اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

آموزه‌های ولایت ج 3

بیاناتی پیرامون امام زمان علیه السّلام و مهدویت

0
جلد ها

کتاب حاضر، سومین جلد از مجموعۀ ارزشمند «آموزه‌های ولایت» است که دربرگیرنده سخنرانی های آیت الله حاج سید محمدمحسن حسینی طهرانی - رضوان الله علیه - درباره امام زمان علیه السلام و مهدویت می باشد. این کتاب از دیدگاه متعالی مکتب عرفان به تحلیل و تبیین مسائل مرتبط با حضرت ولی عصر عجل الله فرجه الشریف و چگونگی مواجهه عقلانی و غیراحساسی با غیبت و ظهور آن حضرت می پردازد. آیت الله طهرانی ـ قدس سره ـ در این کتاب با تاکید بر اهمیت توجه به حقیقت امام زمان علیه السلام و توضیح سیره و ممشای اولیای الهی، به نقد دیدگاه ظاهری و سطحی مردم نسبت به امامت پرداخته و امامت و ولایت امام زمان را از منظر عقلی و روایی مورد بررسی قرار می دهد. بررسی فلسفۀ غیبت و وظیفۀ افراد در این زمان، نقش امام زمان در حرکت تکاملی انسان و مهدویّت از دیدگاه اهل عرفان، مباحث بسیار مهمّی هستند که حضرت استاد در جلسات دیگری، مطرح نموده است. همچنین در دوجلسه، فقراتی از دعای افتتاح در رابطه با حضرت ولیّ‌عصر شرح داده شده است. این کتاب در 11 مجلس تدوین شده که آخرین مجلس این اثر شریف، به پرسش و پاسخ درباره امام زمان ارواحنا فداه اختصاص یافته است.

آموزه‌های ولایت ج 3

170
  • همه‌اش شرک است! نماز را خوانده ولی روز قیامت می‌گویند: «فلان شب نمازت ثبت نشده است!» می‌گوید: «ای بابا، این‌قدر زور زدیم، این‌قدر پول دادیم، حالا نمی‌گویم پول، ولی بالأخره این‌قدر واسطه دادیم، این‌قدر چه‌کار کردیم؛ بیا، برو تا بالأخره راهمان دادند؛ فلان مسجد رفتیم، از راه دور [آمدیم]!» امّا در پرونده‌ات چیزی نیست!

  • حضور خالصانۀ شهید مطهری در مجالس شب‌های احیا در مسجد قائم

  •  خدا رحمت کند آقای مطهری را، شب‌های احیا به مسجد قائم می‌آمد. خودشان جایی احیا می‌گرفتند، مثل‌اینکه زودتر تمام می‌کردند و بعد رانندۀ ایشان، ایشان را به مسجد قائم می‌آورد. ما می‌فهمیدیم، البته مرحوم آقا [سفارش] کرده بودند که مشخص نباشد. می‌آمد آن گوشه و عقب می‌نشست و وقتی هم که مراسم احیا تمام می‌شد، زود از همان‌جا می‌رفت! برخی از رفقای حاضر در مجلس ایشان را می‌دیدند. این اخلاص است و به این اخلاص می‌گویند! [این‌طور نبود که] بلند شود بیاید پیش آقا بنشیند، یک‌ربع هم حال و احوال کند و همه ببینند؛ بلکه می‌آید و حالش را می‌کند و نصیبش را می‌گیرد و سهمش را برمی‌دارد و بعد هم بی‌سر و صدا سرش را پایین می‌اندازد و می‌رود. اینها می‌بَرند، اینها! کار اینها درست است.

  •  اما عبادت‌های ما همه همین است؛ در عبادت تا بیاید: «برای آن، برای این، بروم فلان جا نماز بخوانم برای این، یا فلان کار را باید بکنم برای این، فلان مسئله را رتق و فتق کنم که بالأخره یک روزی [به‌درد ما بخورد» خراب می‌شود!] در عبادت، و منظور از عبادت نماز نیست، بلکه هر عملی که انسان و سالک انجام می‌دهد، فقط باید نشانه‌اش خدا باشد و این خیلی مشکل است! کار می‌خواهد و خدا انسان را امتحان می‌کند؛ لذا باید نشانه‌اش خدا باشد و از خدا بخواهد که خودش دستگیری کند.

  • حکایتی از کیفیت برخورد علامه طهرانی در قبول وجوهات شرعی

  •  در زمان شاه بود و ما کوچک بودیم. مرحوم آقا از کربلا برگشته بودند و صبح چند نفر از مسجدی‌ها، برای دیدن زوّار آمده بودند. یکی از اینها در وسط صحبت دست کرد در جیبش و یک پاکت بزرگی از اسکناس درآورد؛ نشست خدمت ایشان و گفت: «بفرمایید قربان!»

  •  تصور می‌کنید عکس‌العمل آقا چه بوده است؟ من که گفتم الآن یکی در گوش