اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

آموزه‌های ولایت ج 3

بیاناتی پیرامون امام زمان علیه السّلام و مهدویت

0
جلد ها

کتاب حاضر، سومین جلد از مجموعۀ ارزشمند «آموزه‌های ولایت» است که دربرگیرنده سخنرانی های آیت الله حاج سید محمدمحسن حسینی طهرانی - رضوان الله علیه - درباره امام زمان علیه السلام و مهدویت می باشد. این کتاب از دیدگاه متعالی مکتب عرفان به تحلیل و تبیین مسائل مرتبط با حضرت ولی عصر عجل الله فرجه الشریف و چگونگی مواجهه عقلانی و غیراحساسی با غیبت و ظهور آن حضرت می پردازد. آیت الله طهرانی ـ قدس سره ـ در این کتاب با تاکید بر اهمیت توجه به حقیقت امام زمان علیه السلام و توضیح سیره و ممشای اولیای الهی، به نقد دیدگاه ظاهری و سطحی مردم نسبت به امامت پرداخته و امامت و ولایت امام زمان را از منظر عقلی و روایی مورد بررسی قرار می دهد. بررسی فلسفۀ غیبت و وظیفۀ افراد در این زمان، نقش امام زمان در حرکت تکاملی انسان و مهدویّت از دیدگاه اهل عرفان، مباحث بسیار مهمّی هستند که حضرت استاد در جلسات دیگری، مطرح نموده است. همچنین در دوجلسه، فقراتی از دعای افتتاح در رابطه با حضرت ولیّ‌عصر شرح داده شده است. این کتاب در 11 مجلس تدوین شده که آخرین مجلس این اثر شریف، به پرسش و پاسخ درباره امام زمان ارواحنا فداه اختصاص یافته است.

آموزه‌های ولایت ج 3

201
  • همان‌طور که خداوند متعال می‌تواند در شیئی قدرت خاصّی قرار دهد، در امام علیه السّلام نیز می‌تواند.

  •  این شخص رسالۀ عملیه و مقلّدینی دارد! این است مسئله.

  • انکار قضیه قلم و قرطاس

  •  متأسفانه در میان خود ما برخی از علما هستند که برحسب ظاهر عالم و فقیه هستند امّا در حقیقت هیچ فهم و درایت و معرفتی ندارند. یکی از این افراد در قم است که الآن هشتاد یا نود سال سن دارد و در حوزه‌های علمیه، عالم و فقیه به‌شمار می‌رود و امام جماعت مدرسۀ فیضیّه است. ایشان در کتاب خود دربارۀ اینکه پیغمبر در حال احتضار فرمودند: «ایتُونی بدَواةٍ و قِرطاسٍ أکتُب لکم شیئًا لا تَضِلّوا بعده أبدًا؛ یک دوات و قلمی بیاورید تا برای شما چیزی بنویسم که بعد از آن هرگز گمراه نشوید!» امّا عمر گفت: «إنّ الرّجُلَ لَیَهجُر؛ این مرد هذیان می‌گوید!»1 من با چشم خود دیدم که نوشته است:

  • چگونه ممکن است عمر چنین حرفی بزند؟! بالأخره عمر یا مسلمان بوده یا غیر مسلمان؛ اگر مسلمان بوده چگونه ممکن است مسلمانی چنین تعبیری به‌کار ببرد و چرا شما این اراجیف را در کتاب‌های خود می‌آورید؟!2

  •  الحمدللّه! دست شما درد نکند! یک عالم شیعی بعد از ١٤٠٠ سال می‌آید و این حرف را می‌زند! شخصی که در ظاهر، عالم حوزه‌های علمیه است و درس می‌دهد و فقیه است ـ حال نمی‌دانم مقلّد هم دارد یا نه ـ امّا اصلی از اصول شیعه را با صراحت انکار می‌کند و می‌گوید: «این محال است! یا باید منکر اسلام عمر شویم که این ابداً ممکن نیست! یا باید بگوییم مسلمان است که در این‌حال چگونه ممکن است مسلمانی بگوید که پیغمبر هذیان می‌گوید؟!»

  •  اولاً: [در خصوص عدم ایمان عمر روایاتی داریم.]3

    1. کشف الغمّة، ج ١، ص ٤٢٠؛ الطرائف، ج ٢، ص ٤٣٢؛ نهج الحق، ص ٣٣٣.
    2. کشکول زمان (علی‌پناه اشتهاردی)، ص ٢٩ ـ ٣٥.
    3. رجوع شود به ثواب الأعمال، ص ٢١٥ و ٢١٦؛ تقریب المعارف، ص ٢٤٤ و ٢٤٩؛ الطّرائف، ج ٢، ص ٤٤٠ و ٤٤١؛ مهج الدّعوات، ص ٣٣٤؛ بحار الأنوار، ج ٨، ص ٣١١ و ج ٣٠، ص ٤٠٩.