
آموزههای ولایت ج 3
بیاناتی پیرامون امام زمان علیه السّلام و مهدویت
کتاب حاضر، سومین جلد از مجموعۀ ارزشمند «آموزههای ولایت» است که دربرگیرنده سخنرانی های آیت الله حاج سید محمدمحسن حسینی طهرانی - رضوان الله علیه - درباره امام زمان علیه السلام و مهدویت می باشد. این کتاب از دیدگاه متعالی مکتب عرفان به تحلیل و تبیین مسائل مرتبط با حضرت ولی عصر عجل الله فرجه الشریف و چگونگی مواجهه عقلانی و غیراحساسی با غیبت و ظهور آن حضرت می پردازد. آیت الله طهرانی ـ قدس سره ـ در این کتاب با تاکید بر اهمیت توجه به حقیقت امام زمان علیه السلام و توضیح سیره و ممشای اولیای الهی، به نقد دیدگاه ظاهری و سطحی مردم نسبت به امامت پرداخته و امامت و ولایت امام زمان را از منظر عقلی و روایی مورد بررسی قرار می دهد. بررسی فلسفۀ غیبت و وظیفۀ افراد در این زمان، نقش امام زمان در حرکت تکاملی انسان و مهدویّت از دیدگاه اهل عرفان، مباحث بسیار مهمّی هستند که حضرت استاد در جلسات دیگری، مطرح نموده است. همچنین در دوجلسه، فقراتی از دعای افتتاح در رابطه با حضرت ولیّعصر شرح داده شده است. این کتاب در 11 مجلس تدوین شده که آخرین مجلس این اثر شریف، به پرسش و پاسخ درباره امام زمان ارواحنا فداه اختصاص یافته است.
آموزههای ولایت ج 3
60مشرّف شدیم، یکی از دوستانشان ایشان را برای همین حج دعوت کرده بود. مدتها و سالها هم بود که ایشان مشرّف نشده بود. در همین هنگام، والدۀ ما حامل بود و میخواست همشیرۀ آخر ما را فارغ بشود که متأسفانه با اشکالاتی مواجه میشود و میگویند باید تحتِ عمل قرار بگیرد و بهطور طبیعی [نمیشود]؛ بالأخره منجرّ به عمل میشود و چند روزی هم در بیمارستان بودند. یک روز که ما از قم آمدیم، بهاتفاق مرحوم آقا به بیمارستان رفتیم. بیمارستان هم اگر فراموش نکرده باشم ـ پیر شدیم دیگر! ـ همین بیمارستان خیابان آزادی، نزدیک خیابان آذربایجان بود؛ یعنی آن دکتر خاصّ ایشان که از منتسبین به ما هم هست، در آنجا بود. ما رفتیم و قرار بود ایشان را هم فردا مرخّص کنند و به منزل بیایند. در همین حین، یعنی حدود دو سه روز یا سه چهار روز بعد قرار بود کاروانها حرکت کنند و راه بیفتند و بروند، که طبعاً والدۀ ما تا آن موقع به منزل منتقل شده بود. وقتی که ما داشتیم از بیمارستان برمیگشتیم منزل، من در راه به آقا گفتم: «آقا، این قضیۀ حجّ شما چه میشود؟ شما اگر میخواهید، حج را بروید؛ ما از قم میآییم طهران و پیش والده هستیم و مشکل نداریم، چون با اوقات تعطیلی هم زیاد برخورد میکنیم و هستیم.» رفقا هم میآمدند و در منزل میماندند؛ هر وقت ایشان مسافرت میرفتند، رفقا میآمدند و تا مدتی که ایشان برمیگشتند در منزل میماندند؛ مثلاً اگر سفر کربلا یا سفر مکه میرفتند، دوستان میآمدند شب را هم میماندند. ایشان یک فکری کردند و به من گفتند:
آقای آقا سید محسن، این چه حجّی است که من بروم درحالیکه یک بندهای از بندگان خدا و عیال انسان به شوهرش نیاز داشته باشد؟!
التفات کردید؟ حج را نرفتند درحالتیکه عمل سزارینی بود، انجام شد و بعد هم ایشان به منزل منتقل شدند. حالا، این حج حجّی است که اگر ایشان میرفتند بیشتر مورد رضای خدا بود یا حالاکه نرفتند؟! ببینید مسئله چقدر دقیق است!
اجتناب از نفسانی و شیطانی شدن امور عبادی
حال شیطان میآید و همین حج را برای انسان به یک صورت موجّه جلوه میدهد، با وجود ارتکاب عمل حرام! یعنی انسان یک عمل حرامی را انجام میدهد
