
آموزههای ولایت ج 3
بیاناتی پیرامون امام زمان علیه السّلام و مهدویت
کتاب حاضر، سومین جلد از مجموعۀ ارزشمند «آموزههای ولایت» است که دربرگیرنده سخنرانی های آیت الله حاج سید محمدمحسن حسینی طهرانی - رضوان الله علیه - درباره امام زمان علیه السلام و مهدویت می باشد. این کتاب از دیدگاه متعالی مکتب عرفان به تحلیل و تبیین مسائل مرتبط با حضرت ولی عصر عجل الله فرجه الشریف و چگونگی مواجهه عقلانی و غیراحساسی با غیبت و ظهور آن حضرت می پردازد. آیت الله طهرانی ـ قدس سره ـ در این کتاب با تاکید بر اهمیت توجه به حقیقت امام زمان علیه السلام و توضیح سیره و ممشای اولیای الهی، به نقد دیدگاه ظاهری و سطحی مردم نسبت به امامت پرداخته و امامت و ولایت امام زمان را از منظر عقلی و روایی مورد بررسی قرار می دهد. بررسی فلسفۀ غیبت و وظیفۀ افراد در این زمان، نقش امام زمان در حرکت تکاملی انسان و مهدویّت از دیدگاه اهل عرفان، مباحث بسیار مهمّی هستند که حضرت استاد در جلسات دیگری، مطرح نموده است. همچنین در دوجلسه، فقراتی از دعای افتتاح در رابطه با حضرت ولیّعصر شرح داده شده است. این کتاب در 11 مجلس تدوین شده که آخرین مجلس این اثر شریف، به پرسش و پاسخ درباره امام زمان ارواحنا فداه اختصاص یافته است.
آموزههای ولایت ج 3
186﴿فَمَن كَانَ مِنكُم مَّرِيضًا أَوۡ عَلَىٰ سَفَرٖ فَعِدَّةٞ مِّنۡ أَيَّامٍ أُخَرَ﴾؛1 «هرکه مریض است یا اینکه یک سفر عادی یا ضروری برایش پیش میآید، یک عدۀ دیگر بگیرد.»
اما کسی حق ندارد برایاینکه روزهاش را بشکند به سفر برود! چرا؟ چون روزه واجب مطلق است نه واجب مشروط؛ مشروط به این نیست که در حَضَر باشید، بلکه مطلق است و خودتان باید شرایط این حضر را فراهم کنید. آنچه استثناء شده این است که شما در سفر باشید، نهاینکه برای شکستن روزه به سفر بروید؛ این دو تا است! توجه کردید؟ و من دیدهام کسی به این مسئله توجه ندارد، یعنی اشتباه بیان میشود. رفقا به این مسئله دقت داشته باشند! این قضیه، قضیۀ نماز است.
أعمال عبادی بدون شرک در زمان ظهور
حضرت در اینجا دارد:
یَعبُدُکَ لایُشرِکُ بِکَ شَیئًا؛ «بدون هیچ شرکی رو بهسوی تو بیاورد!»
یعنی حرکاتش، سَکَناتش، نمازهایش، روزههایش، امربهمعروف و نهیازمنکرهایش، توجه دادن همۀ خلایق و خودش بهسوی خدا؛ اینها با عدم شرک باشد، مطلق باشد، خالص باشد و ترس نداشته باشد.
بنابراین معلوم میشود که ما در این دنیا قبل از ظهور حضرت شرک داریم؛ معنای این فقره این است و رودربایستی هم نداریم! بله، حرف زیاد است. شنیدم که...؛ چه عرض کنم! گاهی اوقات آدم یک چیزهایی میشنود، در فکر فرو میرود. یک بندهخدایی میگفت:
من هر وقت سخنان فلان کس را میشنوم، عمیقاً در فکر فرو میروم! یعنی اصلاً قابل [فهم] نیست؛ باید بنشینم فکر کنم که این حرف از کجایش درآمده است!
یک وقت آدم از شخصی چیزی میشنود، تعجب میکند که چرا این حرف را زده است؛ یک وقت یک حرفی میشنود، اصلاً وحشت میکند؛ امّا یک وقت یک
- سوره بقره (٢) آیه ١٨٤.
