
آموزههای ولایت ج 3
بیاناتی پیرامون امام زمان علیه السّلام و مهدویت
کتاب حاضر، سومین جلد از مجموعۀ ارزشمند «آموزههای ولایت» است که دربرگیرنده سخنرانی های آیت الله حاج سید محمدمحسن حسینی طهرانی - رضوان الله علیه - درباره امام زمان علیه السلام و مهدویت می باشد. این کتاب از دیدگاه متعالی مکتب عرفان به تحلیل و تبیین مسائل مرتبط با حضرت ولی عصر عجل الله فرجه الشریف و چگونگی مواجهه عقلانی و غیراحساسی با غیبت و ظهور آن حضرت می پردازد. آیت الله طهرانی ـ قدس سره ـ در این کتاب با تاکید بر اهمیت توجه به حقیقت امام زمان علیه السلام و توضیح سیره و ممشای اولیای الهی، به نقد دیدگاه ظاهری و سطحی مردم نسبت به امامت پرداخته و امامت و ولایت امام زمان را از منظر عقلی و روایی مورد بررسی قرار می دهد. بررسی فلسفۀ غیبت و وظیفۀ افراد در این زمان، نقش امام زمان در حرکت تکاملی انسان و مهدویّت از دیدگاه اهل عرفان، مباحث بسیار مهمّی هستند که حضرت استاد در جلسات دیگری، مطرح نموده است. همچنین در دوجلسه، فقراتی از دعای افتتاح در رابطه با حضرت ولیّعصر شرح داده شده است. این کتاب در 11 مجلس تدوین شده که آخرین مجلس این اثر شریف، به پرسش و پاسخ درباره امام زمان ارواحنا فداه اختصاص یافته است.
آموزههای ولایت ج 3
188است و در حق محض، کسی ترس و خوف ندارد؛ چون حق محض است.1
اگر در حکومت امام زمان یک حرف حق زدی، [هیچ ترسی نداری]؛ البته حق! اگر تهمت بزنی، میآیند گوشَت را میگیرند؛ این حرفها نیست! آزادی و دموکراسی و این حرفها نیست! نه آقاجان! نه دموکراسی است و نه آزادی است؛ کسی نمیتواند غیبت کسی را بکند، نمیتواند به کسی تهمت بزند، نمیتواند پشتِسر کسی [خلاف] بگوید، نمیتواند مزاحمش بشود، نمیتواند برایش ممانعت ایجاد کند یا در کارهای او دخالت کند؛ از این حرفها خبری نیست! تمام شد. اینها برای الآن است! ولی حرف حق و امربهمعروف و نهیازمنکر، اگر بهطور حق باشد، هیچکس در هیچ نقطهای از دنیا همراه با آن بیان و آن عمل، به اندازۀ سرِ سوزنی نگرانی ندارد که بهخاطر چیزی که گفته است، فردا بیایند یقهاش را بگیرند. میخواهند یقۀ چه کسی را بگیرند؟! خود امام زمان دارد میگوید اینطوری بکنید، خودش دارد میگوید اینطور عمل بکنید.
همچنین نماز که میخواند، هیچ مسئلهای نیست؛ یعنی وقتی نماز میخواند، هیچ این مطلب نیست که [به خاطر غیر از خدا بخواند]!
- الکافی، ج ١، ص ٣٣٤:
«... فَقالَ [أبوعبدِاللَهِ عَلیهِ السّلامُ]: سُبحانَ اللَهِ! أ ما تُحِبّونَ أن یُظهِرَ اللَهُ تَبارَکَ و تَعالَی الحقَّ و العَدلَ فی البِلادِ و یَجمَعَ اللَهُ الکَلِمَةَ و یُؤَلِّفَ اللَهُ بَینَ قُلوبٍ مُختَلِفَةٍ و لا یَعصُونَ اللَهَ عَزَّ وَ جَلَّ فی أرضِهِ و تُقامَ حُدودُهُ فی خَلقِهِ و یَرُدَّ اللَهُ الحقَّ إلیٰ أهلِهِ فَیَظهَرَ حتّیٰ لا یَستَخفِیَ بِشَیءٍ مِنَ الحقِّ مَخافَةَ أحَدٍ مِنَ الخَلق؟!...» ترجمه:
«... امام صادق علیه السّلام فرمود: سبحاناللَه! آیا دوست ندارید که خداوند تبارک و تعالیٰ حق و عدالت را در بلاد ظاهر سازد؟ و وحدت کلمه پدید آورد؟ و میان دلهای پراکنده ألفت ایجاد کند؟ و مردم بر روی زمینش نافرمانی او ننمایند؟ و حدود و احکام الهی در میان مردم اقامه گردد؟ و خداوند حق را به صاحبانش برگرداند تا حق بر همگان آشکار گردد؛ تا آنکه چیزی از بیان حق و عمل به حق، بهخاطر ترس و نگرانیِ أحدی از خلایقت پنهان نماند؟! ...» (محقق)
- الکافی، ج ١، ص ٣٣٤:
