
آموزههای ولایت ج 3
بیاناتی پیرامون امام زمان علیه السّلام و مهدویت
کتاب حاضر، سومین جلد از مجموعۀ ارزشمند «آموزههای ولایت» است که دربرگیرنده سخنرانی های آیت الله حاج سید محمدمحسن حسینی طهرانی - رضوان الله علیه - درباره امام زمان علیه السلام و مهدویت می باشد. این کتاب از دیدگاه متعالی مکتب عرفان به تحلیل و تبیین مسائل مرتبط با حضرت ولی عصر عجل الله فرجه الشریف و چگونگی مواجهه عقلانی و غیراحساسی با غیبت و ظهور آن حضرت می پردازد. آیت الله طهرانی ـ قدس سره ـ در این کتاب با تاکید بر اهمیت توجه به حقیقت امام زمان علیه السلام و توضیح سیره و ممشای اولیای الهی، به نقد دیدگاه ظاهری و سطحی مردم نسبت به امامت پرداخته و امامت و ولایت امام زمان را از منظر عقلی و روایی مورد بررسی قرار می دهد. بررسی فلسفۀ غیبت و وظیفۀ افراد در این زمان، نقش امام زمان در حرکت تکاملی انسان و مهدویّت از دیدگاه اهل عرفان، مباحث بسیار مهمّی هستند که حضرت استاد در جلسات دیگری، مطرح نموده است. همچنین در دوجلسه، فقراتی از دعای افتتاح در رابطه با حضرت ولیّعصر شرح داده شده است. این کتاب در 11 مجلس تدوین شده که آخرین مجلس این اثر شریف، به پرسش و پاسخ درباره امام زمان ارواحنا فداه اختصاص یافته است.
آموزههای ولایت ج 3
1041
- ← هم از نقطهنظر ماوراء طبیعت دارای یک محدودیتهایی هستیم. از جمله محدودیتهای ما این است که چشم ما نمیتواند پشت این دیوار را ببیند؛ برایاینکه مطلع بشویم پشت دیوار چیست باید از این منزل خارج بشویم و بعد برسیم. از جمله محدودیتهای دیگر ما این است که گوش ما یک فاصلۀ محدودی را میتواند بشنود. همینطور در سایر مسائل و سایر خصوصیّات.
حتی اگر افرادی غیر عادی هم باشند باز آنها دارای محدودیت هستند. نقل میکنند که بعضی از افراد، خصوصیّات ظاهری آنها یک خصوصیّات غیر عادی بوده است؛ مثلاً گوششان میتوانسته از مَسافات خیلی زیاد یک صدایی را بشنود! امّا بالأخره اگر از آن مقدار فرکانس عبور بکند، همین گوش هم نمیتواند بشنود! این راجع به محدودیتهای طبیعی و جسمانی.
راجع به محدودیتهای ماوارء طبیعی اینگونه است که قوای روحی ما طبعاً دارای یک مرتبۀ خاصّ از تکامل هستند و اطلاع بر مسائل ندارند. راجع به مسائل و عوالم غیب امکانات و استعداد ما محدود است؛ اطلاعی بر گذشته نداریم، اطلاعی بر آینده نداریم، حُجب ظلمانی و نورانی [برای ما هست، که] إنشاءاللَه همۀ اینها از جلوی دیدگان ما کنار میرود؛ ما در این محدودۀ از عوالم غیب هنوز هستیم. اطلاع بر نفوس و اطلاع بر مصالح و منافعِ ما از جمله مسائلی است که طبعاً نسبت به این قضایا محدودیت داریم، و بهطور کلی آنچه را که لازمه و آثار رسیدن به مقام کمال است در وجود ما منتفی است؛ زیرا ما هنوز نسبت به این مسئله دارای مراتبی از نقص هستیم.
اما امام علیه السّلام این مسئله را ندارد. امام علیه السّلام نه محدودیت طبیعی دارد و نه محدودیت ماوراء طبیعی؛ یعنی اگر بخواهد، چشم او پشت دیوار را هم میبیند! اگر بخواهد، صدایی که از آنطرف دنیا هست به گوش او خواهد رسید؛ به همین گوش، نه غیر از این گوش! چرا؟ زیرا قدرت روحی و قدرت نفسی او بهواسطۀ مراتب کمالی که پیدا کرده است، قادر است هر عملی را در این دنیا انجام بدهد. در عیناینکه با شما صحبت میکند، گوش او دارد تمام آنچه در این عالم وجود هست را میشنود؛ در عیناینکه خواب هست، نفس او به تمام آنچه در این عالم اتفاق میافتد آگاهی دارد؛ در عیناینکه دارد غذا میخورد، بر آنچه در تمام عالم اتفاق میافتد ادراک و شعور دارد! اینکه عرض میکنم یعنی چه؟ یعنی اگر یک مورچه در دل زمین یک حرکتی انجام بدهد، امام علیه السّلام در وقتی که خواب هست دارد آن حرکت را احساس میکند! تازه من بیش از این نمیگویم، چون اگر بخواهم بیش از این یک مقداری بگویم شاید مسئله مشکل باشد؛ در همین حد میخواهم امام علیه السّلام را معرّفی کنم. ←
- ← هم از نقطهنظر ماوراء طبیعت دارای یک محدودیتهایی هستیم. از جمله محدودیتهای ما این است که چشم ما نمیتواند پشت این دیوار را ببیند؛ برایاینکه مطلع بشویم پشت دیوار چیست باید از این منزل خارج بشویم و بعد برسیم. از جمله محدودیتهای دیگر ما این است که گوش ما یک فاصلۀ محدودی را میتواند بشنود. همینطور در سایر مسائل و سایر خصوصیّات.
