اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

آموزه‌های ولایت ج 3

بیاناتی پیرامون امام زمان علیه السّلام و مهدویت

0
جلد ها

کتاب حاضر، سومین جلد از مجموعۀ ارزشمند «آموزه‌های ولایت» است که دربرگیرنده سخنرانی های آیت الله حاج سید محمدمحسن حسینی طهرانی - رضوان الله علیه - درباره امام زمان علیه السلام و مهدویت می باشد. این کتاب از دیدگاه متعالی مکتب عرفان به تحلیل و تبیین مسائل مرتبط با حضرت ولی عصر عجل الله فرجه الشریف و چگونگی مواجهه عقلانی و غیراحساسی با غیبت و ظهور آن حضرت می پردازد. آیت الله طهرانی ـ قدس سره ـ در این کتاب با تاکید بر اهمیت توجه به حقیقت امام زمان علیه السلام و توضیح سیره و ممشای اولیای الهی، به نقد دیدگاه ظاهری و سطحی مردم نسبت به امامت پرداخته و امامت و ولایت امام زمان را از منظر عقلی و روایی مورد بررسی قرار می دهد. بررسی فلسفۀ غیبت و وظیفۀ افراد در این زمان، نقش امام زمان در حرکت تکاملی انسان و مهدویّت از دیدگاه اهل عرفان، مباحث بسیار مهمّی هستند که حضرت استاد در جلسات دیگری، مطرح نموده است. همچنین در دوجلسه، فقراتی از دعای افتتاح در رابطه با حضرت ولیّ‌عصر شرح داده شده است. این کتاب در 11 مجلس تدوین شده که آخرین مجلس این اثر شریف، به پرسش و پاسخ درباره امام زمان ارواحنا فداه اختصاص یافته است.

آموزه‌های ولایت ج 3

79
  •  همین‌که رسول خدا سر به زمین می‌گذارد، می‌آیند نگاه می‌کنند، می‌بینند به‌جای پیغمبر کس دیگری دارد نماز می‌خواند. وقتی که دیگر پیغمبر را نمی‌بینند، روز اول و دوم یک خُرده اظهار دلتنگی می‌کنند و چه‌بسا دو سه قطره‌ای هم اشک بریزند و در تنهایی هم در همان روزگار یک تألّمی داشته باشند. اگر کسی یک رفیق هم داشته باشد و او را از دست بدهد، بالأخره چند قطره اشکی می‌ریزد؛ یک مسئلۀ بدیهی است، یا اگر همسایه از دنیا برود و انسان یک ارتباطی با او داشته باشد، بالأخره دلش شکسته می‌شود؛ یک مسئلۀ بدیهی است؛ لذا روز اول و روز دوم چند قطره اشکی ریخته می‌شود؛ ولی روز هفتم دیگر آن اشک هم نمی‌آید و کم‌کم آن صفحه کنار می‌رود و دیگر رسول خدایی وجود ندارد!

  •  حال‌که رسول خدا وجود ندارد، مظاهرِ دیگر می‌آید جای رسول خدا را می‌گیرد؛ آن‌وقت دیگر ابی‌بکر می‌آید و بر منبر صحبت می‌کند! این هم می‌آید می‌نشیند [و با خود می‌گوید]: بالأخره تا به خانه برویم و ناهار حاضر بشود و سفره انداخته بشود، یک ساعتی طول می‌کشد؛ به‌جای این یک ساعت، می‌نشینیم ببینیم ابی‌بکر چه می‌گوید! یا شب که می‌خواهیم به منزل برویم، تا بخواهد شام حاضر بشود، در منزل چه‌کار کنیم؟! لذا بنشینیم و ببینیم که جناب عمر بعد از نماز مغرب و عشا چه می‌گوید! با این «بنشینیم، بنشینیم، ببینیم، ببینیم» کم‌کم آن صورت رسول خدا برمی‌گردد و به‌جای آن، صورت عمر و ابابکر می‌آید جایگزین می‌شود و بعد هم همین‌طور آهسته‌آهسته در آن ممشا و در آن مرام می‌رود و می‌رود و یک‌مرتبه می‌بیند که یک سال، دو سال و سال‌ها گذشته و دنبال همین‌ها راه افتاده است؛ دنبال همین‌ها! دیگر کاری ندارد به اینکه واقعیت و حقیقت آن چیست؛ آیا این راست می‌گوید که داری دنبالش می‌روی یا دروغ می‌گوید؟! 

  • تظاهر و مدّعای دروغین خلیفۀ دوم

  •  این عمری که می‌گوید: «لا أبقانِیَ اللَهُ بَعدَکَ یا عَلیّ؛‌1 ای علی، خدا بعد از تو مرا باقی نگذارد!» یک نفر نیست بلند شود و بگوید: «اگر راست می‌گویی، بلند شو بیا پایین

    1. مناقب آل‌أبی‌طالب علیهم السّلام، ج ٢، ص ٣٦٠؛ المناقب، خوارزمی، ص ١٠١.