
آموزههای ولایت ج 3
بیاناتی پیرامون امام زمان علیه السّلام و مهدویت
کتاب حاضر، سومین جلد از مجموعۀ ارزشمند «آموزههای ولایت» است که دربرگیرنده سخنرانی های آیت الله حاج سید محمدمحسن حسینی طهرانی - رضوان الله علیه - درباره امام زمان علیه السلام و مهدویت می باشد. این کتاب از دیدگاه متعالی مکتب عرفان به تحلیل و تبیین مسائل مرتبط با حضرت ولی عصر عجل الله فرجه الشریف و چگونگی مواجهه عقلانی و غیراحساسی با غیبت و ظهور آن حضرت می پردازد. آیت الله طهرانی ـ قدس سره ـ در این کتاب با تاکید بر اهمیت توجه به حقیقت امام زمان علیه السلام و توضیح سیره و ممشای اولیای الهی، به نقد دیدگاه ظاهری و سطحی مردم نسبت به امامت پرداخته و امامت و ولایت امام زمان را از منظر عقلی و روایی مورد بررسی قرار می دهد. بررسی فلسفۀ غیبت و وظیفۀ افراد در این زمان، نقش امام زمان در حرکت تکاملی انسان و مهدویّت از دیدگاه اهل عرفان، مباحث بسیار مهمّی هستند که حضرت استاد در جلسات دیگری، مطرح نموده است. همچنین در دوجلسه، فقراتی از دعای افتتاح در رابطه با حضرت ولیّعصر شرح داده شده است. این کتاب در 11 مجلس تدوین شده که آخرین مجلس این اثر شریف، به پرسش و پاسخ درباره امام زمان ارواحنا فداه اختصاص یافته است.
آموزههای ولایت ج 3
217الّذی یَبصُرُ بِه و لِسانَه الّذی یَنطِقُ به.1
این است رسیدن به مرتبۀ ولایت. کتابها مملوّ از این روایات و عبارات است، ولی این افراد انگشت در گوش خود کرده تا حق را نشنوند، لذا همۀ این مطالب را منکر میشوند.
شرح حالی از جناب معروف کرخی و بایزید بسطامی
برخی منکر میشوند که معروف کَرْخی از اصحاب امام رضا علیه السّلام بوده است، چرا؟ چون ایشان از صوفیه و عرفا بوده است؛ با اینکه در بسیاری از کتابها آمده است که معروف از شاگردان امام رضا علیه السّلام بوده و قبلاً مسیحی یا زرتشتی بوده و بهدست حضرت شیعه شده است.2
همچنین منکر میشوند که بایزید بسطامی از شاگردان امام صادق علیه السّلام بوده است!3 الآن قبر بایزید در بسطام در شاهرود بین راه مشهد و طهران معروف است و من هم آن را زیارت کردهام.
وقتی که بایزید از مدینه خارج شد، حضرت فرزندشان محمد بن صادق علیهما السّلام را همراه او فرستادند. آنها با هم به بسطام آمدند و محمد، فرزند امام قبل
- الکافی، ج ٢، ص ٣٥٢؛ صحیح البخاری، ج ٧، ص ١٩٠؛ جامع الأخبار، شعیری، ص ٨١؛ إرشاد القلوب، ج ١، ص ٩١. با قدری اختلاف در مصادر. اسرار ملکوت، ج ٢، ص ٦٣:
«بهطور استمرار بندۀ من چنانچه در مقام انقیاد برآید و بهواسطۀ اموری که موجب خشنودی و رضایت من است خود را به من نزدیک و مقرّب گرداند، آنقدر به من نزدیک خواهد شد تا اینکه مندکّ و فانی در من شود؛ در این هنگام، من گوش او خواهم بود که با او میشنود و چشم او میباشم که با آن میبیند و زبان او میگردم که با آن صحبت میکند.» - طبقات الصوفیّة، سلمی، ص ٨٢؛ الرسالة القشیریّة، ص ٤١؛ وفیات الأعیان، ج ٥، ص ٢٣١؛ مناقب معروف الکرخی و أخباره، ص ٥١؛ تذکرة لأولیاء، ص ٢٨١؛ کشف المراد، ص ٢٣٧؛ الباب الحادی عشر، ص ٢٠٤؛ الطرائف، ج ٢، ص ٥٢٠؛ تفسیر المحیط الأعظم، ج ١، ص ٥١٩ و ٥٢٠؛ مجالس المؤمنین، ج ٢، ص ٢٧.
- مجموعهآثار شهید مطهری، ج ١٤، ص ٥٦٤ و ج ٢٣، ص ٤٩؛ کلّیات علوم اسلامی، ج ٢، ص ١٠٥.
- الکافی، ج ٢، ص ٣٥٢؛ صحیح البخاری، ج ٧، ص ١٩٠؛ جامع الأخبار، شعیری، ص ٨١؛ إرشاد القلوب، ج ١، ص ٩١. با قدری اختلاف در مصادر. اسرار ملکوت، ج ٢، ص ٦٣:
