
آموزههای ولایت ج 3
بیاناتی پیرامون امام زمان علیه السّلام و مهدویت
کتاب حاضر، سومین جلد از مجموعۀ ارزشمند «آموزههای ولایت» است که دربرگیرنده سخنرانی های آیت الله حاج سید محمدمحسن حسینی طهرانی - رضوان الله علیه - درباره امام زمان علیه السلام و مهدویت می باشد. این کتاب از دیدگاه متعالی مکتب عرفان به تحلیل و تبیین مسائل مرتبط با حضرت ولی عصر عجل الله فرجه الشریف و چگونگی مواجهه عقلانی و غیراحساسی با غیبت و ظهور آن حضرت می پردازد. آیت الله طهرانی ـ قدس سره ـ در این کتاب با تاکید بر اهمیت توجه به حقیقت امام زمان علیه السلام و توضیح سیره و ممشای اولیای الهی، به نقد دیدگاه ظاهری و سطحی مردم نسبت به امامت پرداخته و امامت و ولایت امام زمان را از منظر عقلی و روایی مورد بررسی قرار می دهد. بررسی فلسفۀ غیبت و وظیفۀ افراد در این زمان، نقش امام زمان در حرکت تکاملی انسان و مهدویّت از دیدگاه اهل عرفان، مباحث بسیار مهمّی هستند که حضرت استاد در جلسات دیگری، مطرح نموده است. همچنین در دوجلسه، فقراتی از دعای افتتاح در رابطه با حضرت ولیّعصر شرح داده شده است. این کتاب در 11 مجلس تدوین شده که آخرین مجلس این اثر شریف، به پرسش و پاسخ درباره امام زمان ارواحنا فداه اختصاص یافته است.
آموزههای ولایت ج 3
75و هویٰها و منویّات غیر حقیقی خود نیستند و با این قِسم نمیتوان وجدان بشریت را بهبود بخشید و ضمیر بشر را به نور ایمان و به نور توحید منوّر کرد.
ذات نایافته از هستیبخش *** کی تواند که شود هستیبخش؟!1 آن شخصی که سراپای وجود او را تخیّلات و تصوّرات و منویّات و حفظ قدرت و شخصیت و حفظ ریاست بر همۀ دنیا گرفته است، او نمیتواند به داد مردم برسد؛ باید نقطۀ فلاح را در جای دیگری جستجو کرد.
یهود باید به این نکته برسد، نصرانی باید به این نکته برسد، بوداییها باید به این مطلب برسند و آنهایی که منکر خدا هستند هم باید به این نکته برسند؛ زیرا همه دارای وجدان و عقل و همه دارای فهم و ادراک هستند.
عدم اختصاص فهم و ادراک به افرادی خاص
نکتهای که بسیاری از افراد از آن غفلت کردهاند یا خود را به غفلت میزنند، این است که خدای متعال فهم و ادراک را به عدهای خاص اختصاص نداده است. قلب و ضمیر و مایز بین حق و باطل اختصاص به افراد خاصّی ندارد؛ همانطوریکه ما قدرت مایزۀ بین حق و باطل داریم و خوب و بد را میشناسیم، سایر افراد از ملل و نحل و ادیان مختلف هم دارای فکر و عقل ـ عقل خدادای و عقل فطری ـ و میزان سنجش حق و باطلاند، گرچه مظاهر حق برای آنها جلوه پیدا نکرده است؛ آنها هم دارای این قدرت هستند.
اهمیت صداقت با تمام افراد، حتی مشرکین و بیخدایان
ما اگر به یک یهودی یا به یک نصرانی یا به یک بودایی و یا به یک از خدا بیخبر دروغ بگوییم، دروغ ما را میفهمد و حکم به فساد و خلاف ما میکند؛ چه بخواهیم یا نخواهیم! ما اگر در رفتار خود همانگونه عمل کنیم که دنیای سیاسی کنونی عمل میکند، مردم ما را مانند آنها میدانند؛ گرچه ما خود را به این ظهور و به این مظاهر جلوه بدهیم! افکار مردم و ضمیر آنها در اختیار ما نیست.
- مثنوی هفت اورنگ، ج ١، ص ٥٨١:
ذات نایافته از هستیبخش *** چون تواند که بود هستیبخش؟!
- مثنوی هفت اورنگ، ج ١، ص ٥٨١:
