اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

عنوان بصری جلد 7

شرح و تفسیر فقرۀ «و لا یدبر العبد لنفسه تدبیرا» «تدبیر در امور فردی و خانواده»

0
جلد ها

این اثر شریف از سلسله مباحث حضرت آیت الله حاج سید محمدمحسن حسینی طهرانی (ره) در شرح حدیث عنوان بصری است. ایشان در این مباحث ارزشمند به تبیین موضوع تدبیر در امور فردی و خانواده و شرح فقره و لایدبر العبد لنفسه تدبیرا می پردازد. مولف محترم در این کتاب با تاکید بر پیوستگی مسائل سلوکی با مسائل خانوداگی به مباحثی مانند حساسیت و ظرافت مسئله ارتباط زوجین، حقوق متقابل فرزندان و والدین، اهمیت مسئله اسم گذاری در اسلام و برنامه های تربیتی اسلام برای نهاد خانواده اشاره می کنند. بررسی حقیقت وجودی مرد و زن در نظام خلقت، توضیح و تبیین عقل نظری و عملی و تطبیق آن با شاکله وجودی زنان، تحلیل دقیق و صحیح کلام حضرت امیرالمومنین علیه السلام پیرامون نقصان عقل در زن‌ها، اصول زندگی الهی و تاکید اسلام بر رشد روحی و تکامل مرد و زن از دیگر مباحث مهم و بدیع این کتاب است. در قسمتی از کتاب با اشاره به مسئله تدبیر و عبودیت در سیره اولیای الهی چنین آمده است: «در تمام احکام تشریعیِ ما این مسئلۀ هست که تدبیر و تنظیمِ در امور باید به نهایت درجۀ دقّت وجود داشته باشد؛ و به قول مرحوم والد ما (علامه طهرانی) و همین‌طور بقیّۀ عرفاء مثل مرحوم قاضی، بهترین فرد آن شخصی است که بتواند امور خود را بهتر تنظیم و از اوقات خود بهتر استفاده کند؛ این فرد، فرد موفّقی خواهد بود....»

عنوان بصری جلد 7

199
  • دیگر!» بله، قبول دارد بر اینکه سیگار این است، مضرّاتش این است و این ضررها را دارد می‌آورد، امّا سیگار از دهان خودش قطع نمی‌شود! چرا؟ چون عقل عملی‌اش دارد لَنگ می‌زند! وقتی شما قبول داری یک چیزی ضرر دارد و مفید نیست، چرا وجود خود را با این پیام و با این ارزش و با این مسئله تطبیق نمی‌دهی؟! اینجا است که انبیا علیهم السّلام و ائمّه و اولیا برای اصلاح عقل عملی ما آمده‌اند، گرچه نسبت به عقل نظری هم مطالبی دارند. آنچه که اجتماع را می‌سازد عقل عملی است!

  • تضییع حقوق افراد، به‌خاطر عمل‌نکردن به عقل عملی

  • بنده هم کتاب می‌نویسم، قوانینی را در کتاب می‌آورم و مدینۀ فاضله‌ای را می‌گویم: «بله، اجتماع باید این‌طور باشد، عدالت باشد، انصاف باشد، از خود گذشتگی باشد، ایثار داشته باشد، امکانات برای همه یکسان باشد، نه‌اینکه همۀ امکانات را یکی ببرد و دیگری نتواند کاری انجام بدهد، اقتصاد باید در دست همۀ افراد باشد، سیاست و اظهار نظر در مسائل سیاسی باید برای همۀ افراد باشد، آزادی تفکّر و اینها باید برای همه باشد و...» ولی وقتی به خودم می‌رسد، نه اجازه می‌دهم کسی اقتصاد در دستش باشد، نه اجازه می‌دهم کسی حرف بزند و هر کس حرف بزند خفه‌اش می‌کنم و إعدامش می‌کنم و داغانش می‌کنم؛ فقط می‌ماند لوئی چهاردهم1 و من! لوئی چهاردهم می‌گفت: «فرانسه یعنی من، من یعنی فرانسه!»2 این است؟! یعنی شما در عالم انسانیّت و در عالم تفکّر قبل از اینکه لوئی بشوی چه فکری می‌کردی و برای دیگران چه نظر می‌دادی و چه قوانینی را برای دیگران مطرح می‌کردی و چه رهنمودهایی به سایر افراد می‌دادی؟ همین‌که شدی حاکم فرانسه و همین‌که شدی لوئی همه چیز برگشت؟! چرا؟ معلوم است عقل عملی‌ات دارد لنگ می‌زند! تا وقتی که من شاه نبودم و تا وقتی من رئیس‌جمهور نبودم، جور دیگری فکر می‌کردم؛ الآن هم همان‌طور فکر می‌کنم، ولی نمی‌گذارم این فکر در زندگی‌ام بیاید!

    1. لوئی چهاردهم در تاریخ ۱٦۳۸ ـ  ۱۷۱٥ پادشاه فرانسه بود. (محقّق)
    2. رجوع شود به تاریخ تمدّن، ویل دورانت، ج ٨، ص ١٦.