اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

آموزه‌های ولایت ج 3

بیاناتی پیرامون امام زمان علیه السّلام و مهدویت

0
جلد ها

کتاب حاضر، سومین جلد از مجموعۀ ارزشمند «آموزه‌های ولایت» است که دربرگیرنده سخنرانی های آیت الله حاج سید محمدمحسن حسینی طهرانی - رضوان الله علیه - درباره امام زمان علیه السلام و مهدویت می باشد. این کتاب از دیدگاه متعالی مکتب عرفان به تحلیل و تبیین مسائل مرتبط با حضرت ولی عصر عجل الله فرجه الشریف و چگونگی مواجهه عقلانی و غیراحساسی با غیبت و ظهور آن حضرت می پردازد. آیت الله طهرانی ـ قدس سره ـ در این کتاب با تاکید بر اهمیت توجه به حقیقت امام زمان علیه السلام و توضیح سیره و ممشای اولیای الهی، به نقد دیدگاه ظاهری و سطحی مردم نسبت به امامت پرداخته و امامت و ولایت امام زمان را از منظر عقلی و روایی مورد بررسی قرار می دهد. بررسی فلسفۀ غیبت و وظیفۀ افراد در این زمان، نقش امام زمان در حرکت تکاملی انسان و مهدویّت از دیدگاه اهل عرفان، مباحث بسیار مهمّی هستند که حضرت استاد در جلسات دیگری، مطرح نموده است. همچنین در دوجلسه، فقراتی از دعای افتتاح در رابطه با حضرت ولیّ‌عصر شرح داده شده است. این کتاب در 11 مجلس تدوین شده که آخرین مجلس این اثر شریف، به پرسش و پاسخ درباره امام زمان ارواحنا فداه اختصاص یافته است.

آموزه‌های ولایت ج 3

244
  • وقتی که به امامت رسید، چند کیلو بود؟ ما که نبودیم، فوقِ آن ٢٠ کیلو بوده است. 

  •  بچۀ پنج‌ساله چقدر است؟ قطعاً ٢٠ کیلو هم نمی‌شود! آیا باید حتماً یک رستم دستانی باشد که ٢٠٠ کیلو [وزن داشته باشد]؟!

  •  الآن یک قضیۀ خنده‌دار یادم آمد. یک ماه پیش در منزل بودم. طبعاً یک مقداری وزن ما به‌خاطر مسائل و جریاناتی که طی شده بود، کم شده بود. گفتم: «من الآن بهتر هستم یا آن موقع؟» گفتند: «آن موقع!» گفتم: «چرا؟» گفتند: «هیبتتان کم شده است! آن موقع هیبتتان بیشتر بود، حالا کم شده است!» گفتم: «بالأخره این هم یک نظریه‌ای است!»

  •  ببینید، ما راجع به امامت چطور فکر می‌کنیم؟!

  • تمثیل زیبای علامه طهرانی در تبیین دیدگاه احساسی مردم

  •  یک وقت مرحوم آقا خیلی قشنگ این مطلب را در مسجد قائم مطرح می‌کردند.1 وقتی ایشان وارد مسجد می‌شدند یکی از آن عقبِ مسجد می‌گفت: «سلامتی علما صلوات! اللَهمّ صلّ علیٰ محمّدٍ و آلِ محمّد!» آن یکی می‌گفت: «لال از دنیا نروی جمال پیغمبر را صلوات بفرست!» آن یکی چیز دیگری می‌گفت! خلاصه، از این صلوات‌ها بود و همین‌طوری که الآن هم هست! بله، آن موقع هم از این چیزها بود. تا اینکه ایشان می‌آمدند فاصله‌ای را طی می‌کردند و به محراب می‌رسیدند. ایشان می‌فرمودند:

  • من یک‌هم‌چنین شخصی هستم: شناسنامه‌ام این است، اسم پدرم این است، وقتی وارد مسجد می‌شویم یکی از آن‌طرف برای ما صلوات می‌فرستد، یکی از این‌طرف! بلند می‌شوند، کوچه می‌دهند، تعظیم می‌کنند، بالأخره می‌آیند؛ حالا می‌آییم و نماز می‌خوانیم.

  • (ایشان عبایشان را کنار زدند و همین‌طور گفتند:) حال اگر من فردا عمامه‌ام را کنار گذاشتم، قبایم را کنار گذاشتم، این پیراهن را که می‌بینید تا اینجاست، با یک پیراهن و یک شلوار آمدیم در این مسجد. همه می‌گویند: «عجب! این چرا این‌طوری شد؟!» دیگر نه کسی برای علما صلوات می‌فرستد،

    1. یادم است ایشان یک شب سه‌شنبه گفتند، ولی در جلسۀ غیر مسجد هم یک وقتی فرمودند.