
آموزههای ولایت ج 3
بیاناتی پیرامون امام زمان علیه السّلام و مهدویت
کتاب حاضر، سومین جلد از مجموعۀ ارزشمند «آموزههای ولایت» است که دربرگیرنده سخنرانی های آیت الله حاج سید محمدمحسن حسینی طهرانی - رضوان الله علیه - درباره امام زمان علیه السلام و مهدویت می باشد. این کتاب از دیدگاه متعالی مکتب عرفان به تحلیل و تبیین مسائل مرتبط با حضرت ولی عصر عجل الله فرجه الشریف و چگونگی مواجهه عقلانی و غیراحساسی با غیبت و ظهور آن حضرت می پردازد. آیت الله طهرانی ـ قدس سره ـ در این کتاب با تاکید بر اهمیت توجه به حقیقت امام زمان علیه السلام و توضیح سیره و ممشای اولیای الهی، به نقد دیدگاه ظاهری و سطحی مردم نسبت به امامت پرداخته و امامت و ولایت امام زمان را از منظر عقلی و روایی مورد بررسی قرار می دهد. بررسی فلسفۀ غیبت و وظیفۀ افراد در این زمان، نقش امام زمان در حرکت تکاملی انسان و مهدویّت از دیدگاه اهل عرفان، مباحث بسیار مهمّی هستند که حضرت استاد در جلسات دیگری، مطرح نموده است. همچنین در دوجلسه، فقراتی از دعای افتتاح در رابطه با حضرت ولیّعصر شرح داده شده است. این کتاب در 11 مجلس تدوین شده که آخرین مجلس این اثر شریف، به پرسش و پاسخ درباره امام زمان ارواحنا فداه اختصاص یافته است.
آموزههای ولایت ج 3
30علیه السّلام قرار بگیرد و بقیه تحتالشّعاع باشد. باید در رأس شعارهای ما متابعت از ائمه علیهم السّلام قرار بگیرد و بقیۀ اشیاء باید تحتالشّعاع باشد. من چه کسی هستم؟! امثال من چه کسانی هستند؟! من و امثال من، تمام ریزهخوار این خوان و سفرۀ إنعام ائمۀ معصومین علیهم السّلام هستیم.
الآن این مسائل باید مورد توجه قرار بگیرد؛ امّا صحبت در اینجا این است که این شعارها و نشاطها و این مسائل، یک جنبۀ ظاهری دارد که در جَنب این جنبۀ ظاهر، نباید آن حقیقت فراموش بشود. بیاییم برای امام زمان علیه السّلام جشن بگیریم و شادی کنیم و شیرینی پخش کنیم، بعد از او میپرسند: نمازت را خواندهای یا نه؟ میگوید: «نه، نخواندهام، نمازم قضا شده است!» میگویند: چرا نمازت قضا شده است؟ میگوید: «جشن از نماز مهمتر است!» امّا سالک در این مسیر حرکت نمیکند؛ سالک علاوه بر رعایت مسائل ظاهر، به آن حقیقتی میپردازد که این جلوات برای آن حقیقت، در خارج بروز و ظهور پیدا میکند.
پاسخ مشروط مرحوم حداد در خصوص نحوۀ دیدار امام زمان علیه السّلام
مرحوم آقای حداد به من فرمودند:
اگر میخواهی امام زمان علیه السّلام را ببینی، من یک دستورالعمل به تو میدهم که بعد از ده روز حضرت را میبینی و با ایشان صحبت میکنی و دستورالعمل این است.
دستورالعمل را به من دادند، ولی فرمودند:
اما اگر طالب دیدار باطن هستی و میخواهی به آن حقیقت و ولایت برسی، دنبال دیدن ظاهر نباید باشی؛ ولی اگر میخواهی، دستورالعملِ من همین است.
و من آن دستوالعمل را انجام ندادم! چرا؟ چون دیدم این دیدن ظاهر، دیدن نفس است؛ خوشم میآید که من امام را دیده باشم! خوشم میآید که من بروم حضرت را ببینم! خوشم میآید! امّا اگر من حضرت را ببینم و حضرت بگویند: «برای چه آمدی و خواستی ما را ببینی؟ حالا ما را دیدی، خیالت راحت شد؟ حالا دیدی، آیا به دستورات من عمل کردی؟ آیا آنچه که مورد رضایت من است انجام دادی؟» خلاصه، اگر از من
