
آموزههای ولایت ج 3
بیاناتی پیرامون امام زمان علیه السّلام و مهدویت
کتاب حاضر، سومین جلد از مجموعۀ ارزشمند «آموزههای ولایت» است که دربرگیرنده سخنرانی های آیت الله حاج سید محمدمحسن حسینی طهرانی - رضوان الله علیه - درباره امام زمان علیه السلام و مهدویت می باشد. این کتاب از دیدگاه متعالی مکتب عرفان به تحلیل و تبیین مسائل مرتبط با حضرت ولی عصر عجل الله فرجه الشریف و چگونگی مواجهه عقلانی و غیراحساسی با غیبت و ظهور آن حضرت می پردازد. آیت الله طهرانی ـ قدس سره ـ در این کتاب با تاکید بر اهمیت توجه به حقیقت امام زمان علیه السلام و توضیح سیره و ممشای اولیای الهی، به نقد دیدگاه ظاهری و سطحی مردم نسبت به امامت پرداخته و امامت و ولایت امام زمان را از منظر عقلی و روایی مورد بررسی قرار می دهد. بررسی فلسفۀ غیبت و وظیفۀ افراد در این زمان، نقش امام زمان در حرکت تکاملی انسان و مهدویّت از دیدگاه اهل عرفان، مباحث بسیار مهمّی هستند که حضرت استاد در جلسات دیگری، مطرح نموده است. همچنین در دوجلسه، فقراتی از دعای افتتاح در رابطه با حضرت ولیّعصر شرح داده شده است. این کتاب در 11 مجلس تدوین شده که آخرین مجلس این اثر شریف، به پرسش و پاسخ درباره امام زمان ارواحنا فداه اختصاص یافته است.
آموزههای ولایت ج 3
43این ترانس میآید برق را طبق آن مقدار مصرف و خورَند، به این دستگاه میدهد.
نزول اسماء و صفات الهی در موجودات به میزان سعۀ وجودی آنها
وجود امام زمان علیه السّلام حکم ترانس عالم وجود است؛ یعنی آن اسماء کلّیۀ الهی مانند اسم علیمِ بیانتها، اسم قدیر بیانتها، اسم حیّ بیانتها و اسم مُمیت بیانتها، تمام این اسامی پروردگار که صفات پروردگار و خصوصیّات ذات پروردگار هستند، اگر بخواهند خارج از محدودۀ سعۀ یک نفر بیایند، اصلاً دوام نمیآورد! خداوند برای هر کسی یک مقدار توان قرار داده که اگر بخواهد از آن توان خارج بشود، اصلاً بهطور کلی متلاشی میشود.
حکایتی از سلب محبّت مادرانه از یک مادر و آثار آن
میگویند: یک روز حضرت عیسی علیٰ نبیّنا و آله و علیه السّلام از جایی میگذشت، دید یک مادری خیلی دارد قربانصدقه بچهاش میرود و خلاصه خیلی اظهار محبّت میکند؛ خیلی زیاد! حضرت عیسی گفت: «خدایا، این مادر خیلی دارد این کار را میکند، طبعاً [به این مقدار] ضرورت ندارد!» حالا خود حضرت عیسی بچه نداشت که بخواهد این مسائل را [داشته باشد]! خطاب آمد: «بسیار خب، ما این محبّت را میگیریم و کم میکنیم.» یکمرتبه دید این مادر بچه را رها کرد و گفت: «من اینجا معطّل تو باشم؟! مگر من بیکارم که خودم را فدای تو بکنم؟! کار و زندگی دارم!» بچه را رها کرد و رفت، بچه هم شروع کرد به گریه کردن و داد و بیداد کردن! حضرت عیسی گفت: «خدایا، این بچه الآن میمیرد، مادرِ او را برگردان!» خطاب آمد: «ما مقدارش را قرار میدهیم، ما آن اندازه را تأمین میکنیم، ما این محبّت را در این مادر قرار میدهیم و ما این میزان و این مقدار را در این مادر میگذاریم تا بتواند بچه را بزرگ کند. اگر مادر محبّت نداشته باشد، دیگر نصفهشب که با گریۀ این بچه بلند نمیشود و خودش را به آب و آتش نمیزند و ناراحتیها را تحمّل نمیکند!»1
- این حکایت به مضمونی نزدیک به آن در تنبیه الخواطر، ج ١، ص ٢٧٢ آمده است. و همچنین این مضمون درحدیثی مورد تأیید قرار گرفته است:
نزهة النّاظر، ص ٢١:
«قَالَ [رسول اللَه] صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ: الْأَمَلُ رَحْمَةٌ لِأُمَّتِي، وَ لَوْ لَا الْأَمَلُ مَا أَرْضَعَتْ أُمٌّ وَلَداً وَ لَا غَرَسَ غَارِسٌ شَجَرا». ترجمه:
«رسول خدا صلّیاللَهعلیهوآلهوسلّم فرمود: «امیدواری رحمتی است برای امّتم و اگر امیدواری نبود هیچ مادری به فرزند خود شیر نمیداد و هیچ باغبانی درختی را نمیکاشت!»
- این حکایت به مضمونی نزدیک به آن در تنبیه الخواطر، ج ١، ص ٢٧٢ آمده است. و همچنین این مضمون درحدیثی مورد تأیید قرار گرفته است:
