه تخطّی نکرده باشیم، مطالبی را که مرحوم آقا میگفتند همانموقع عیناً همان را روی کاغذ مینوشتیم و بعد میرفتیم عین همان عبارت را بدون کم و زیادِ یک واو میگفتیم. در بعضی موارد میفرمودند: «این مطلب را با این بیان بگویید؛ بیان نرم و بیان ملایم بهنحویکه یک وقت آنطور نشود!» این دیگر بستگی داشت به اینکه انسان چطور مطالب را برداشت کند.
برخورد سوّم آن است که مطلب باید به شکل صریح گفته بشود، امّا انسان برای اینکه او ناراحت نشود مطلب را میپیچاند، تعبیر را عوض میکند و کلمات و الفاظ را جابهجا میکند. خب مگر خود او نمیدانست که ناراحتش نکند؟! او میخواهد به ایننحو و به این کیفیّت باشد. لذا شما یکمرتبه میبینید که یک قضیّه از یک حال اصلاً و بهطور کلّی به حال دیگری افتاد! انسان میخواهد این مطلب به این کیفیّت برسد، ولی میبیند یکدفعه یک چیز دیگر از آب درآمد. خب این که نشد! اینجا میگویند که احساسات میآید و نمیگذارد که آن واقع همانطوریکه هست و همان قِسم که هست و به همان کیفیّت که هست بیاید و انجام بگیرد.
جایگاه کلام امیرالمؤمنین علیه السّلام درمورد مشورت نکردن با زنان
امیرالمؤمنین علیه السّلام که از نقطهنظر ضعف رأی نساء در نهج البلاغه میفرمایند:
و أمّا عائِشَةُ فَقَد أدرَکَهَا ضَعفُ رَأی النّساء؛1 «امّا عایشه، سستیِ بینش و اندیشۀ زنان او را إغوا کرد!»
یعنی چه؟ یعنی بهطور معمول در مواردی که افراد میآیند و دور انسان را میگیرند
- نهج البلاغة (صبحی صالح)، ص ٢١٨؛ الاحتجاج، ج ١، ص ١٦٩. با قدری اختلاف در مصادر.
